English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (42 milliseconds)
English Persian
age کهنه کردن
ages کهنه کردن
aging کهنه کردن
antiquate کهنه کردن
Search result with all words
vet بیطاری کردن کهنه سرباز
vets بیطاری کردن کهنه سرباز
vetted بیطاری کردن کهنه سرباز
hach زیاداستعمال کردن کهنه
to pick rags کهنه برچینی کردن
antique wash دواشور کردن فرش جهت کهنه و قدیمی جلوه دادن آن
burning دوارشور کردن فرش جهت کهنه کردن ظاهر آن
chemical wash کهنه شور یا دواشور نمودن فرش با کلر و خاکستر چوب جهت ملایم کردن رنگ ها و افزایش طول عمر ظاهری و غیر حقیقی فرش
Other Matches
clouted پارچه کهنه کهنه
clouting پارچه کهنه کهنه
clout پارچه کهنه کهنه
clouts پارچه کهنه کهنه
obsolescence کهنه گی
poky کهنه
worn out کهنه
pokiest کهنه
worn-out کهنه
musty کهنه
age old کهنه
fustiest کهنه
archaic کهنه
age-old کهنه
tatters کهنه
antique کهنه
wadding کهنه
antiques کهنه
pokier کهنه
crusted کهنه
fogram کهنه
obsolete کهنه
ragman کهنه خر
rags کهنه
lint کهنه
rag کهنه
trity کهنه
gray کهنه
fustier کهنه
stale کهنه
fusty کهنه
run down کهنه
run-down کهنه
ragged کهنه
shabbly کهنه
old-fashioned کهنه
obsolescent کهنه
timeworn کهنه
kettle holder کهنه
weatherworn کهنه
weatherbeaten کهنه
knacker کهنه خر
trite کهنه
rungs کهنه
wads کهنه
worm eaten کهنه
out of d. کهنه
behind the times کهنه
by gone کهنه
tacky کهنه
olden کهنه
pokey کهنه
behindhand کهنه
antiquated کهنه
wad کهنه
mucid کهنه
dossil کهنه
dowdy کهنه
outworn کهنه
obscurantism کهنه پرستی
older پیرانه کهنه
older کهنه کار
ogygian بسیار کهنه
mouldy کهنه وفاسد
back numbers چیز کهنه
fuddy-duddy کهنه اندیش
dodos کهنه پسند
oldest کهنه کار
obsolesce کهنه شدن
oldest پیرانه کهنه
dodoes کهنه پسند
rags کهنه شدن
rag کهنه شدن
fuddy-duddies کهنه اندیش
dodo کهنه پسند
old پیرانه کهنه
unreconstructed کهنه پرست
pseudo archaic کهنه نما
wash linen کهنه فرفشویی
wall rue سداب کهنه
old timer کهنه کار
superannuated زیاد کهنه
back number شماره کهنه
back number چیز کهنه
back numbers شماره کهنه
Neanderthal خیلی کهنه
old-timers کهنه کار
old کهنه کار
wad کهنه نمد
stale joke جوک کهنه
ancient کهن کهنه
A pair of old pants ( trousers ) . یک شلوار کهنه
wads کهنه نمد
uptight کهنه پرست
dab کهنه را نم زدن
unworn کهنه نشده
aging کهنه شدن
junk کهنه و کم ارزش
duddy کهنه پوش
veterans کهنه سرباز
veterans کهنه کار
veteran کهنه سرباز
veteran کهنه کار
sour dough کهنه کار
the old world جهان کهنه
duddie کهنه پوش
duds رخت کهنه
boneman کهنه فروش
fripper کهنه فروش
fripperer کهنه فروش
old wool پشم کهنه
codex دستخط کهنه
shabby کهنه ژنده
shabbiest کهنه ژنده
shabbier کهنه ژنده
superannuate کهنه شدن
green meat گوشت کهنه
dabbed کهنه را نم زدن
ragman کهنه فروش
thread bare فرش کهنه
lint کهنه فتیله
dead منسوخ کهنه
rag picker کهنه برچین
old-timer کهنه کار
dabs کهنه را نم زدن
hunkerism کهنه پرستی
fogyism کهنه پرستی
fogyish کهنه پرست
bric a brac اشیاء کهنه وعتیقه
he has seen sevice کهنه کار است
wear out کهنه و فرسوده شدن
ragpicker کهنه و ژنده جمع کن
tampons پنبه یا کهنه قاعدگی
passe کهنه مسلک گذشته
Antiguated آنتیک ،کهنه،قدیمی
knackery جنس بنجل و کهنه
one nails drives another غم جدید غم کهنه را بر از یاد
back out کهنه و فرسوده شدن
paleology دانش چیزهای کهنه
outwear کهنه شدن گذراندن
