Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
bag
کیف ابزار
bags
کیف ابزار
Search result with all words
gadget
ابزار
gadgets
ابزار
cable
ابزار بررسی قط عی یا خرابی در سیم کشی
cabled
ابزار بررسی قط عی یا خرابی در سیم کشی
equipment
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
jig
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
jigs
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما
clone
ابزار همگن
clone
ابزار همزاد
cloned
ابزار همگن
cloned
ابزار همزاد
clones
ابزار همگن
clones
ابزار همزاد
cloning
ابزار همگن
cloning
ابزار همزاد
assets
ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
socialism
مالکیت اجتماعی ابزار تولید
instrumentation
ابزار
head
دهنه ابزار
maintenance
ابزار تشخیص نرم افزاری که مهندسان در حین عملیات نگهداری سیستم انجام می دهند
doodad
ابزار
doodads
ابزار
tool box
جعبه ابزار
tool boxes
جعبه ابزار
tool kit
جعبه ابزار
tool kits
جعبه ابزار
cat
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
cats
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
hardware
سخت ابزار
hardware
ابزار
interactive
ابزار توسعه یافته نرم افزاری که به کاربر امکان میدهد برنامه را تحت کنترل اجرا کند
instrument
ابزار
kit
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kits
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
implement
ابزار
implemented
ابزار
implementing
ابزار
implements
ابزار
communism
کمونیسم نظام اقتصادی مبتنی براندیشههای مارکسیستی که مالکیت و ابزار تولید عمومی و در کنترل دولت قرار دارد
tools
ابزار
tool
ابزار
tool
دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
tool
ابزار کار
broach
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
firmware
RO قرار داده شده است ابزار استوار
firmware
استوار- ابزار
furniture
ابزار اهنی
machine tool
ابزار ماشینی
machine tools
ابزار ماشینی
gasket
نوعی ابزار مخصوص
gaskets
نوعی ابزار مخصوص
device
ابزار
devices
ابزار
bit
تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
bits
تیغه یا ابزار سوراخ کاری که در داخل گیره یا ماشین گردش می نماید
gear
ابزار وسایل لباس مخصوص
geared
ابزار وسایل لباس مخصوص
gears
ابزار وسایل لباس مخصوص
selection
نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
selections
نشانهای در میله ابزار که به کاربر امکان انتخاب یک ناحیه تصویر که بعداگ بریده , کپی یا پردازش میشود میدهد
abrasive tool
ابزار برای سایش
acetylene torch
مشعل استیلن
[ابزار]
adaptation kit
جعبه ابزار تطبیق
airbrush
یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
annular
وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
assembly tools
ابزار مونتاژ
back facing tool
ابزار صیقل کاری
blow torch
چراغ لحیم کاری
[ابزار]
borescope
ابزار چشمی برای بازرسی قطعات
box section bed
جعبه ماشینهای ابزار
brazing torch
مشعل زرد جوش
[ابزار]
brick workers tool
ابزار بنایی
bumping tool
ابزار خم کاری
calendar program
ابزار نرم افزاری که به چندین کاربر اجازه بررسی قرار ملاقات ها وزمان بندیهای سایرین را میدهد
calendar program
ابزار نرم افزاری که به کاربر اجازه ورود و بررسی به قرار ملاقات ها میدهد
calking mallet
ابزار زفت برداری
centering tool
ابزار تمرکز
chest set
جعبه ابزار سینه بند
cold heading tool
ابزار سردکار
combination toolholder
ابزار نگهدار چندگانه
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
common tool set
دست ابزار عمومی
common tool set
دست ابزار جنرال مکانیک
contractors tool
ابزار حرفه ساختمان
control equipment
ابزار نظارت
control equipment
ابزار وارسی ابزار پایش
control panel device
ابزار تابلوی کنترل
course ware
نام برنامههای اموزشی کامپیوتر دوره ابزار
credit instrument
ابزار اعتباری
cutting torch
مشعل برش دهنده
[ابزار]
cutting torch
مشعل قطع کننده
[ابزار]
DEFRAG
در DOS-MS ابزار از حالت پراکندگی در آوردن در DOS-MS
defragmentation
ابزار نرم افزاری که عمل یکپارچه کردن روی دیسک سخت را انجام میدهد
