Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
hand bag
کیف دستی خانم ها
Other Matches
mrs. gadabout
د دری خانم هرجایی خانم
headmistress
خانم مدیر خانم رئیس
headmistresses
خانم مدیر خانم رئیس
schoolmarm
خانم معلم خانم دبیر
schoolma'am
خانم معلم خانم دبیر
missy
دختر خانم خانم
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
mistress
خانم
mistresses
خانم
Mrs
خانم
missis
خانم
madam
خانم
missus
خانم
mademe
خانم
madem
خانم
lady
خانم
wife
خانم
dame
خانم
dames
خانم
begum
خانم
Madonnas
خانم من
Madonna
خانم من
dona
خانم
donna
خانم
goodwife
خانم
ladies
خانم
signora
خانم
ma'am
خانم
gentlewoman
خانم
gentlewomen
خانم
lady killer
خانم قرزن
lady principal
خانم رئیس
head mistress
خانم رئیس
head mistress
خانم مدیرمدرسه
princess
شاهزاده خانم
gentlewomanlike
خانم وار
faille
روسری خانم ها
housewives
خانم خانه
doctress
حکیم خانم
demoiselle
دختر خانم
ladykin
خانم کوچولو
missy
خانم کوچولو
waitress
خانم پیشخدمت
maid
خانم خدمتکار
senora
بانو خانم
knockout
<idiom>
خانم زیبا
princesses
شاهزاده خانم
housewife
خانم خانه
schoolmistresses
خانم رئیس
schoolmistress
خانم رئیس
electress
خانم انتخاب کننده
princesse
شاهدخت شاهزاده خانم
senorita
دوشیزه دختر خانم
princesses
شاهدخت شاهزاده خانم
princess
شاهدخت شاهزاده خانم
She is a very captivating lady .
خانم بسیار گیرایی است
woman doctor
پزشک زن حکیم خانم طبیبه
She is a perfect lady . She is a lady in the full sense of the word .
خانم به تمام معنی است
andromeda
شاهزاده خانم حبشهای که بوسیله پرسوس
cloche
کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
cloches
کلاه تنگ وچسبان برای خانم ها
princesses
مثل شاهزاده خانم رفتار کردن
princesse
مثل شاهزاده خانم رفتار کردن
princess
مثل شاهزاده خانم رفتار کردن
ready use
دم دستی
levorotation
چپ دستی
left handedness
چپ دستی
bellows
دم دستی
three handed
سه دستی
palmar
کف دستی
hand made
دستی
hand held
دستی
handiest
دستی
portable
دستی
single-handed
یک دستی
handier
دستی
handy
دستی
manual
دستی
handmade
دستی
handwork
دستی دستکاری
cane
چوب دستی
push cart
چرخ دستی
handwheel
چرخ دستی
handsaw
اره دستی
handlist
فهرست دستی
handhold
گیره دستی
handbell
زنگ دستی
hand wheel
چرخ دستی
hand lade
پاتیل دستی
light fingers
چابک دستی
line hand
دستی که نخ را می کشد
manual labour
امضای دستی
manual input
ورودی دستی
manual exchange
مرکز دستی
manual cutout
افتامات دستی
manual controller
نافم دستی
manual control
کنترل دستی
manual adjustment
تنطیم دستی
made ground
خاک دستی
long bow
کمان دستی
hand vise
گیره دستی
hand torch
مشعل دستی
canes
چوب دستی
caning
چوب دستی
portable drill
مته دستی
hand drill
مته دستی
hand crane
بارانگیز دستی
hand crane
جرثقیل دستی
hand compaction
تراکم دستی
hand compaction
توپرسازی دستی
hand cable winch
جراثقال دستی
hand cart
چرخ دستی
hand cart
ارابه دستی
hand held computer
کامپیوتر دستی
caned
چوب دستی
hand tool
ابزار دستی
hand saw
اره دستی
hand roller
غلطک دستی
hand receipt
رسید دستی
hand reamer
کوبه دستی
hand organ
ارگ دستی
hand operated chuck
سه نظام دستی
hand molding shop
قالبریزی دستی
hand molding
قالبریزی دستی
hand mill
اسیاب دستی
hand power winch
جراثقال دستی
manual operation
عمل دستی
sub-machine gun
تیربار دستی
sub-machine gun
مسلسل دستی
stick shifts
دندهی دستی
stick shift
دندهی دستی
handbill
اگهی دستی
hang-gliding
گلایدر دستی
handbags
کیف دستی
handbag
کیف دستی
handbills
اگهی دستی
tommy gun
مسلسل دستی
sub-machine guns
مسلسل دستی
sub-machine guns
تیربار دستی
egg beater
همزن دستی
skill
چیره دستی
hand knot
گره دستی
hand grenade
نارنجک دستی
trial balloon
<idiom>
یک دستی زدن
manual focusing knob
دکمهزوم دستی
tin snips
قیچی دستی
hand lever
اهرم دستی
paving beetle
تخماق دستی
nimble fingers
چابک دستی
nattiness
زبر دستی
mill file
سوهان دستی
manula shifting
اتصال دستی
manual skills
مهارتهای دستی
manual skill
مهارت دستی
manual ringing
زنگ دستی
manual pinion shift
استارت دستی
manual override
القای دستی
portable instrument
سنجه دستی
portable receiver
رادیوی دستی
portable weir
سرریز دستی
submachinegun
مسلسل دستی
staff gauge
اشل دستی
side board
میز دم دستی
smack
کف دستی زدن
smacked
کف دستی زدن
smacks
کف دستی زدن
right handedness
راست دستی
manually
بصورت دستی
quern
اسیاب دستی
post hole auger
مته دستی
manual operation
عملیات دستی
sideboards
میز دم دستی
gimlet
مته دستی
pushcarts
ارابه دستی
desk checking
بررسی دستی
pushcart
ارابه دستی
Jim Crow
ریل خم کن دستی
handicrafts
صنایع دستی
door bundle
بارهای دستی
inexperience
خام دستی
clumsiness
خام دستی
bungling
خام دستی
bungles
خام دستی
string hand
دستی که زه را می کشد
dug well
چاه دستی
dump barrow
حرخ دستی
gimlets
مته دستی
gun
تلمبه دستی
guns
تلمبه دستی
attache case
کیف دستی
alggardness
کند دستی
adeptness
زبر دستی
adeptly
زبر دستی
sideboard
میز دم دستی
bitstock
مته دستی
bull horn
بلندگوی دستی
carpenter's clamp
پیچ دستی
close fistedness
خشک دستی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com