English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (6 milliseconds)
English Persian
whence که از انجا چه جا
Search result with all words
barnstorm مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
away مرتبا از انجا
yonder انجا
thither انجا
thither به انجا
thence از انجا
there انجا
there به انجا
there دراین موضوع انجا
wherever انجا که
as far as possible تا انجا که بتوان
as far as possible تا انجا که میشد
as for as i know تا انجا که من میدانم
at the top of one's bent تا انجا که می توان تحمل کرد
fitting shop کارگاهی که در انجا اجزای ماشین را سوار میکنند کارگاه مونتاژ
for a iknow تا انجا که می دانم
he no longer went there دیگر انجا نرفت
he went there in black اوبا جامه سیاه انجا رفت
here and there اینجا انجا
hydropath establishment بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
hydrotherapeutic بیمارستانی که ناخوشیها را در انجا بااب درمان می کنند
i am very keen on going there من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
i did not find a there کسی را در انجا نیافتم
i know that place by sight انجا را
i put the population at 0000 نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
i stayed there for days سه روز انجا ماندم
i went there in my own شخصا` انجا رفتم
i went there particularly to یک کاره انجا رفتم
iam a to go there از رفتن به انجا خجالت می کشم
it is impossible to live there نمیشود در انجا زندگی کرد زندگی
it is impossible to live there در انجا میسرنیست
it is not half bad انجا بداست
limbers ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
passing lane فاصله بین دو یار که میتوان از انجا توپ را پاس داد
see if he is still there به بیند او هنوز انجا است یانه
so far forth تا انجا
statitizing فرایند انتقال یک دستورالعمل از حافظه کامپیوتر به ثباتهای دستورالعمل و نگهداری ان ان در انجا بگونهای که برای اجرا شدن اماده باشد
stay there till i return انجا بمانیدتامن برگردم
the population is stationary شماره نفوس انجا کم وزیادنمیشود
thenceforward از انجا ببعد
there was not a soul ذی نفسی انجا نبود
thereat در انجا
therof از انجا
to ring the changes کاری راتا انجا که بتوان باشکال گوناگون انجام دادن
tontine تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
we used to play there ما انجا بازی میکردیم
whereat که بدان جهت که در انجا
wherefrom که از انجا
whereon در انجا
within living memory تا انجا که مردمان زنده
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com