development tools
ابزار توسعه
drawing tools
مجموعه توابع در برنامه نقاشی که به کاربر امکان رسم میدهد. و به صورت نشانه هایی در میله ابزار فاهر میشود و شامل رسم دایره
drilling tool
ابزار مته کاری
flexible drive tool
ابزار گردان
Other Matches
locking device
ابزار
carpenter's rule
خط کش
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش
[ابزار]
folding ruler
خط کش
[ابزار]
yard stick
خط کش
[ابزار]
yardstick
خط کش
[ابزار]
folding meter stick
خط کش
[ابزار]
folding rule
خط کش
[ابزار]
physical device
ابزار مادی
vernier calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
sliding caliper
کولیس
[ابزار]
vernier caliper
کولیس
[ابزار]
electric drills
دریل ها
[ابزار]
calipers
کولیس
[ابزار]
milling tool
ابزار فرزکاری
calipers
قطرسنج
[ابزار]
angle-roll
ابزار گرد
vernier calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
sliding caliper
قطرسنج
[ابزار]
vernier caliper
قطرسنج
[ابزار]
calliper
[British]
قطرسنج
[ابزار]
moulding plane
رنده ابزار
steelwork
ابزار پولادین
tax instrument
ابزار مالیاتی
toll steel
فولاد ابزار
tool holder
ابزار گیر
skiving tool
ابزار تراش
toolbox
جعبه ابزار
tool set
دست ابزار
tool maker
ابزار مند
small tool
ابزار کوچک
calliper
[British]
کولیس
[ابزار]
toolhouse
انبار ابزار
instrument panels
پیشخوان ابزار
instrument panels
پهنهی ابزار
fishing tackle
ابزار ماهیگیری
workbox
جعبه ابزار
turning tool
ابزار تراشکاری
toolroom
اتاق ابزار
moulding templet
ابزار کشویی
tool sharpener
ابزار چاق کن
planishing tool
ابزار پرداخت
precision tool
ابزار دقیق
tool maker
ابزار ساز
astragal
ابزار فیتیله ای
folding ruler
خط کش تاشو
[ابزار]
pocket rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش جیبی
[ابزار]
pocket rule
خط کش جیبی
[ابزار]
folding metre stick
[British]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding meter stick
[American]
خط کش جیبی
[ابزار]
folding yardstick
[metric]
خط کش تاشو
[ابزار]
carpenter's rule
خط کش تاشو
[ابزار]
plier
انبردست
[ابزار]
yard stick
خط کش تاشو
[ابزار]
yardstick
خط کش تاشو
[ابزار]
folding rule
خط کش تاشو
[ابزار]
folding meter stick
خط کش تاشو
[ابزار]
double meter stick
[American]
خط کش تاشو
[ابزار]
drills
دریل ها
[ابزار]
drilling machines
دریل ها
[ابزار]
lifting device
ابزار بالا بر
spatula
[American]
]
کارتک
[ابزار]
scraper
[British
کارتک
[ابزار]
spackle knife
کارتک
[ابزار]
putty knife
کارتک
[ابزار]
diamond-fret
ابزار لوزی
common round
ابزار فیتیله
bird's-break
ابزار رخ منقاری
bench
میز ابزار
hawksbeak
ابزار رخ منقاری
hawksbill
ابزار رخ منقاری
boring machines
دریل ها
[ابزار]
electric drill
دریل
[ابزار]
folding ruler
خط کش جیبی
[ابزار]
drill
دریل
[ابزار]
drilling machine
دریل
[ابزار]
boring machine
دریل
[ابزار]
helve
دسته ابزار
knurled tool
ابزار آج دار
astragulus
ابزار فیتیله ای
milling cutter
ابزار فرزکاری
generating tool
ابزار تولید
gosseneck tool
ابزار دوخمی
groupware
گروه ابزار
hand tool
ابزار دستی
joiner's hardware
ابزار نجاری
floating tool
ابزار متحرک
knurled tool
ابزار اج کاری
lathe tool
ابزار تراش
metal cutting tool
ماشین ابزار
manipulandum
ابزار پاسخ
operandum
ابزار پاسخ
metal cutting
فلزبری
[ابزار]
means of production
ابزار تولید
groupware
ابزار گروهی
machine shop tool
ابزار ماشینی
stock
دسته ابزار و اسلحه
Egyptian gorge
ابزار گچ بری مصری
turnscrew
پیچ گشتی
[ابزار]
edge-roll
ابزار سه ربع گرد
screwdriver
پیچ گشتی
[ابزار]
screwdriver
پیچ گوشتی
[ابزار]
turnscrew
پیچ گوشتی
[ابزار]
drilling machine
مته برقی
[ابزار]
screwdrivers
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
turnscrews
پیچ گوشتی ها
[ابزار]
drill
مته برقی
[ابزار]
boring machine
دستگاه مته
[ابزار]
boring machine
مته برقی
[ابزار]
beak-moulding
[ابزار مغزی آویزان]
bush-hammered
ابزار سنگ تراشی
electric drill
دستگاه مته
[ابزار]
electric drill
