Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
English
Persian
superannuation
کهولت بازنشستگی
Other Matches
caducity
کهولت ضعف دوران کهولت
senility
کهولت
senectitude
کهولت
entropy
کهولت
retirement
بازنشستگی
retired ness
بازنشستگی
superannuation
بازنشستگی
pensionable age
سن بازنشستگی
pension funds
وجوه بازنشستگی
pension fund
صندوق بازنشستگی
old age insurance
بیمه بازنشستگی
retired pay
حقوق بازنشستگی
retiring pension
حقوق بازنشستگی
golden handshake
دستخوش بازنشستگی
golden handshakes
دستخوش بازنشستگی
old age pension
حقوق بازنشستگی
old age pension
مستمری بازنشستگی
pension insurance
بیمه بازنشستگی
pensionable
شایسته بازنشستگی
retired
مربوط به بازنشستگی
pension
مستمری بازنشستگی
pensions
مستمری بازنشستگی
pension
حقوق بازنشستگی یا تقاعد
pensions
حقوق بازنشستگی پانسیون
pensions
حقوق بازنشستگی یا تقاعد
pension
حقوق بازنشستگی پانسیون
pensionable
وقت بازنشستگی رسیده
to save for retirement
برای بازنشستگی پس انداز کردن
IRA
مخفف حساب پس انداز بازنشستگی فردی
golden handshake
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
golden handshakes
پاداشی که برای تشویق کارمند به بازنشستگی به او پیشنهاد میشود
provident fund
وجوه متراکم شده برای تامین مالی دوره بازنشستگی
Any reform of the pension law must be left to the future.
هر اصلاح قانون بازنشستگی باید به آینده باقی گذاشته شود.
short timer
پرسنلی که عمر خدمتی کوتاهی از انها مانده و به سن بازنشستگی نزدیک هستند
accrued benefit
پولی که شرکت به یکی از کارمندان بدهکار است بخصوص بابت بازنشستگی
new deal
برنامه توسعه اقتصادی فرانکلین روزولت پس از سالهای بعداز بحران بزرگ درامریکا که دران کمک به کشاورزی بازنشستگی وبیمه بیکاری و غیره گنجانیده شده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com