English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
child centered کودک محور
Other Matches
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
wheelbases فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbase فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
axis of signal communication محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
baby کودک
tike کودک
infants کودک
bantling کودک
tyke کودک
kinchin کودک
child کودک
infant کودک
toddlers کودک نو پا
babies کودک
it ان کودک
toddler کودک نو پا
chits کودک
chit کودک
schoolchildren کودک دبستانی
puerilism کودک خویی
suckling کودک شیرخواره
pedology کودک شناسی
carrycot صندلی کودک
carrycots صندلی کودک
suckle کودک شیرخوار
rejected child کودک مطرود
schoolchild کودک دبستانی
nursery مهد کودک
suckles کودک شیرخوار
suckled کودک شیرخوار
kindergartens باغ کودک
puerilism کودک منشی
kid کودک بچه
kindergarten باغ کودک
kidded کودک بچه
kidding کودک بچه
pediatrics پزشکی کودک
nurseries مهد کودک
childproof کودک ایمن
infantilism کودک ماندگی
day care center مهد کودک
babyish کودک مانند
child psychology روانشناسی کودک
child development رشد کودک
infanticide کودک کشی
child law حقوق کودک
child study کودک پژوهی
feral child کودک وحشی
child psychiatry روانپزشکی کودک
enelicomorphism بزرگسال انگاری کودک
suckling کودک شیر خوار
wolf child کودک گرگ پرورده
pedimeter رشد سنج کودک
backward child کودک عقب مانده
child abuse بهره کشی از کودک
child rearing practices شیوههای پرورش کودک
pedometer رشد سنج کودک
problem child کودک مشکل افرین
eros صورت کودک بالدار
child guidance clinic درمانگاه راهنمایی کودک
toddle کودک تازه براه افتاده
toddling کودک تازه براه افتاده
pedagogy فن اموزش وپرورش کودک للگی
babe کودک شخص ساده و معصوم
babes کودک شخص ساده و معصوم
toddlers کودک تازه براه افتاده
toddler کودک تازه براه افتاده
toddled کودک تازه براه افتاده
toddles کودک تازه براه افتاده
weanling کودک تازه از شیر گرفته
dewy-eyed معصوم و پاک چون کودک بی گناه
dewy eyed معصوم و پاک چون کودک بی گناه
childlike ساده وبی الایش کودک مانند
nurser شیشه درجه دار برای شیردادن کودک
teething ring حلقه لاستیکی مخصوص گازگرفتن کودک تا دندان در اورد
Like every child, she has only limited vocabulary at her disposal. مانند هر کودک، او [زن] وسعت واژگان محدودی در اختیار دارد.
cupids خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
Cupid خدای عشق که بصورت کودک برهنه مجسم شده
I am thinking of baby number two as I am not getting any younger. من به فکر داشتن کودک شماره دو هستم چون من که جوانترنمی شوم .
pintle محور
mandril محور
mandrel محور
coaxal هم محور
arbor محور
rachis محور
interaxial محور
cranks محور
interaxal محور
coaxial هم محور
azimuth محور
dam axis محور سد
axis محور
stems محور
center line خط محور
stemming محور
stemmed محور
stem محور
axis خط محور
crank محور
cranked محور
shafts محور
cranking محور
pivoted محور
concentric هم محور
y axis محور y
pin محور
pivot محور
axle محور
axles محور
trunnion سر محور
x axis محور x
journal سر محور
z axis محور "زد"
shaft head محور
pedestals محور
pinning محور
shaft محور
pivots محور
pedestal محور
spindles محور
spindle محور
z axis محور z
pinned محور
floating axle محور نوسان
flexural axis محور خمش
longitudinal axis محور طولی
inclined axis محور مورب
gavernor shaft محور رگولاتور
hinge pin محور لولایی
hollow shaft محور توخالی
imaginary axis محور انگاری
lift axis محور برا
line of collimation خط محور عکاسی
improper axis محور نامتعارف
lift shaft محور بالابر
magnetic axis محور مغناطیسی
key starter shaft محور استارتر
back-axle محور عقب
coaxial cable کابل هم محور
timeline محور زمان
coaxial line کابل هم محور
elastic axis محور الاستیک
earth's axis محور زمین
dual y axis graph نمودار با دو محور y
inclined axis محور مورب
driving axle محور رانش
driving axle محور گرداننده
drag axis محور پسا
data link محور مخابرات
crystal axis محور کریستال
crank axle محور لنگ
misalignment غیرهم محور
roll axis محور غلطش
vertical axis محور عمودی
pinion shaft محور پی نیون
shaft tunnel گذرگاه محور
signal axis محور مخابرات
solid shaft محور توپر
steering shaft محور فرمان
tang of file محور سوهان
thole pin محور جاپارویی
transmission shaft محور انتقال
transverse axis محور عرضی
refrence axis محور مبداء
paradigmatic axis محور جانشینی
pivot bearing یاطاقان محور
pivot pin اشپیل محور
pivot pin پین محور
rotary axis محور دوار
shaft bracket نگهدارنده محور
shaft collar بست محور
pump shaft محور پمپ
propeller shaft محور مفصلی
propeller shaft محور کاردان
shaft tube خروجی محور
principle axis محور اصلی
principal axis محور مبداء
principal axis محور اصلی
plummer block کنده محور
output shaft محور خروجی
ordinate محور عرضها
normal axis محور قائم
y axis محور وای
y axis محور عرضها
y axis محور ایگرگ ها
neutral axis محور خنثی
megneto crank محور اندوکتور
megneto crank محور میگر
mass axis محور جرم
major axis محور کانونی
main shaft محور اصلی
y axis محور ایگرگ
y axis محور عمودی
normal axis محور عمودی
optical axis محور اپتیکی
trunnions محور قبضتین
tubular axle محور توخالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com