English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 257 (47 milliseconds)
English Persian
reduce کوچک تر کردن
reduces کوچک تر کردن
reducing کوچک تر کردن
Search result with all words
scale کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
concurrent اجرای چنیدین برنامه همزمان با اجرا کردن هر بخش کوچک از برنامه به نوبت
fine کوچک کردن صاف شدن
fined کوچک کردن صاف شدن
finest کوچک کردن صاف شدن
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
hop جست وخیز کوچک کردن
hopped جست وخیز کوچک کردن
hopping جست وخیز کوچک کردن
hops جست وخیز کوچک کردن
fraction بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
slot سوراخ کردن شکاف کوچک
slots سوراخ کردن شکاف کوچک
slotting سوراخ کردن شکاف کوچک
zooming بزرگ و کوچک کردن تصویر
crunching متراکم کردن برنامه برای جای دادن تعداد زیاددستورالعملها در فضایی کوچک
reduction کم کردن کوچک کردن عکس
reduction کوچک کردن نقشه
reductions کم کردن کوچک کردن عکس
reductions کوچک کردن نقشه
miniaturised کوچک کردن
miniaturises کوچک کردن
miniaturising کوچک کردن
miniaturize کوچک کردن
miniaturizes کوچک کردن
miniaturizing کوچک کردن
belittle کسی را کوچک کردن
belittled کسی را کوچک کردن
belittles کسی را کوچک کردن
belittling کسی را کوچک کردن
abject کوچک کردن
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
miniaturization خیلی کوچک کردن چیزی
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
download 1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
extenuate کوچک کردن
extenuatextent کوچک کردن
fitcall finding پیدا کردن عیب کوچک مربوط به راننده یا رده یکم
knobble دگمه کوچک هموار کردن
minify کوچک کردن
minimise کوچک کردن تا حد ممکن
minimise کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
notron utilities مجموعهای از برنامههای کوچک که برای ساده کردن عملیات کامپیوتری طراحی گردیده است
perforations خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
playdown تنزل دادن کوچک کردن
processor کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
projection print روش تهیه نقشه یا عکس بااستفاده از روش بزرگ کردن یا کوچک کردن فیلم یک عکس دیگر چاپ تصویری
ratioing کوچک و بزرگ کردن عکس به مقیاس معین برای استفاده در موزاییکهای عکسی
kow-tow خود را کوچک کردن
kow-towed خود را کوچک کردن
kow-towing خود را کوچک کردن
kow-tows خود را کوچک کردن
To belittle one self . To make oneself cheap . To lower oneself . خود را کوچک کردن (سبک حقیر پست )
Other Matches
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
applet 1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
small-scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small scale طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
storage 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
davit جرثقیل کوچک جرثقیل کوچک قایق
half pint کوچک
whiffet سگ کوچک
canis minoris سگ کوچک
canis minor سگ کوچک
ponceau پل کوچک
gracile کوچک
dimmers کوچک
diminutive کوچک
dinky کوچک
plumule پر کوچک
plumelet پر کوچک
minute کوچک
minus cule کوچک
ickle کوچک
small fry کوچک
culverts پل کوچک
culvert پل کوچک
imminution کوچک
small کوچک
petty کوچک
floret گل کوچک
weensy کوچک
exiguousness کوچک
bantams کوچک
