English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
draft کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
drafted کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
drafts کپی ناهموار از یک متن پیش از تصحیح خطا
Other Matches
range disk صفحه تصحیح برد طبله تصحیح مسافت
correction index جدول تصحیح خطای توپ جدول تصحیح یا تصحیحات
wind correction تصحیح مربوط به باد تصحیح گلوله از نظر باد
superelevation تصحیح تکمیلی تراز توپ زاویه تصحیح زاویه پرش لوله توپ زاویه تصحیح تکمیلی تراز
jagged ناهموار
cragged ناهموار
ruder ناهموار
scaly ناهموار
uneven ناهموار
bumpy ناهموار
unfairly ناهموار
hackly ناهموار
unfair ناهموار
bumpiest ناهموار
scabrous ناهموار
bumpier ناهموار
craggy ناهموار
rudest ناهموار
rugged ناهموار
hummocky ناهموار
rude ناهموار
knolly ناهموار
iron bound ناهموار
ragged left چپ ناهموار
out of flat ناهموار
rough country سرزمین ناهموار
ragged ناهموار ژنده
rougher ناهموار کننده
ruffe ناهموار کردن
ruffs ناهموار کردن
roughest درشت ناهموار
raggelly بطور ناهموار
rough درشت ناهموار
ragged right راست ناهموار
uneven road جاده ناهموار
raggedly بطور ناهموار
ruff ناهموار کردن
roughest زمخت ناهموار
broken ground زمین ناهموار
rough زمخت ناهموار
swinging the compass تصحیح انحراف قطب نما تصحیح خطای قطب نما
rippled دارای سطح ناهموار
ripples دارای سطح ناهموار
rippling دارای سطح ناهموار
ripple دارای سطح ناهموار
draft کپی ناهموار یا رسم
ruggedly بطور ناهموار یا ملایم
drafts کپی ناهموار یا رسم
drafted کپی ناهموار یا رسم
section out شکستن موج بطور ناهموار
warting ناهموار شدن سطح فلز
jag چاک زدن ناهموار بریدن
over rough and smooth در زمین ناهموار وهموار در پستی وبلندی
off road racing مسابقه مخصوص در مسیر وزمینهای ناهموار
cyclo cross مسابقه دوچرخه درمسیرهای شیبدار و ناهموار
corrector وسیله تصحیح کننده ماسوره وسیله تصحیح ماسوره
off roader شرکت کننده در مسابقه مخصوص در مسیر طولانی در زمینهای ناهموار
pedrail اسباب خودکار برای اسان کردن حرکت ماشینهای سنگین در جادههای ناهموار
off roader شرکت کننده درمسابقه موتورسیکلت رانی درزمینهای ناهموار برای چندصد مایل
fracto cumulus ابرهای ناهموار کومولوس که در انها تکههای مختلف تغییرات پیوستهای را نشان میدهد
Bose Chandhuri Hocquenghem code کد تصحیح
It was corrected. تصحیح شد.
amendment تصحیح
amendments تصحیح
correction تصحیح
rectification تصحیح
compensations تصحیح
editing تصحیح
compensation تصحیح
emendable قابل تصحیح
rectified تصحیح کردن
correction coefficient ضریب تصحیح
compensating magnet مغناطیس تصحیح
compensation of compass تصحیح قطبنما
magnetic compensatory مغناطیس تصحیح
correctable قابل تصحیح
bug تصحیح یک برنامه
deflection correction تصحیح سمت
bugs تصحیح یک برنامه
bugging تصحیح یک برنامه
frequency correction تصحیح فرکانس
error correction تصحیح خطا
error correcting code کد تصحیح خطا
checking کد تصحیح خطا
emendate تصحیح کردن
corrected تصحیح شده
correction thermometer دماسنج تصحیح
attenuation compensation تصحیح اعوجاج
rectify تصحیح کردن
correction factor ضریب تصحیح
rectifies تصحیح کردن
gamma correction تصحیح گاما
reformed تصحیح شده
proofreading تصحیح کردن
proofread تصحیح کردن
temperature correction تصحیح دمایی
tam quam تصحیح حکم
skew correction تصحیح گوشهای
sag correction تصحیح انحراف
correction تصحیح می کنم
proofreads تصحیح کردن
correcting تصحیح کردن
correct تصحیح کردن
red pencil تصحیح کردن
refine تصحیح کردن
program correctness تصحیح برنامه
refines تصحیح کردن
redress تصحیح التیام
patches تصحیح در یک برنامه
redressed تصحیح التیام
redresses تصحیح التیام
up to date تصحیح شده
corrects تصحیح کردن
up-to-date تصحیح شده
patch تصحیح در یک برنامه
corrected azimuth گرای تصحیح شده
adjusted valve مقدار تصحیح شده
ARQ سیستم تصحیح خطا
incorrect تصحیح نشده معیوب
impluse correction تصحیح ضربه جریان
complementary angle of site تصحیح تکمیلی تراز
corrected defelection سمت تصحیح شده
compass compensation تصحیح قطب نما
chart correction card کارت تصحیح نقشه
rectifiable قابل تصحیح یا جبران
pincushion magnets مغناطیسهای تصحیح بالشتک
range correction تصحیح برد تیراندازی
gun displacement تصحیح جای توپ
range correction تصحیح برد سلاح
stevenson schomaker correction تصحیح استیونس- شوماکر
range k ضریب تصحیح برد
errata sheet برگ تصحیح اشتباه
