English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
dishcloth کهنه فرف شویی
dishcloths کهنه فرف شویی
Other Matches
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
clouted پارچه کهنه کهنه
clouts پارچه کهنه کهنه
clout پارچه کهنه کهنه
clouting پارچه کهنه کهنه
sandblast شن شویی
fullers earth گل رخت شویی
gargarism گلو شویی
washing up فرف شویی
gas washing گاز شویی
scouring پشم شویی
elutriation خاک شویی
washing-up فرف شویی
linen رخت شویی
dry cleaning خشک شویی
dishwater اب فرف شویی
pickling قطعه شویی
gargled گلو شویی
menticide مغز شویی
gargle گلو شویی
brainwashes مغز شویی
brainwashed مغز شویی
dry wash خشک شویی
lye tub رخت شویی
doubling test ازمایش تا شویی
leaching سنگ شویی
carpet washing قالی شویی
brainwash مغز شویی
Feng shui فنگ شویی
gargling گلو شویی
gargles گلو شویی
powder blue نیل رخت شویی
eyecup فرف چشم شویی
rooker لاوک خاک شویی
sculleries فرف شویی ناو
scullery فرف شویی ناو
gas washing bottle بطری گاز شویی
hand basin لگن دست شویی
sinks دست شویی اشپزخانه
sluiced سنگ شویی کردن
sluices سنگ شویی کردن
dry wash خشک شویی کردن
dry clean خشک شویی کردن
dish rag کهنهء فرف شویی
sluice سنگ شویی کردن
sink دست شویی اشپزخانه
black pickling اسید شویی مقدماتی
clothesline طناب رخت شویی
eyewash مایع چشم شویی
coke watering car واگن ویژه ذغال شویی
eye cup میشویند فرف چشم شویی
tub تغار رخت شویی طشت
tubs تغار رخت شویی طشت
swabs اسفنج زمین شویی لوله پاک کن
swab اسفنج زمین شویی لوله پاک کن
to put out washing رختهای شستنی خودرابرخت شویی بیرون دادن
launderettes دستگاه لباسشویی خود کار ماشین رخت شویی
slipper bath یکجور فرف تن شویی که روی ان نیمه پوشیده است
launderette دستگاه لباسشویی خود کار ماشین رخت شویی
timeworn کهنه
out of d. کهنه
pokey کهنه
tatters کهنه
musty کهنه
worn-out کهنه
worn out کهنه
poky کهنه
by gone کهنه
pokiest کهنه
pokier کهنه
crusted کهنه
mucid کهنه
age old کهنه
dossil کهنه
antiquated کهنه
gray کهنه
kettle holder کهنه
knacker کهنه خر
age-old کهنه
fogram کهنه
antique کهنه
antiques کهنه
behind the times کهنه
obsolescent کهنه
wadding کهنه
rungs کهنه
tacky کهنه
weatherworn کهنه
worm eaten کهنه
obsolescence کهنه گی
wad کهنه
wads کهنه
old-fashioned کهنه
behindhand کهنه
trite کهنه
olden کهنه
obsolete کهنه
fustier کهنه
weatherbeaten کهنه
rag کهنه
fusty کهنه
trity کهنه
archaic کهنه
run-down کهنه
ragman کهنه خر
rags کهنه
outworn کهنه
dowdy کهنه
lint کهنه
stale کهنه
run down کهنه
ragged کهنه
fustiest کهنه
shabbly کهنه
thread bare فرش کهنه
old wool پشم کهنه
codex دستخط کهنه
duddie کهنه پوش
A pair of old pants ( trousers ) . یک شلوار کهنه
fripperer کهنه فروش
stale joke جوک کهنه
sour dough کهنه کار
duddy کهنه پوش
fogyish کهنه پرست
wall rue سداب کهنه
hunkerism کهنه پرستی
unworn کهنه نشده
the old world جهان کهنه
superannuate کهنه شدن
obsolesce کهنه شدن
ogygian بسیار کهنه
ragman کهنه فروش
green meat گوشت کهنه
wash linen کهنه فرفشویی
dodo کهنه پسند
uptight کهنه پرست
unreconstructed کهنه پرست
fuddy-duddy کهنه اندیش
rag picker کهنه برچین
fogyism کهنه پرستی
fuddy-duddies کهنه اندیش
dodos کهنه پسند
dodoes کهنه پسند
pseudo archaic کهنه نما
dead منسوخ کهنه
veterans کهنه کار
veterans کهنه سرباز
lint کهنه فتیله
superannuated زیاد کهنه
back number شماره کهنه
back number چیز کهنه
back numbers شماره کهنه
back numbers چیز کهنه
Neanderthal خیلی کهنه
obscurantism کهنه پرستی
old timer کهنه کار
veteran کهنه سرباز
veteran کهنه کار
ages کهنه کردن
junk کهنه و کم ارزش
mouldy کهنه وفاسد
wad کهنه نمد
wads کهنه نمد
ancient کهن کهنه
rag کهنه شدن
rags کهنه شدن
age کهنه کردن
dab کهنه را نم زدن
dabbed کهنه را نم زدن
dabs کهنه را نم زدن
aging کهنه کردن
aging کهنه شدن
old-timer کهنه کار
antiquate کهنه کردن
old کهنه کار
old پیرانه کهنه
older کهنه کار
boneman کهنه فروش
older پیرانه کهنه
shabbiest کهنه ژنده
shabbier کهنه ژنده
oldest پیرانه کهنه
oldest کهنه کار
shabby کهنه ژنده
old-timers کهنه کار
fripper کهنه فروش
duds رخت کهنه
wear out کهنه و فرسوده شدن
back out کهنه و فرسوده شدن
to pick rags کهنه برچینی کردن
ragpicker کهنه و ژنده جمع کن
trade something in <idiom> تعویض وسایل کهنه
outwear کهنه شدن گذراندن
stager ادم کهنه کار
sea dog ملوان کهنه کار
tampon پنبه یا کهنه قاعدگی
passe کهنه مسلک گذشته
hach زیاداستعمال کردن کهنه
he has seen sevice کهنه کار است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com