English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
koh i noor کوه نور:الماس نامی هندوستان که اکنون جزودارایی پادشاه انگلیس است
Other Matches
shaken وابسته به شکسپیر شاعر نامی انگلیس
prince royal پسر ارشد پادشاه انگلیس
princessroyal بزرگترین دختر پادشاه انگلیس
HMS مخفف در خدمت پادشاه انگلیس
jacobite طرفدارسلطنت جیمز اول پادشاه مخلوع انگلیس
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
lord chancellor بزرگترین لرد انگلیس که بامورقضایی رسیدگی کرده ومهردارسلطنتی ومشاورمخصوص پادشاه ورئیس مجلس اعیان میباشد
magna carta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
India هندوستان
Indo- هندوستان و ...
Indo- پیشوند هندوستان
indo aryan به زبانهای اریایی و هندوستان
rupees واحد پول نقره هندوستان
Bidonville [نوعی کلبه در کلکته هندوستان]
He has relapsed into his old ways. فیلش یاد هندوستان کرده
rupee واحد پول نقره هندوستان
Indian rug قالی یا قالیچه مربوط به هندوستان
Goa ایالتی ساحلی در غرب هندوستان
overland route راه سفر به هندوستان از دریای مدیترانه
The elephant has remembered India. <proverb> فیلش یاد هندوستان کرده است .
diamondiferous الماس زا
bort الماس
adamantean الماس
adamantean الماس وش
diamond الماس
rose diamond الماس فلامک
diamond structure ساختار الماس
diamond cutter الماس تراش
diamantiferous الماس خیز
riviere طوق الماس
rough d. الماس بی تراش
brilliant الماس درخشان
black diamond الماس سیاه
carbon الماس بیفروغ
diamondiferous الماس دار
diamondiferous الماس خیز
imitation diamond الماس بدل
lasque الماس پهن و بد شکل
carbonado نوعی الماس کدر
glass cutter الماس شیشه بری
lasque الماس رگه دار
diamond cutting tool الماس شیشه بری
diamond dust خرده یاسوده الماس
diamond cut دارای تراش الماس
achondrite سنگ الماس بدون ذرات گرد
pulsator ماشینی که الماس را از خاک جدا میکند
briolette نوعی الماس بیضی یا گلابی شکل
presented اکنون
presenting اکنون
present اکنون
at the present moment اکنون
presents اکنون
at present اکنون
at the moment اکنون
now اکنون
for the present اکنون
at present اکنون
depravement بد نامی
depravation بد نامی
calumny بد نامی
ignominy بد نامی
illustrious نامی
calumnies بد نامی
the present and the past اکنون و گذشته
not now or ever نه اکنون و نه در آینده
now f.it اکنون دیگراغازکنیم
nominal length طول نامی
nominal diameter قطر نامی
nominal frequency فرکانس نامی
design size اندازه نامی
nominal size اندازه نامی
patronymic پدر نامی
allocated time زمان نامی
famous معروف نامی
rated fatigue limit حد دوام نامی
rated value مقدار نامی
rated output توان نامی
matronymic مادر نامی
You are free to go now. اکنون آزادید بروید.
We just received word that . . . هم اکنون اطلاع رسید که …
he is now at rest اکنون اسوده است
it is quite another story now اوضاع اکنون دگرگون
here در این موقع اکنون
i am busy at the moment اکنون کار دارم
traducement بدنام سازی بد نامی
impedance voltage ولتاژاتصال کوتاه نامی
frequency range حیطه فرکانس نامی
rated pay load بار مفید نامی
to be called به نامی خوانده شدن
maximum current rating جریان نامی حداکثر
toponymic وابسته به مکان نامی
nominal bandwidth پهنای باند نامی
maximum ratings مقدار نامی حداکثر
motor rating توان نامی موتور
anomia زبان پریشی نامی
frequency range محدوده فرکانس نامی
they sing small now اکنون دیگر صداشان در نمیاید
i now know the v of exercise اکنون قدر ورزش را میفهمم
heraclidae اولادهرکول پهلوان نامی یونان
maximum load rating قابلیت بارگیری نامی حداکثر
hosts نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
hosting نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
hercules پهلوان نامی اساطیریونان و روم
hosted نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
cock a doodle doo نامی که بچه بخروس میدهد
color anomia زبان پریشی نامی رنگها
host نامی که در اینترنت به وب سایت می دهند
i sold it to one abdullah به عبدالله نامی انرا فروختم
guilder نام سکه زرهلندی که اکنون درکارنیست
guilders نام سکه زرهلندی که اکنون درکارنیست
present work عملیاتی که اکنون انجام شده است
I never saw anything like it. من تا اکنون هرگز چنین چیزی را ندیده ام.
