English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
wage control کنترل دستمزد
Other Matches
wage fund theory of wages نظریه مزد بر اساس وجوه دستمزد براساس این نظریه که توسط استوارت میل بیان شده مزد بر اساس رابطه میان کل وجوه مربوط به پرداخت دستمزد و تعدادکارگران تعیین میشودبنابراین برای افزایش دستمزد بایستی یا کل این وجوه را بالا برد و یا اینکه تعداد کارگران را کاهش داد
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
salary دستمزد
waged دستمزد
wages دستمزد
waging دستمزد
paying دستمزد
pays دستمزد
rapine دستمزد
feoff دستمزد
stipend دستمزد
stipends دستمزد
factor payments دستمزد
pay دستمزد
wage دستمزد
salaries دستمزد
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
minimum wage حداقل دستمزد
direct labour دستمزد مستقیم
wage compution day دستمزد ساعتی
base wage rate حداقل دستمزد
wage agreement قرارداد دستمزد
wage ceiling سقف دستمزد
wage policy سیاست دستمزد
daily pay دستمزد روزانه
wage ceiling حداکثر دستمزد
payroll سیاهه دستمزد
wage rate نرخ دستمزد
wage freeze انجماد دستمزد
rate of wage نرخ دستمزد
wage market بازار دستمزد
wage index شاخص دستمزد
fee مزد دستمزد
wage funds وجوه دستمزد
wage funds مایه دستمزد
wage stabilization ثبات دستمزد
wage differentials اختلاف در دستمزد
wage constraint محدودیت دستمزد
wage costs مخارج دستمزد
wage cuts کاهش دستمزد
wage determination تعیین دستمزد
cash-wage دستمزد نقدی
wage standard دستمزد استانده
annual wage دستمزد سالانه
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
wage agreement موافقت نامه دستمزد
wage income درامد بشکل دستمزد
wage freeze ثابت نگهداشتن دستمزد
wage price spiral دور تسلسل دستمزد
wage bargain چانه زنی دستمزد
wage profit ratio نسبت دستمزد به سود
wage system نظام پرداخت دستمزد
wage flexibility انعطاف پذیری دستمزد
The wages wI'll be raised. دستمزد ها بالاخواهند رفت
indirect labour هزینه دستمزد غیرمستقیم
raise بالا بردن دستمزد
raises بالا بردن دستمزد
rate of wage increase نرخ افزایش دستمزد
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
primage دستمزد بار زدن کشتی
practice fee دستمزد [مثال ویزیت دکتر]
mandate قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
double time پرداخت دستمزد کارگران به دو برابر مقدار عادی
truck system اصول دادن کالا به جای دستمزد به کارگران
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
minimim wage law قانون حداقل دستمزد که براساس ان حداقل دستمزدنبایستی از میزانی که توسط دولت تعیین میشود کمتر باشد
cottage contract نوعی قرارداد بافت روستایی که کارفرما کاغذ شطرنجی، نخ های رنگ شده و طرح را آماده کرده و دستمزد بافنده پس از فروش به وی پرداخت می شود
kabal قبال [نوعی واحد اندازه گیری در تبریز معادل هزار و چهارصد گره می باشد و جهت تعیین مقدار دستمزد بافنده بکار می رود.]
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
retainer حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
retainers حق المشاوره ثابت و مقطوع وکیل دائمی قرارداد پرداخت دستمزد وکیل دائمی
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
subsistence theory of wages نظریه حداقل دستمزدها براساس این نظریه که دراواخر قرن 81 و اوایل قرن نوزدهم رایج بوده است دردراز مدت میزان دستمزد باحداقل نیاز برای زندگی برابرخواهد بود . این قانون
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
controlling کنترل
minor control کنترل کم
controls کنترل
control code کد کنترل
check-up کنترل
check-ups کنترل
line control کنترل خط
control کنترل
rein کنترل
production control کنترل تولید
program control کنترل برنامه
full command کنترل کامل
relays یچ کنترل الکترومغناطیسی
relayed یچ کنترل الکترومغناطیسی
forms control کنترل فرم ها
electric control کنترل الکتریکی
flow control کنترل جریان
fly control برج کنترل
error control کنترل خطا
bridling کنترل کردن
bridles کنترل کردن
bridled کنترل کردن
process control کنترل فرایند
electronic control کنترل الکترونیکی
bridle کنترل کردن
frequency check کنترل فرکانس
project control کنترل پروژه
budgetary control کنترل بودجهای
budgetary control کنترل بودجه
controlling کنترل کردن
light control کنترل نور
frequency control کنترل فرکانس
exchange control کنترل ارزی
fire control کنترل اتش
control کنترل بازبینی
control کنترل کردن
control word کلمه کنترل
fighter control کنترل شکاریها
field control کنترل میدان
controlling کنترل بازبینی
quantity control کنترل کمیت
push button control کنترل دکمهای
controllability قابلیت کنترل
flight control کنترل پرواز
frame کنترل هایی
cam control بادامک کنترل
fiscal control کنترل مالی
controls کنترل بازبینی
controls کنترل کردن
exchange control کنترل ارز
experimental control کنترل ازمایشی
camshaft محور کنترل
asynchronous control کنترل ناهمگام
level control کنترل سطح
cpu واحد کنترل
minor control کنترل ضعیف
mixture control کنترل مخلوط
monetary control کنترل پولی
motor control کنترل حرکتی
n/c کنترل عددی
net control کنترل شبکه
lateral control کنترل جانبی
numerical control کنترل عددی
automatic control کنترل خودکار
organization control کنترل سازمانی
penstock دریچه کنترل اب
arbitrary control کنترل فرضی
arms control کنترل سلاح
lever control کنترل اهرمی
camshafts محور کنترل
marketing audit کنترل داخلی
manual control کنترل دستی
temper screw پیچ کنترل
cortical control کنترل مغزی
external control کنترل خارجی
check-up کنترل کردن
material control کنترل مواد
check-ups کنترل کردن
air way station ایستگاه کنترل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com