مته برقی
[ابزار]
conge
[ابزار ربع گرد]
bale breaker
ابزار عدل بازکن
folding rulers
خط کش های تاشو
[ابزار]
drip-mould
ابزار بند آبچکان
drip-cap
[ابزار بند دماغه آب]
drill
دستگاه مته
[ابزار]
drilling machine
دستگاه مته
[ابزار]
plumber's tool
ابزار لوله کشی
machinist tool
ابزار تعمیرکار اتومبیل
grooving tool
ابزار کام کنی
tools of fiscal policy
ابزار سیاست مالی
tools of monetary policy
ابزار سیاست پولی
program development tools
ابزار توسعه برنامه
plain carbon tool steel
فولاد ابزار غیرالیاژی
ballcock
سیفون و ابزار متصل به آن
ballcocks
سیفون و ابزار متصل به آن
pocket rules
خط کش های تاشو
[ابزار]
toolhead
ابزار نگهدار اتومبیل
hot working die
ابزار عملیات حرارتی
policy instrument
ابزار اجرای سیاست
portable electric tool
ابزار الکتریکی دستی
precision engineering
مهندسی ابزار دقیق
software tool
ابزار نرم افزار
precision engineering
تکنیک ابزار دقیق
torch bearer
مشعل دار
[ابزار]
templet
کشو ابزار زنی
lay out tool
ابزار صفحه ارایی
tool set
دست ابزار تعمیروسایل
cutting guide
راهنمای برش
[ابزار]
pocket rules
خط کش های جیبی
[ابزار]
folding rulers
خط کش های جیبی
[ابزار]
metal cutting saw
اره فلزی
[ابزار]
molder's tool
ابزار قالب گیری
wheel barrow
فرغون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
wheel barrow
فرقون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
weheelbarrow
فرقون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
barrow
[wheelbarrow]
فرقون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
barrow
[wheelbarrow]
فرغون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
shovel
بیل
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
weheelbarrow
فرغون
[ساخت و ساختمان]
[ابزار]
boring machines
دستگاه های مته
[ابزار]
electric drills
مته های برقی
[ابزار]
drilling machines
دستگاه های مته
[ابزار]
drills
دستگاه های مته
[ابزار]
electric drills
دستگاه های مته
[ابزار]
boring machines
مته های برقی
[ابزار]
drilling machines
مته های برقی
[ابزار]
drills
مته های برقی
[ابزار]
metal cutting machine tool
ماشین ابزار براده برداری
screwdriver
آچار پیچ گوشتی
[ابزار]
turnscrew
آچار پیچ گوشتی
[ابزار]
astragulum Lesbium
آذین با ابزار دانه تسبیحی
baguet
[ابزار برجسته کاری کوچک]
baguette
[ابزار برجسته کاری کوچک]
nagnet
[ابزار برجسته کاری کوچک]
bagnette
[ابزار برجسته کاری کوچک]
motor tool
ابزار و وسایل تعمیر اتومبیل
platen
میز کار ماشین ابزار
retool
مجددا با ابزار تجهیز کردن
super high speed tool steel
فولاد ابزار بر فوق تند بر
tongue width
عرض دهانه وسیله یا ابزار
wood cutting saw
اره چوب بری
[ابزار]
IUD
مخفف ابزار درون زهدانی
IUDs
مخفف ابزار درون زهدانی
cutting nozzle
دهانه لوله برش
[ابزار]
double ressaunt
[ابزار بند با دو فیتیله وارونه]
plumb bob
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
plumbline
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
plummet
شاقول
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
lattic-moulding
[ابزار بند مشبک یا توری مانند]
trimming tool
ابزار ویژه قطع کردن زائده ها
folding rule
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
turnscrews
آچار های پیچ گوشتی
[ابزار]
screwdrivers
آچار های پیچ گوشتی
[ابزار]
trowel
ماله گچ کاری
[ابزار]
[ساخت و ساختمان]
ball-flower
[ابزار تزئینی به سبک گوتیک ثانوی]
carpenter's rule
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
double meter stick
[American]
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
double cone
[ابزار بند رومی مخروطی شکل]
folding meter stick
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
folding ruler
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
yardstick
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
router
ابزار کنده کاری لیسه نجاری
yard stick
متر
[وسیله اندازه گیری]
[ابزار]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com