Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (12 milliseconds)
English
Persian
traffic control
کنترل عبور و مرور
Search result with all words
air traffic control
کنترل عبور و مرور هوایی
air-traffic control
کنترل عبور و مرور هوایی
air movement section
قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
traffic post
پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
Other Matches
trafficked
عبور و مرور
traffics
عبور و مرور
trafficking
عبور و مرور
traffic
عبور و مرور
access structures
ساختمانهای عبور و مرور
traffic density
تکاشف عبور و مرور
airfield traffic
عبور و مرور فرودگاه
traffic density
تراکم عبور و مرور
traffic court
دادگاه عبور و مرور
traffic sign
علامت عبور و مرور
eligible traffic
عبور و مرور مجاز
traffic density
شدت عبور و مرور
bus traffic
عبور و مرور اتوبوسها
traffic lane
مسیر عبور و مرور
traffic peak
حداکثر عبور و مرور
traffic intensity
شدت عبور و مرور
to be under curfew
در منع عبور و مرور بودن
traffic cut
تقاطع دو جریان عبور و مرور
curfew period
ساعات منع عبور و مرور
safe-conducts
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
access structures
ساختمان های قابل عبور و مرور
road discipline
مقررات عبور و مرور روی جاده
safe conduct
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
curfews
زمان قطع عبور و مرور قرق
curfew
زمان قطع عبور و مرور قرق
safe conducts
جواز عبور و مرور درمنطقه نظامی
pointsman
عبور و مرور که دریک نقطه ایستاده
control point
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
pelican crossing
دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
tolled
حق عبور یا حق ارتفاق ساقط شده در اثر مرور زمان
cone penetrometer
وسیله تعیین مقاومت خاک برای عبور و مرور خودروها
inbound traffic
مسیر عبور و مرور وسایل نقلیه یا کشتی و هواپیما درخارج از کشور
air traffic regulation and identificatio
سیستم تشخیص و کنترل عبورو مرور هوایی
controlled passing
عبور کنترل شده
transit
کنترل عبور و مرورکشتیها
air traffic section
قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
controlled passing
عبور ومرور کنترل شده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
positive control
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
calibrated orifice
سوراخ یا تنگنایی با قطرداخلی مشخص جهت اندازه گیری یا کنترل جریانی که ازان عبور میکند
coroutine
بخشی از برنامه یا تابع که داده را عبور میدهد و سایر توابع همروند را کنترل میکند سپس متوقف میشود
imprescriptible
وابسته به اموال حقوقی که مشمول مرور زمان نیست غیر مشمول مرور زمان تجویز نشده
cascade control
چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
wading crossing
عبور از اب درقسمتهای قابل عبور
energy transition
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
electronic
مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
tokens
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
token
بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
apt
زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
processor
پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
control panel
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
loop
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
control and reporting center
تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loops
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
looped
عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
circulation control
کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control
کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron
کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
IRQ
سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control
کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
review
مرور
reviewed
مرور
reviewing
مرور
reviews
مرور
overview
مرور
revisal
مرور
overviews
مرور
once over
مرور
once-over
مرور
tracts
مرور
reviewal
مرور
perusal
مرور
tract
مرور
ctrl
کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
rehearsals
مرور ذهنی
rehearsal
مرور ذهنی
time lapse
مرور زمان
glanced
نظراجمالی مرور
lapses
انصراف مرور
go over
مرور کردن
turn over
مرور کردن
lapse
انصراف مرور
lapsing
انصراف مرور
go through
مرور کردن
glance
نظراجمالی مرور
rub up
مرور کردن
prescription
مرور زمان
lapse of time
مرور زمان
scrolls
مرور کردن
scroll
مرور کردن
prescriptions
مرور زمان
run over
مرور کردن
statute of limitation
مرور زمان
glances
نظراجمالی مرور
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control sheet
صفحه کنترل چارت کنترل
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
block plot
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
limitation of actions
مرور زمان دعاوی
wear off/away
<idiom>
به مرور محو شدن
negative prescription
مرور زمان مسقط
extinctive prescription
مرور زمان اسقاط حق
die out
<idiom>
به مرور از بین رفتن
airfield traffic
عبورو مرور در فرودگاه
scans
اجمالا مرور کردن
creative prescription
مرور زمان ایجاد حق
time barred
مشمول مرور زمان
barred by statute
مشمول مرور زمان
limitation act
قانون مرور زمان
limitation period
مدت مرور زمان
scan
اجمالا مرور کردن
reliving
در ذهن مرور کردن
scanned
اجمالا مرور کردن
statute of limitations
قانون مرور زمان
revisions
تجدید نظر مرور
reviewing
بررسی کردن مرور
period of prescription
مدت مرور زمان
positive prescription
مرور زمان ایجاد حق
reviewed
بررسی کردن مرور
lapse
استفاده از مرور زمان
lapsing
استفاده از مرور زمان
review
بررسی کردن مرور
lapses
استفاده از مرور زمان
ecquisitive prescription
مرور زمان مملک
reviews
بررسی کردن مرور
positive prescription
مرور زمان مملک
acquisitive prescription
مرور زمان مملک
statutory limitation
قانون مرور زمان
negative prescription
مرور زمان اسقاط حق
revision
تجدید نظر مرور
informal design review
مرور غیررسمی طرح
relives
در ذهن مرور کردن
relived
در ذهن مرور کردن
relive
در ذهن مرور کردن
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
to run over
مرور کردن زیر گرفتن
wear thin
<idiom>
به مرور زمان لاغر شدن
diacoustics
علم مرور وشکست صدا
lapse
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
lapses
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
elapsation
ازدست رفتن حق به واسطه مرور زمان
lapsing
از مدافتادن مشمول مرور زمان شدن
prescribe to
استناد به مرور زمان دراثبات ادعا
tactical air controler
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation
مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
to scrape up
[money]
چیزی را به مرور زمان کم کم جمع کردن
[پول]
brush up on something
<idiom>
تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
subroutine
تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
control officer
افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
remote control
کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
prescriptions
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
patina
[جرم، کبره و کثیف شدن الیاف پشم در اثر مرور زمان]
prescription
دستورالعمل نسخه حق مالکیت در نتیجه تصرف طولانی و بلامعارض مرور زمان
simple network management protocol
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
quality control tests
ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
limitation of actions
در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است
walkthrough
جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
airlift control element
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody
مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
fording
عبور از اب
right of passage
حق عبور
road haulage
حق عبور
transmittal
عبور
transmittance
عبور
passage of lines
عبور از خط
right of way
حق عبور
tolling
حق عبور
rights of way
حق عبور
tolls
حق عبور
transit
عبور
toll
حق عبور
passages
عبور
cross-Channel
عبور
transmissions
عبور
transmission
عبور
crossing
عبور
alpha canis majoris
عبور
passages
حق عبور
passage
حق عبور
transmittancy
عبور
passage
عبور
traversing
عبور کردن
cruising
عبور کردن
safe conduct
رخصت عبور
cruised
عبور کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com