bantam کوچک
little کوچک
pillule حب کوچک
seed bud پر کوچک
fractional کوچک
fortalice دژ کوچک
petit کوچک
puny کوچک
weeniest کوچک
weenier کوچک
cerebellum مخ کوچک
weeny کوچک
runty کوچک
minor کوچک
short ton تن کوچک
venule رگ کوچک
pilule حب کوچک
smaller کوچک
micros کوچک
thumbnails کوچک
pipsqueaks کوچک
thumbnail کوچک
pint-size کوچک
pint size کوچک
smallest کوچک
pipsqueak کوچک
micro کوچک
tiddlier کوچک
tiddly کوچک
minuscule کوچک
tiddliest کوچک
planchette تخته کوچک
casket جعبه کوچک
flaking تکه کوچک
flaked تکه کوچک
flake تکه کوچک
minor epilepsy صرع کوچک
pilot motor موتور کوچک
cabinets اطاقک کوچک
cabinets اطاق کوچک
platelet صفحه کوچک
caskets جعبه کوچک
wisps بقچه کوچک
lobule نرمه کوچک
lobule مقطع کوچک
cabinet اطاق کوچک
nodules قلنبه کوچک
little fingers انگشت کوچک
lapillus سنگ کوچک
lakelet دریاچه کوچک
lambkino بره کوچک
lambkin بره کوچک
enchiridion کتاب کوچک
planetesimal کوچک ستاره
malum minus صرع کوچک
cabinet اطاقک کوچک
gadgets الت کوچک
a quick word of advice یک راهنمایی کوچک
facet صورت کوچک
pint sized ناچیز کوچک
feist نوعی سگ کوچک
pinky انگشت کوچک
lunette ماه کوچک
fibril لیف کوچک
town شهر کوچک
winglet بال کوچک
pinkie انگشت کوچک
gadget الت کوچک
islet جزیره کوچک
low power توان کوچک
low resistance مقاومت کوچک
nodules برامدگی کوچک
eddied گرداب کوچک
eddying گرداب کوچک
patellae طشت کوچک
patella طشت کوچک
eddies گرداب کوچک
field colours پرچم کوچک
piggy bank <idiom> بانک کوچک
eddy گرداب کوچک
pipkin کماجدان کوچک
facets صورت کوچک
atrophied کوچک شدن
lin دریاچه کوچک
vasculum رگ کوچک اوند
linn دریاچه کوچک
Just a small portion. یک پرس کوچک
a small car یک اتومبیل کوچک
veinlet رگه کوچک
princeling شاهزاده کوچک
circlet دایره کوچک
circlets دایره کوچک
diskette گرده کوچک
petits-fours کیک کوچک
globs ذره کوچک
glob کره کوچک
dickey پرنده کوچک
petit-four کیک کوچک
ursa minor خرس کوچک
dicky پرنده کوچک
nodule برامدگی کوچک
uvula زبان کوچک
petit-fours کیک کوچک
alleyways خیابان کوچک
valvula دریچه کوچک
gorging دره کوچک
glob ذره کوچک
cascading ابشار کوچک
diskette دیسک کوچک
ductule مجرای کوچک
wagonette واگن کوچک
sprig شاخه کوچک
lobulation لخته کوچک
point target هدف کوچک
sprigs شاخه کوچک
pocket lamp لامپ کوچک
lobule لخته کوچک
lobule قطعه کوچک
lobule اویز کوچک
cascades ابشار کوچک
cascaded ابشار کوچک
cascade ابشار کوچک
lapillus n سنگ کوچک
larceny petty دزدی کوچک
venule ورید کوچک
towns شهر کوچک
versicle قطعه کوچک
versicle شعر کوچک
versicle بیت کوچک
vesicle کیسه کوچک
little dipper خرس کوچک
dribblet مبلغ کوچک
leaderette سر مقاله کوچک
statuette مجسمه کوچک
globs کره کوچک
ductule لوله کوچک
minibuses اتوبوس کوچک
wisp بقچه کوچک
gulleys دره کوچک
cove : خلیج کوچک
nutlet فندق کوچک
booklet کتاب کوچک
guiden پرچم کوچک
notelet یادداشت کوچک
guidon پرچم کوچک
sprays شاخه کوچک
gurry دژ یا قلعه کوچک
miniaturized کوچک شده
leo minor شیر کوچک
hamulus قلاب کوچک
dismissive کوچک انگار
dismissive کوچک انگارانه
nodule قلنبه کوچک
teeny کوچک ناچیز
nutlet هسته کوچک
booklets کتاب کوچک
oliver چکش کوچک
go devil اژدر کوچک
leonis minoris شیر کوچک
spray شاخه کوچک
godling خدای کوچک
teenier کوچک ناچیز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com