bibliopolism فروش کتابهای کهنه
antediluvian ادم کهنه پرست
glass cloth کهنه شیشه پاک کن
trade something in <idiom> تعویض وسایل کهنه
tampon پنبه یا کهنه قاعدگی
stager ادم کهنه کار
dishcloth کهنه فرف شویی
sea dog ملوان کهنه کار
dishcloths کهنه فرف شویی
ragbags کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
age : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
old fashioned کهنه پرست محافظه کار
ragbag کیف لباسهای کهنه و بی مصرف
articlcs of virtu کالاهای صنعتی و کهنه وکمیاب
veteran skill مهارت و کهنه کاری کارازمودگی
modified stock car اتومبیل با بدنه کهنه و موتورجدید
fossilizes سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilize سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
snot rag کهنه بینی پاک کنی
fossilizing سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
God bless [you] ! خدا حافظ [واژه کهنه]
fossilising سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilises سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
fossilised سخت ومتحجرشدن کهنه شدن
She's quite a back number. <idiom> او [زن] آدم کهنه فکری است.
he is a past master in او در استاد یا کهنه کار است
dish towel کهنه فرف خشک کنی
junk طناب کهنه کاغذ پاره
jalopies اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
well-worn زیاد کار کرده کهنه
ages : پیرشدن پیرنماکردن کهنه شدن
well worn زیاد کار کرده کهنه
bibliopoly فروش کتابهای کهنه یاعتیق
jalopy اتومبیل یا هواپیمای کهنه واسقاط
demode ازمد افتاده کهنه شده
Old clothes ( houses ) . لباس ( خانه های) کهنه
tampons توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
mossback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
The old paper money is called in. اسکناسهای کهنه از جریان خارج می شوند
His political beliefs are old hat now . عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
campaigner سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
campaigners سرباز کهنه کار نامزد انتخابات
fin de siecle وابسته به اخرقرن نوزدهم کهنه شونده
Who is worse shod than the shoemakers wife?. <proverb> کهنه تر از کفش زن کفاش ,کفشى هست ؟.
shopworn کهنه ورنگ رفته در اثرماندن در مغازه
tampon توپی یا کهنه مخصوص گرفتن سوراخی
mossyback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
obsoletism بکار بردن واژههای کهنه یامهجور
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) . این حرفها دیگه کهنه شده است
reindeer گوزن شمالی وابسته بدوران کهنه سنگی اروپا
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
demolition derby مسابقه رانندگان ماهر درزدن اتومبیلهای کهنه به یکدیگر
This jock that you told me is as old as Adams . این لطیفه که گفتی خیلی دیگه کهنه است
paleolithic وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
mops چوبی که کهنه یا پشم بر سران می پیچند ومانند جاروبکار میبرند
mopped چوبی که کهنه یا پشم بر سران می پیچند ومانند جاروبکار میبرند
mopping چوبی که کهنه یا پشم بر سران می پیچند ومانند جاروبکار میبرند
mop چوبی که کهنه یا پشم بر سران می پیچند ومانند جاروبکار میبرند
due از دست رفته کهنه شده از نوبت خارج شده
scale فلس پشم [این عامل اصلی کهنه جلوه نمودن فرش در اثر کنده شدن فلس از سطح پشم در اثر مرور زمان و راه رفتن بر روی فرش می باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com