range disk میز تصحیح مسافت
copyreader تصحیح کننده مقاله
deflection board تابلو تصحیح سمت
layer ل تصحیح خطا باشد
layers ل تصحیح خطا باشد
range k ضریب تصحیح کای برد
negative altitude ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
k , transfer ضریب تصحیح برد توپ
corrective maintenance یافتن و تصحیح خطایی که رخ داده است
map k ضریب تصحیح عوامل یاعناصر نقشهای
windage scale مقیاس تصحیح سمت دستگاه درجه
reconstituted تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
reconstituting تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
mode که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
modes که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
reconstitute تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
edited تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
reconstitutes تصحیح مقیاس کردن عکس یا نقشه
edit تنظیم و تصحیح و اماده چاپ کردن
complementary range برد مربوط به زاویه تصحیح تکمیلی تراز
range board طرح تیر کارت تصحیح برد سلاح
Proof – reading. غلط گیری (تصحیح مطا لب چاپی وغیره )
rectification تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
edit تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
edited تغییر دادن و تصحیح کردن متن یا برنامه
failures شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
tactical diversions تصحیحات تاکتیکی مسیرناوگان تصحیح مسیر حرکت ناوگان
EDAC سیستم تصحیح خطای مقابل برای ارتباطات دادهای
insert mode حالت محاورهای کامپیوتر برای ویرایش و تصحیح متن ها
debug آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
z correction تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
failure شروع مجدد یک فرآیند یابرنامه پس از اینکه رخ داد و تصحیح شد
debugged آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
correctional custudy روش اصلاح افراد از راه تصحیح اعمال غلط
debugs آزمایش برنامه یا مکان دهی یا تصحیح خطاها و اشتباهات
envelopes بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
envelope بسته داده ارسالی حاوی اطلاعات تصحیح خطا و کنترلی
slips لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slip لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slipped لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
ruffling ناصاف کردن ناهموار کردن
ruffle ناصاف کردن ناهموار کردن
ruffles ناصاف کردن ناهموار کردن
checked مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checked رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
checks مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
checks رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
digit عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
digits عدد اضافی درمتن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
gyrolog دفترچه ضرایب ژیروسکوپی یاجدول تصحیح قطب نمای مغناطیسی ناو
detected خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detecting خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detects خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
detect خطایی که حین اجرای برنامه تشخیص داده میشود ولی تصحیح نمیشود
link طرح ISO/OSI که بستههای داده را به اتصال بعدی می فرستد و تصحیح خطا میکند
circularization تصحیح مدار ماهواره برای رسیدن یا نزدیک شدن ان به دایره کامل در ارتفاع لازم
control rocket راکت کوچکی که در صورت لزوم روشن شده و وضعیت یا سرعت فضاپیما را تصحیح میکند
Microcom Networking Protocol سیستم تشخیص و تصحیح خطا سافت Microcom Inc که در مودم ها و نرم افزار ارتباطی به کار می رود
MNP 0 پروتکل تصحیح خطای ارتباطی که میتواند داده راحتی روی اتصالات تلفن ضعیف منتقل کند
conditioning اصلاح مشخصههای اطلاعات در یک خط انتقال صدا ازطریق تصحیح خصوصیات فازدامنه تقویت کنندههای خط شایسته سازی
input/output پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
MNP سیستم تشخیص و تصحیح خطا ساخت Microcom Inc که در مودم و برخی نرم افزاری ارتباطی به کار می رود
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
editors نرم افزاری که برای وارد کردن و تصحیح متن یا برنامههای اضافه شده تحت پیشرفت به کار می رود
texts سیستم پردازش گر کلمه که به کاربر امکان افزودن , حذف کردن ,جابجایی , درج و تصحیح بخشهایی از متن میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com