English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
stray که متوقف نشده باشد
straying که متوقف نشده باشد
strays که متوقف نشده باشد
Other Matches
rool crush اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
hottest شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
inviolately چنانکه بی حرمت نشده باشد
musical chairs نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
virgins که قبلاگ روی آن ضبط نشده باشد
virgin که قبلاگ روی آن ضبط نشده باشد
specification یات مشخصات ساخته نشده باشد
uncased well چاهی که دیواره جدار ان پوشش نشده باشد
blank bill براتی که در ان محل پرداخت قید نشده باشد
plaintext متن یا اطلاعی که کدگذاری یا رمزگذاری نشده باشد
subject to being unsold فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
vexata questio موضوع مختلف فیه مسالهای که پس از بحث زیاد حل نشده باشد
preclinical وابسته به زمانی که بیماری از نظر بالینی قابل تشخیص نشده باشد
texts متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
text متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
universal legacy وصیتی که دران موصی جهت تسلیم موردوصیت به ورثه شرطی قائل نشده باشد
quiescent وضعیت فرآیند یا مدار یا وسیله وقتی که هیچ سیگنال ورودی اعمال نشده باشد
default مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulted مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaults مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
defaulting مقداری که به صورت خودکار توسط کامپیوتر استفاده میشود اگر مقدار دیگری تعریف نشده باشد
sets of bill نسخ ثانی و ثالث و ..... برات که در انها به اصل اشاره وذکر میشود که هریک تازمانی قابل پرداخت هستندکه دیگری پرداخت نشده باشد
specificity نرخ ورودیهای نامرتبط , که از کل اعداد ورودیهای نامرتبط فایل یا پایگاه داده یا کتابخانه بازیابی نشده باشد
beta software نرم افزاری که هنوز تمام آزمایش ها رویش تمام نشده و ممکن است هنوز مشکل داشته باشد
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
greige carpet فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
unpremediated پیش بینی نشده الهام نشده غیر منتظره
unobligated اعتبارتعهد نشده تعهدات پرداخت نشده
unbaoked سوار نشده رام نشده بی پشتیبان
unborn هنوز زاده نشده هنوززاده نشده
unbroke رام نشده سوقان گیری نشده
undisciplined تربیت نشده تادیب نشده بی انتظام
uncommitted غیر متعهد نشده تعهد نشده
unresolved تصمیم نگرفته حل نشده تصفیه نشده
unpicked نچیده گزین نشده انتخاب نشده
unsifted الک نشده رسیدگی نشده
unset جایگزین نشده جاانداخته نشده
undirected رهبری نشده راهنمایی نشده
unredeemed جبران نشده سبک نشده
unsought جستجو نشده کشف نشده
uncharged محسوب نشده رسمامتهم نشده
inconsummate تکمیل نشده انجام نشده
irredenta انجام نشده جبران نشده
unasked خواسته نشده پرسیده نشده
untried امتحان نشده محاکمه نشده
unintended saving پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
a closed mouth catches no flies <proverb> تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
incomplete انجام نشده پر نشده
escutcheon سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
unintended investment سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
open back [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
crashingly متوقف
halt متوقف
crash متوقف
crashed متوقف
halts متوقف
crashes متوقف
insolvent متوقف
crashing متوقف
halted متوقف
abeyant متوقف
dead in the water متوقف در اب
abeyant abeyance متوقف
installed متوقف
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
let up <idiom> کم کم متوقف شدن
holding attack تک متوقف کننده
pt down متوقف ساختن
put under the ban متوقف کردن
pull-ins متوقف شدن
throwbacks متوقف سازی
throwback متوقف سازی
halt متوقف کردن
halt متوقف شدن
halted متوقف کردن
halts متوقف کردن
halts متوقف شدن
halted متوقف شدن
hold on <idiom> متوقف شدن
pull-in متوقف شدن
lay off متوقف ساختن
suppressible متوقف کردنی
stopping متوقف کننده
fetch up متوقف شدن
to come to a stand متوقف شدن
dead in the water متوقف در دریا
stopped متوقف کننده
stopple متوقف کننده
stops متوقف کننده
to put to a pause متوقف ساختن
come to a stand متوقف شدن
pull in متوقف شدن
stop متوقف کننده
slap down متوقف ساختن
stopper متوقف کننده
stoppers متوقف کننده
stand fast متوقف شدن
wellŠsuppose it is so خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
crash متوقف شدن ناگهانی
stop in one's tracks <idiom> سریه متوقف شدن
crashed متوقف شدن ناگهانی
crashing متوقف شدن ناگهانی
crashes متوقف شدن ناگهانی
to bring traffic to a standstill ترافیک را متوقف کردن
to come to a stop متوقف شدن [مهندسی]
put down <idiom> بازور متوقف کرن
crashingly متوقف شدن ناگهانی
stopping متوقف کردن ایستگاه
windbound متوقف دراثر باد
stops متوقف کردن ایستگاه
halt فرآیند را متوقف میکند.