we are now quits اکنون با هم برابر شدیم دیگرحسابی نداریم
at this stage <adv.> درحال حاضر [عجالتا] [اکنون ] [فعلا]
at this time <adv.> درحال حاضر [عجالتا] [اکنون ] [فعلا]
virgilian به شیوه virgil شاعر نامی روم
toponymy ذکر اسامی نواحی مکان نامی
The plan is now in action ( underway ) . طرح اکنون بمرحله عمل درآمده است
potentates پادشاه
monarchs پادشاه
our sovereingn پادشاه
Shah پادشاه
king پادشاه
kingless بی پادشاه
o king ای پادشاه
Shahs پادشاه
sovereigns پادشاه
monarch پادشاه
potentate پادشاه
head of state پادشاه
queen زن پادشاه
queenconsort زن پادشاه
constitutional monarch پادشاه
sovereign پادشاه
kings پادشاه
rex پادشاه
queens زن پادشاه
the porch رواق یا ایوان نامی اتن وشاگردانش بیشتربدانجامیرفتند
log in name نامی که توسط ان سیستم کامپیوتر استفاده کننده را می شناسد
symbolic نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
Glasgow School [نامی برای معماری ها و طراحی های همزمان در گلاسکو]
symbolic i/o assignment نامی برای مشخص کردن یک واحد ورودی خروجی
symbolically نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
kingling پادشاه کوچک
fit for a king لایق پادشاه
lese majestyodhkj &odhkj fvqn پادشاه یا دولت
kings palace قصر پادشاه
sign manual امضا پادشاه
kings palace کاخ پادشاه
regicide قتل پادشاه
king of england پادشاه انگلستان
oberon پادشاه پریان
rial پادشاه ملکه
regicides قتل پادشاه
the english انگلیس ها
Britain انگلیس
albion انگلیس
rontgen نام فیزیکدان نامی المان که پرتو مجهول را پیدا کرد
privy seal مهر شخصی پادشاه
princess of the blood دختر یا نوه پادشاه
raja or rajah راجه-امیریا پادشاه
royal prerogative حق امتیاز ویژه پادشاه
lord lieutenant نماینده پادشاه در ایالات
regent نماینده پادشاه رئیس
regents نماینده پادشاه رئیس
king of birds پادشاه مرغان :دال
king's counsel قاضی دادگاه پادشاه
his britannic majesty اعلیحضرت پادشاه انگلستان
croesus کراسوس : پادشاه یونان
aeolus پادشاه تسالی یونان
Britisher تبعه انگلیس
Britishers تبعه انگلیس
the british legation سفارت انگلیس
englishism انگلیس مابی
englander اهل انگلیس
british possessions متصرفات انگلیس
Downing Street دولت انگلیس
British اهل انگلیس
Whitehall دولت انگلیس
Great Britain کشور انگلیس
Briton خاک انگلیس
Britons خاک انگلیس
iguanodon سوسمار بزرگ گیاه خوار که اکنون بشکل سنگواره دیده میشود
kinglet پادشاه کوچک و بی اهمیت امیر
dauphiness عروس پادشاه فرانسه ازپسرارشدش
privy purse اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
gordian وابسته به پادشاه فریجیه لاینحل
sovereignty اقتدار و برتری قلمرو پادشاه
regius professor استاد منصوب ازطرف پادشاه
herod هبرودیس :نام پادشاه یهودیه
the u kingdom کشوری که پادشاه داشته باشد
the u states کشوری که پادشاه داشته باشد
they attended the king ایشان درخدمت پادشاه بودند
briticism اصطلاحات خاص انگلیس
john bull لقب ملت انگلیس
hundredweights وزنهای که در انگلیس با 211رطل
Union Jack پرچم ملی انگلیس
hundredweight وزنهای که در انگلیس با 211رطل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com