English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
project control کنترل پروژه
Other Matches
projects پروژه پروژه افکندن
projected پروژه پروژه افکندن
project پروژه پروژه افکندن
cascade control چندین واحد کنترل که هر یک دیگری را کنترل میکند, کنترل ابشاری
control point نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور
scheme پروژه
schemed پروژه
projections پروژه
schemes پروژه
projection پروژه
project پروژه
profile of the road خط پروژه
projected پروژه
projects پروژه
designs پروژه طرح
project manager مدیر پروژه ها
to shunt a project کنارگذاشتن یک پروژه
project appraisal ارزشیابی پروژه
project manager مدیر پروژه
project plan طرح پروژه
project selection انتخاب پروژه
design پروژه طرح
project library کتابخانه پروژه
project management system سیستم مدیریت پروژه
project loans قرضههای مربوط به پروژه ها
project technical report گزارش فنی پروژه
long term project پروژه طویل مدت
project section بخش تهیه پروژه ها
project schedule زمان بندی پروژه
project management program برنامه مدیریت پروژه
water utilization project پروژه بهره برداری از منابع اب
tokens بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
token بسته کنترل بین ایستگاههای کاری برای کنترل دستیابی به شبکه
tasks نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
electronic مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
task نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
apt زبان برنامه سازی برای کنترل ماشینهای کنترل عددی
control panel صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
processor پردازندهای که ارتباطات دادهای از قبیل DAM و توابع کنترل خطا را کنترل میکند
The project was terminated as of July 1. پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
real time سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executive دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
looped عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
executives دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
loops عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
circulation control کنترل جریان اب کنترل چرخش و یاگردش کالاها یا پول
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
rolleron کنترل پروازی که به عنوان کنترل اولیه و اصلی درموشکهای دارای بال شعاعی بکار رود
flexible کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
projected ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projects ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
IRQ سیگنال ارسالی به CPU برای به تعویق انداختن پردازش عادی به طور موقت و کنترل انتقال به تابع کنترل وقفه
controlling سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controls سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
inventory control کنترل ذخایرموجودی انبار کنترل دارایی
critical path analysis استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
ctrl کلید کنترل یا کلیدی روی ترمینال کامپیوتر که در صورت انتخاب شدن یک حرف کنترل به کامپیوتر می فرستد
workgroup گروه کوچک کاربران که روی یک پروژه کار می کنند یا به یک شبکه محل وصل هستند
to boondoggle [American English] پول و وقت تلف کردن [برای پروژه ای با سرمایه دولت بخاطر انگیزه سیاسی]
When we get this project off the ground we can relax. وقتی این پروژه پا بگیرد و با موفقیت شروع شود، دیگر خیالمان راحت است.
apt یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
latest event time دیرترین زمانیکه تا ان زمان یک واقعه میتواند اتفاق بیافتد بدون انکه مدت اجرای پروژه طولانی تر گردد
tactical air controler افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
controlled fragmentation مهمات با ترکش کنترل شده گسترش کنترل شده ترکشها
subroutine تعداد دستورات کامپیوتر در برنامه که در زمان فراخوانی می شوند و تا خاتمه کنترل می شوند و پس از فراخوانی کنترل به دستور بعدی می رود
feasibility بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
optimum schedule مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
control officer افسر کنترل ستون موتوری افسر کنترل کننده
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
remote control کنترل ازراه دور کنترل بی سیم از راه دور
outliner برای اینکه به کاربر کمک کند تا بخش ها و زیربخشهای لیست ای از اشیا را مرتب کند یا بخشهایی از پروژه را
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
anti- ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
basics توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
go around mode روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
airlift control element عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
custody مسئولیت کنترل و انتقال ودسترسی به جنگ افزارها مسئولیت حفافت و کنترل جنگ افزارها و اسناد انها
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
tactical air control center مرکز کنترل نیروی هوایی تاکتیکی کنترل هوایی تاکتیکی
controlled net شبکه مخابراتی کنترل شده مدار کنترل شده مخابراتی
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
designs پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
design پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
pert Technique Review Evaluationand Program فن ارزیابی و بررسی برنامه Technique Review Evaluationand Project روش مرور و ارزیابی پروژه
periodic stock check کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
controls کنترل
rein کنترل
control code کد کنترل
control کنترل
controlling کنترل
check-up کنترل
line control کنترل خط
check-ups کنترل
minor control کنترل کم
carriage control کنترل نورد
wage control کنترل دستمزد
stock control کنترل موجودی
central control panel مرکز کنترل
centralized control کنترل تمرکزی
check mark علامت کنترل
checks and balance کنترل و مقابله
asynchronous control کنترل ناهمگام
pulpit میز کنترل
automatic control کنترل خودکار
push button control کنترل دکمهای
bank sluice دریچه کنترل
visual control کنترل دید
quantity control کنترل کمیت
bowden control cable کابل کنترل
budgetary control کنترل بودجهای
pulpits میز کنترل
voltage control کنترل ولتاژ
cascade control کنترل زنجیرهای
cam control بادامک کنترل
cintrol mechanism مکانیسم کنترل
budgetary control کنترل بودجه
control bus گذرگاه کنترل
control bus مسیر کنترل
control cable کابل کنترل
control card کارت کنترل
control cards کارتهای کنترل
control character دخشه کنترل
control circuit مدار کنترل
control circuits مدارهای کنترل
control block بلوک کنترل
control block کنده کنترل
close control کنترل نزدیک
coercive control کنترل قهری
command and control کنترل و فرماندهی
supply control کنترل اماد
program control کنترل برنامه
contract control کنترل دینامیکی
production control کنترل تولید
control area منطقه کنترل
contract control کنترل تغایر
reactor control کنترل راکتور
relay یچ کنترل الکترومغناطیسی
sequence control کنترل ترتیب
controllable قابل کنترل
takeover اعمال کنترل
frame کنترل هایی
check-ups کنترل کردن
to heel <idiom> تحت کنترل
sequence checking کنترل متوالی
social control کنترل اجتماعی
speed control کنترل سرعت
sequence control کنترل ترتیبی
size control کنترل اندازه
sequence control کنترل متوالی
relayed یچ کنترل الکترومغناطیسی
check-up کنترل کردن
relays یچ کنترل الکترومغناطیسی
control logic منطق کنترل
sequential control کنترل ترتیبی
supervisory control کنترل نظارتی
takeovers اعمال کنترل
start up control کنترل اغازی
Quality Control کنترل کیفیت
statistical control کنترل اماری
access control کنترل دستیابی
accuracy control کنترل دقت
air control کنترل هوایی
control towers برج کنترل
air way station ایستگاه کنترل
stock check کنترل موجودی
reverse control کنترل معکوس
arbitrary control کنترل فرضی
controlled کنترل شده
uncontrolled کنترل نشده
rocket control کنترل موشک
camshafts محور کنترل
riot control کنترل اغتشاشات
in check <idiom> غیرقابل کنترل
camshaft محور کنترل
run wild <idiom> غیرقابل کنترل
stimulus control کنترل محرک
get along <idiom> کنترل کردن
foot control کنترل پایی
arms control کنترل سلاح
control code رمز کنترل
n/c کنترل عددی
exchange control کنترل ارزی
experimental control کنترل ازمایشی
external control کنترل خارجی
field control کنترل میدان
fighter control کنترل شکاریها
fire control کنترل اتش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com