halted فرآیند را متوقف میکند.
halts فرآیند را متوقف میکند.
gravel شن دار متوقف کردن
taper off تدریجا متوقف شدن
stop متوقف کردن ایستگاه
stopping the work متوقف کردن کار
stopped متوقف کردن ایستگاه
Zel-i Sultan vase طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
arresting system reset unit متوقف کننده سیستم مهارهواپیما
check کم یا متوقف کردن سرعت بدن
checked کم یا متوقف کردن سرعت بدن
checks کم یا متوقف کردن سرعت بدن
pull-in نقشه یا عملی را متوقف ساختن
pull in نقشه یا عملی را متوقف ساختن
call it quits <idiom> متوقف کردن تمام کار
pull-ins نقشه یا عملی را متوقف ساختن
to stop taking [pills] , [to go off a drug] متوقف شدن [از خوردن قرص]
elevation stop متوقف کننده حرکت ارتفاع
flameout متوقف ساختن موتور هواپیما
karachoph design لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
pull over <idiom> متوقف کردن ماشین گوشه جاده
to bung up با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
ended خاتمه دادن یا متوقف کردن چیزی
tie up <idiom> آرام یا متوقف کردن حرکت یا عملی
to stop cold something چیزی را فوری کاملا متوقف کردن
phaseout تدریجا متوقف کردن کار یاتولید
ends خاتمه دادن یا متوقف کردن چیزی
to suspend payment پرداخت راموقوف کردن متوقف شدن
fielding متوقف کردن و کنترل گوی هاکی
to bung با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
end خاتمه دادن یا متوقف کردن چیزی
abort متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborting متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborts متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
aborted متوقف کردن یک سلسله عملیات در حال اجراء
stalling متوقف شدن یا کردن از کار انداختن یا افتادن
She laid the book aside . کتاب را کنار گذاشت ( مطالعه اش را متوقف کرد)
stall متوقف شدن یا کردن از کار انداختن یا افتادن
cancellation عمل متوقف کردن فرآیند شروع شده
cry down چیزی را غیر قانونی دانستن متوقف ساختن
shut off mechanism وسیلهای که در صورت بروز خرابی فرایند را متوقف میکند
cancels متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
cancelling متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
forcing ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forces ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
cancel متوقف کردن یک فرآیند یا دستور پیش از اجرای کامل
force ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
end of page halt ویژگی ای که چاپگر را درپایان هر صفحه خروجی متوقف میکند
loops حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
looped حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
appel پاکوب 2 بار پا کوبیدن شمشیرباز به نشانه متوقف کردن مبارزه
loop حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
stopped دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stops دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stop دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
stopping دستوری که فرآیند را موقتاگ متوقف میکند تا کاربر داده وارد کند
deceleration time زمانی که بازوی دستیابی پس از حرکت به محل صحیح دیسک سخت متوقف میشود
drags ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
dragged ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
drag ضربهای که گوی بیلیارد پس از برخورد متوقف میشود وسیله کنترل قرقره ماهیگیری
cobb doglas production function ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
stopped نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
warm start شروع مجدد برنامه که متوقف شده بود ولی بدون از دست دادن داده
stops نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stops زمانی که دیسک گردان طول می کشد تا متوقف شود پس از اینکه توان دیگری ندارد
stop زمانی که دیسک گردان طول می کشد تا متوقف شود پس از اینکه توان دیگری ندارد
tabulation نقاط تنظیم در امتداد یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر برای هر دستور tab متوقف میشود
stopping نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopping زمانی که دیسک گردان طول می کشد تا متوقف شود پس از اینکه توان دیگری ندارد
trap نقط ه توقف انتخابی که اجرا برنامه در آنجا متوقف میشود وثباتها بررسی می شوند
stop نقط ه تنظیم در یک خط که نوک چاپ یا نشانه گر در آنجا متوقف می شوند برای دستورات بعدی
stopped زمانی که دیسک گردان طول می کشد تا متوقف شود پس از اینکه توان دیگری ندارد
filter مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
filters مدار الکترونیکی که فرکانسهای خاص اجازه عبور میدهد و دیگران باید متوقف باشند
burn out گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denial تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com