Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
English
Persian
planetesimal
کوچک ستاره
Search result with all words
starlet
ستاره کوچک
stellular
شبیه ستاره کوچک
Other Matches
double star
ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star
ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
Lesghi star
ستاره لسگی
[این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star
ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planet
ستاره سیار ستاره بخت
planets
ستاره سیار ستاره بخت
concentrator
وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
stelliform
ستاره وار ستاره وش
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pannikin
لیوان کوچک پیمانه کوچک
knobble
برامدگی کوچک گره کوچک
stars
ستاره
aster
ستاره
asterisks
ستاره
asterisk
ستاره
stellar
پر ستاره
starless
بی ستاره
star
ستاره
starred
ستاره
lunette
ستاره صغیر
morning star
ستاره صبح
morning star
ستاره بامدادی
moring star
ستاره بامداد
companion
ستاره ندیم
medusa
ستاره دریایی
hexagram
ستاره شش وجهی
multiple star
ستاره چندگانه
astronomer
ستاره شناس
astronomers
ستاره شناس
nova
فانی ستاره
neptune
ستاره نپتون
north star
ستاره شمالی
north star
ستاره قطبی
star bit
بیت ستاره
pluto
ستاره پلوتو
star washer
واشر ستاره ای
starlet
ستاره کوره
starlike
ستاره مانند
stellate
ستاره مانند
stelliform
بشکل ستاره
supergaint
ستاره ابرغول
uranus
ستاره اورانوس
neutron star
ستاره نوترونی
vesper
ستاره غروب
y connection
اتصال ستاره
y network
شبکه ستاره
starfish
ستاره دریایی
y winding
اتصال ستاره
comets
ستاره گیسودار
comet
ستاره گیسودار
asteroids
شبیه ستاره
y voltage
ولتاژ ستاره
polaris
ستاره قطبی
polaris
ستاره جدی
polestar
ستاره قطبی
proto star
پیش ستاره
pulsating star
ستاره تپنده
sabaism
ستاره پرستی
star connection
اتصال ستاره
star finder
ستاره یاب
star spangled
مزین به ستاره
star spangled
ستاره نشان
asteroid
شبیه ستاره
star voltage
ولتاژ ستاره
rolling stone
<idiom>
ستاره سهیل
shooting star
ستاره ثاقب
an infinitude of stars
تعدادنامحدودی ستاره
astral
شبیه ستاره
cameleopardalis
ستاره زرافه
camelopard
ستاره زرافه
Pole Star
ستاره قطبی
pip
ستاره سردوش
pipped
ستاره سردوش
pipping
ستاره سردوش
pips
ستاره سردوش
d. star
ستاره جفتی
Jove
ستاره مشتری
astronmer
ستاره شناس
astronavigation
ستاره نوردی
shooting stars
ستاره ثاقب
astrologers
ستاره شناس
goats
ستاره جدی
goat
ستاره جدی
asterisk
نشان ستاره
asterisks
نشان ستاره
farsi be engilisi
ارایشگاه ستاره
astrologer
ستاره شناس
stellar
ستاره وار
stellar
شبیه ستاره
asterial
ستاره شکل
asterism
نشان ستاره
asteroidal
مانند ستاره
hesper
ستاره مغرب
evening star
ستاره شامگاهی
loadstar
ستاره قطبی
sea nettle
ستاره دریای
lodestar
ستاره راهنما
finger fish
ستاره دریایی
sea pad
ستاره دریایی
fixed star
ستاره ثابت
gaint star
ستاره غول
georgium sidus
ستاره جرج
loadstar
ستاره راهنما
hesperus
ستاره شام
lodestar
ستاره قطبی
dwarf star
ستاره کوتوله
daystar
ستاره بامداد
lucifer
ستاره بامدادی
mars
ستاره مریخ
lodestaror load
ستاره قطبی
day star
ستاره بامداد
asterisk
با ستاره نشان کردن
moring star
ستاره صبح ناهید
venus
زن زیبا ستاره زهره
supergaint
ستاره فوق غول
syzygy
استقرارسه ستاره در خط مستقیم
the north star
ستاره قطبی یا شمالی
asterisks
با ستاره نشان کردن
trigon
اجتماع سه ستاره باهم
medusoid
مانند ستاره دریایی
lucky star
<idiom>
ستاره بخت واقبال
trigon
سه حالتی ستاره سه تایی
receptor
ستاره مساعد گیرنده
receptors
ستاره مساعد گیرنده
comets
ستاره دنباله دار
comet
ستاره دنباله دار
stellify
بشکل ستاره درامدن
castors
ستاره اول دو پیکر
castor
ستاره اول دو پیکر
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
astreated
تزئین شده با ستاره ها
casters
ستاره اول دو پیکر
regulus
ستاره قلب الاسد
pentagram
ستاره پنج راس
pulsating star
ستاره ضربان دار
campaign star
نشان جنگی ستاره
pentalpha
ستاره پنج پره
star
نشان ستاره اختر
Dingbat
نوشتاری که حاوی ستاره
stars
نشان ستاره اختر
caster
ستاره اول دو پیکر
star crossed
دارای ستاره نحس
bronze star medal
مدال ستاره برنز
star globe
ستاره یاب کروی
stellify
بشکل ستاره دراوردن
all star
تیم تمام ستاره
all-star
تیم تمام ستاره
twinkling
چشمک زدن ستاره
he can read the sky
ستاره شناس است
giant star
ستاره بزرگ و درخشان
stardom
ستاره شدن سینماوغیره
star delta switch
کلید ستاره مثلث
starfinder
دستگاه ستاره یاب
asterism
هر چیزی شبیه ستاره
azimuth
ازیموت ستاره السمت
starlight
وابسته بنور ستاره
blazing star
ستاره دنباله دار
star of bethlehem
ستاره بیت اللحم
starred
نشان ستاره اختر
asteroid
ستاره مانند ستارهای
asteroids
ستاره مانند ستارهای
applet
1-برنامههای کاربردی کوچک 2-برنامه کوچک برای بهبود کارایی برنامه کاربردی وب که توسط Activex یا برنامه جا وا تامین میشود3-
aces
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
astrological
منسوب به علم ستاره شناسی
the track of a comet
مسیر ستاره دنباله دار
ace
ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
stargazer
کسیکه به ستاره ها خیره شده
starlit
روشن شده از نور ستاره
star turn
ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
planetariums
سیاره نما ستاره دیدگاه
planetarium
سیاره نما ستاره دیدگاه
sirius
ستاره کاروان کش درکلب اکبر
solstitium
[نقطه]
انقلاب
[ستاره شناسی]
astrology
طالع بینی ستاره شناسی
stars
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
asteriated
دارای اشعهء ستاره مانند
hydromedusa
نجم البحر یا ستاره دریایی
astronomy
علم نجوم ستاره شناسی
cometography
شرح ستاره دنباله دار
pole position
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
starred
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
He has not a single star in all the seven skies.
<proverb>
یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
star
ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
small scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
small-scale
طبلک کوچک مقیاس نقشه مقیاس کوچک
pentacle
طلسمی بشکل ستاره پنج راس
see stars
<idiom>
براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
asteroids
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroid
نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
planetoid
اجرام ستاره مانند سیارهای شکل
copernician
وابسته به کپرنیک ستاره شناس لهستانی
Crater
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
Cup
پیاله
[صورت فلکی]
[ستاره شناسی]
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com