Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
taxeme
کوچکترین واحد ساختمان لغوی
Other Matches
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
penny
کوچکترین واحد پول انگلیس وامریکا
pennies
کوچکترین واحد پول انگلیس وامریکا
bit
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
elements
کوچکترین واحد پایه برای ارسال داده دیجیتال
bits
کوچکترین واحد در نمایش اعداد دودویی که مقدار 0 یا 1 دارد
element
کوچکترین واحد پایه برای ارسال داده دیجیتال
available
کوچکترین واحد یا نقط ه صفحه نمایش که رنگ یا شدت آن قابل کنترل است
element
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ یا شدت آن قابل کنترل است
elements
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ یا شدت آن قابل کنترل است
picture
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pictured
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pictures
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
pixel
کوچکترین واحد مجزا یا نقط ه از صفحه نمایش که رنگ و شدت نور آن قابل کنترل باشد
picturing
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
picture element
کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ و شدت روشنایی آن قابل کنترل است
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
building system
اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
lexical
لغوی
literal sense
معنی لغوی
lexical meaning
معنی لغوی
lexical analysis
تحلیل لغوی
morphology
تاریخ تحولات لغوی
outline assembly drawing
نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
angle-post
[تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
fox
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxes
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
foxing
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 51است
building material dealer
فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
dependency
[قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
least
کوچکترین
juniority
کوچکترین
coach-house
ساختمان خدمه
[در کنار ساختمان اصلی]
civil engineering contractor
مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
building enterprise
مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
least squares
کوچکترین مربعات
minim
کوچکترین ذره
minims
کوچکترین ذره
enterprise network
شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
biting angle
کوچکترین زاویه اصابت
minimum
کوچکترین مقدار چیزی
lowest common multiple
کوچکترین مضرب مشترک
floppy disks
کوچکترین فضا روی دیسک
floppy
کوچکترین فضا روی دیسک
floppy discs
کوچکترین فضا روی دیسک
floppy disk
کوچکترین فضا روی دیسک
floppies
کوچکترین فضا روی دیسک
rotundas
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
constructional feature
ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
rotunda
ساختمان مدور ساختمان گنبددار
double shell constraction
ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
block structure
ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
azimuth resolution
اجزای سمتی هواپیما کوچکترین احادسمتی
taxeme
کوچکترین قسمت صرف ونحوی کلمه
dogging
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dog
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
dogs
شکل لغوی رقمی در سیستم عددی بر مبنای شانزده که متنافر با مقدار دهدهی 31است و به شکل D نوشته میشود
overbuild
زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
atom
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
atoms
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
light quantum
کوچکترین ذره حامل انرژی درنورواشعه تابشی
circular dispersion
قطر کوچکترین دایرهای که 57% پرتابه ها به ان برخورد میکنند
base shear
نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
unit cell
کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
colours
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
colour
کوچکترین ناحیه در صفحه CRT که میتواند اطلاعات رنگی را نمایش دهد
ascends
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascend
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascended
مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
atoms
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atom
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
formulae
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas
مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
best fit
1-آنچه که تط ابق بیشتری با یک نیاز دارد 2-تابعی که کوچکترین تصادفی موجود در حافظه اصلی را انتخاب میکند برای یک صفحه مجازی در خواست شده
atoms
کوچکترین ذره ذره تجزیه ناپذیر
atom
کوچکترین ذره ذره تجزیه ناپذیر
beneficial occupancy
اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
sectors
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
sector
کوچکترین فضای دیسک مغناطیسی که توسط کامپیوتر آدرس پذیر است . دیسکک به شیارهای هم مرکز تقسیم میشود و هر شیار به سکتورهایی تقسیم میشود که میتواند به بایتهای داده را ذخیره کند
substructures
پی ساختمان
erections
ساختمان
stance
ساختمان
stances
ساختمان
built up
پر از ساختمان
building line
بر ساختمان
substructure
پی ساختمان
making
ساختمان
erection
ساختمان
typed
ساختمان
constructions
ساختمان
construction
ساختمان
types
ساختمان
foundation
پی ساختمان
type
ساختمان
homoplastic
هم ساختمان
carbody
ساختمان
frame
ساختمان
structure of an animal
ساختمان
structures
ساختمان
building
ساختمان
structureless
بی ساختمان
structure
ساختمان
mechanisms
ساختمان
mechanism
ساختمان
structuring
ساختمان
built-up
پر از ساختمان
unit
واحد
ones
واحد
one
واحد
single
واحد
measure
واحد
monad
واحد
plank
واحد
units
واحد
at the same time
در ان واحد
unitage
یک واحد
unilinear
در یک خط واحد
module
واحد
modules
واحد
univalent
واحد
singlets
خط واحد
singlet
خط واحد
frontages
نمای ساختمان
contractors pump
پمپ ساختمان
constructional dimension
ابعاد ساختمان
site engineering
مدیر ساختمان
constructional feature
طرح ساختمان
constructiveness
قوه ساختمان
contracting industry
صنعت ساختمان
aesthetic
زیباشناسی ساختمان
frontage
نمای ساختمان
aesthetically
زیباشناسی ساختمان
situation of a building
موقعیت ساختمان
component part
جزء ساختمان
front
نمای ساختمان
structurally
وابسته به ساختمان
structural
وابسته به ساختمان
steel construction
ساختمان فولادی
civil engineer
مهندس ساختمان
soil structure
ساختمان خاک
columnar structure
ساختمان ستونی
cost of construction
بهای ساختمان
cost of construction
هزینه ساختمان
makes
ساختمان ساخت
physiques
ساختمان بدن
trisyly
ساختمان سه ستونی
turn out
ساختمان اب پخش
physique
ساختمان بدن
exhibition building
ساختمان نمایشگاه
trenches
گود ساختمان
trench
گود ساختمان
foundation soil
پی ریزی ساختمان
edifices
ساختمان بزرگ
make
ساختمان ساخت
crane construction
ساختمان جرثقیل
data structure
ساختمان داده ها
dentition
ساختمان دندانها
sandwitch construction
ساختمان لایهای
constructions
تعبیر ساختمان
tower building
ساختمان برجی
steeples
ساختمان بلند
constructional dimension
بعد ساختمان
construction
تعبیر ساختمان
steeple
ساختمان بلند
banded structure
ساختمان نواری
annexe
ساختمان فرعی
building component
اجزای ساختمان
building connection
انشعاب ساختمان
front door
[of house]
در جلویی
[ساختمان]
building costs
هزینههای ساختمان
structuralization
ایجاد ساختمان
building material
مصالح ساختمان
building official
بازرسان ساختمان
building permit
پروانه ساختمان
building plant
وسایل ساختمان
facility
مکان ساختمان
structuralize
ساختمان کردن
blindage
صافکاری ساختمان
auxiliary construction
ساختمان کومکی
materials
مصالح ساختمان
entrance door
در جلویی
[ساختمان]
cone
ساختمان مخروطی
shell
بدنه ساختمان
chapter-house
ساختمان جلسات
system's design
ساختمان سیستم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com