Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (7 milliseconds)
English
Persian
mountaineering
کوه گردی
Search result with all words
round
گردی
roundest
گردی
hawk
دوره گردی کردن
hawked
دوره گردی کردن
hawks
دوره گردی کردن
heroism
گردی
traipse
هرزه گردی کردن
traipsed
هرزه گردی کردن
traipses
هرزه گردی کردن
traipsing
هرزه گردی کردن
hobo
دوره گردی کردن
hoboes
دوره گردی کردن
hobos
دوره گردی کردن
peddle
دوره گردی کردن
peddled
دوره گردی کردن
peddles
دوره گردی کردن
cadge
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadge
گدایی دوره گردی
cadged
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged
گدایی دوره گردی
cadges
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadges
گدایی دوره گردی
cadging
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging
گدایی دوره گردی
peregrination
جهان گردی دربدری
peregrinations
جهان گردی دربدری
gad
با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
shop
مغازه گردی کردن دکه
shopped
مغازه گردی کردن دکه
shops
مغازه گردی کردن دکه
bezant
پولک گردی که معمولا از طلااست
cavetto
ربع گردی
coal dust firing
اشتعال گردی
colportage
دوره گردی
cylinderisity
گردی
cylinderisity
دقت گردی
door to door selling
فروش کالا بصورت دوره گردی
dry galvanizing
اب روی دادن گردی
farinose
گردی
frostwork
نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
gas lubrication
روغنکاری گردی
globularity
گردی
hock spanner
اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
hole circle
گردی سوراخ
knobbiness
گردی
levorotation
چپ گردی
packman
دوره گردی کردن
pedlary
دوره گردی
powder metallurgy
متالورژی گردی
powderiness
خاصیت گردی
pulverulent
ازهم پاشنده گردی
rhapsode
دوره گردی که اشعار رزمی
rondure
گردی
rotundily
گردی
roundness
گردی
roundness
نسبت گردی
sleep walking
خوابیده گردی
somnambulation
خواب گردی
somnambulism
خواب گردی
to i. aroom with a powder
گردی درخانه پاشیدن
to poke a bout
ول گردی کردن
top radius
گردی سر دنده
pub crawl
میخانه گردی کردن
pub crawl
میخانه گردی
pub crawls
میخانه گردی کردن
pub crawls
میخانه گردی
walkabout
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
What are you looking for ?
دنبال چی؟ می گردی ؟
console
کنسول
[نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com