Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English
Persian
seabag
کیف پارچه یی محتوی لباس ملوانان
Other Matches
tricolette
پارچه ابریشم مصنوعی لباس زنانه
rosettes
پارچه ملیله دوزی روبان لباس
rosette
پارچه ملیله دوزی روبان لباس
stockinette
پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
stockinet
پارچه کشباف مخصوص لباس کودکان وزخم بندی
to dress
[put on your clothes or particular clothes]
لباس پوشیدن
[لباس مهمانی یا لباس ویژه]
[اصطلاح رسمی]
seafolk
ملوانان
pea jacket
ژاکت ضخیم ملوانان
chantey
سرود ملوانان هنگام کار
chanty
سرود ملوانان هنگام کار
monkey jacket
نیمتنه کوتاه و چسبانی که ملوانان می پوشند
pea jacket or coat
جامه کلفت پشمی که ملوانان در سرما می پوشند
shore leave
مرخصی ملوانان وافسران برای رفتن بخشکی
biased fabric
پارچه جندلایهای که بصورت اریب با تار و پود پارچه بریده شده است
bleacher
کارگر پارچه سفیدکنی شستشو وسفیدکنی پارچه بلیط یا صندلی کم ارزش مسابقات ورزشی
gig mill
ماشین خوابدارکردن پارچه کارخانهای که پارچه رادران خوابدارم
land shark
کسیکه ملوانان رادردریاغارت میکندیابمال انها انگل میشود
fearnought
یکجورپارچه کلفت پشمی که برای جامه ملوانان بکارمیرود
canvas
پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
tartan
یکجور پارچه پشمی شطرنجی پارچه پیچازی
canvases
پارچه کرباسی یا کتانی یاعلفی پارچه کانوادوزی
motley
مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
sarsenet
پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
sarcenet
پارچه ابریشمی پارچه پشمی سنگین
hang out
پهن کردن لباس
[روی بند لباس]
nuncupative will
در CL این وصیت فقط در مورد سربازان و ملوانان در حال خدمت قابل قبول است
life jacket
لباس نجات لباس چوب پنبهای
filler
محتوی
container
محتوی
fillers
محتوی
containers
محتوی
content
محتوی
contenting
محتوی
criteria
محتوی
hydrous
محتوی اب
contents
محتوی
contained
محتوی بودن
sanguinolent
محتوی خون
copper bearing
محتوی مس حاوی مس
platinous
محتوی پلاتین
contain
محتوی بودن
bottles
محتوی یک بطری
bottle
محتوی یک بطری
aluminous
محتوی الومینیوم
contains
محتوی بودن
gas content
محتوی گاز
contenting
خرسند کردن محتوی
pouncet box
قوطی محتوی گردخوشبو
saccharine
قندی محتوی قند
content
خرسند کردن محتوی
monadelphous
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
palled
تابوت محتوی مرده حائل
content addressable
نشانی پذیر از روی محتوی
content addressed
نشامی یافته از روی محتوی
palling
تابوت محتوی مرده حائل
clears
تغییر محتوی یک خانه حافظه
docket
فهرست محتوی بسته ارسالی
poster color
شیشه محتوی ابرنگ وخمیررنگ
palls
تابوت محتوی مرده حائل
bottled gas
بشگه یااستوانه محتوی گازفشرده
quartzite
سنگ شنی محتوی کوارتز
camera magazine
جعبه محتوی فیلم عکاسی
tea bag
پاکت محتوی چای فوری
clear
تغییر محتوی یک خانه حافظه
docketed
فهرست محتوی بسته ارسالی
music box
جعبه محتوی ساز کوکی
docketing
فهرست محتوی بسته ارسالی
compressed gas cylinder
سیلندر محتوی گاز متراکم
pall
تابوت محتوی مرده حائل
clearest
تغییر محتوی یک خانه حافظه
tea bags
پاکت محتوی چای فوری
clearer
تغییر محتوی یک خانه حافظه
binary alloy
الیاژ محتوی دوفلز بنیانی
dockets
فهرست محتوی بسته ارسالی
time capsule
محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
swizzle
انواع مشروبات الکلی محتوی یخ وشکر
rogatory letters
نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
scandal sheet
نشریه محتوی شایعات افتضاح امیز
epos
مجموعه اشعار محتوی افسانههای ملی
sausages
روده محتوی گوشت چرخ شده
sausage
روده محتوی گوشت چرخ شده
sketchbooks
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
sketchbook
کتاب محتوی قطعات کوتاه ادبی
urns
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
myoglobin
پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
megasporangium
هاگدان بزرگ محتوی هاگ ماده
urn
گلدان یا فرف محتوی خاکستر مرده
hematoma
توموریاغده محتوی خون خارج شده از رگها
dumplings
نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
dumpling
نوعی پودینگ که محتوی میوه پخته است
enchilada
کیک ذرت محتوی گوشت وگوجه فرهنگی وادویه
doorplate
پلاک محتوی نام شخص که روی درنصب میشود
Molotov cocktail
بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
Molotov cocktails
بطری محتوی مواد منفجره که بجای نارنجک بکار میرود
pudding
دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
puddings
دسر محتوی ارد برنج وتخم مرغ شبیه فرنی
compressed air tunnel
تونل باد مدار بستهای محتوی گاز یا هوای تحت فشار
child
یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniforms
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniform
لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
case
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
cases
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
offertory
سینی محتوی پول یا پول جمع اوری شده از حضار در کلیسا
contained
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
declaratory statute
قانون تاکیدی قانونی است که محتوی مطلب جدیدی نیست بلکه لازم الاجرابودن یک قانون سابق را تاکیدو تصریح میکند
cloths
پارچه
cloth
پارچه
manta
پارچه
fabric
پارچه
stuffed
پارچه
moire
پارچه
stuffs
پارچه
stuff
پارچه
solid
یک پارچه
solids
یک پارچه
fabrics
پارچه
three piece
سه پارچه
moir
پارچه
solidungular
یک پارچه سم
monolithic
یک پارچه
textile
پارچه
consolidated
یک پارچه
textiles
پارچه
char
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
charring
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
chars
نوع دادهای که دادهای راکه محتوی متغیری است که بیان کننده یک حرف به کد ASC II است نشان میدهد
tiffany
پارچه ململ
right side of a cloth
روی پارچه
khaki
پارچه ارتشی
nomex
پارچه ضد اتش
ruche
پارچه توری
the right side of a fabric
روی پارچه
ruching
پارچه توری
kerseymere
پارچه کشمیری
sailcloth
پارچه بادبانی
sailcloth
پارچه شراعی
samite
پارچه زری
canvases
پارچه برزنتی
gabardine
پارچه گاباردین
oil cloth
پارچه مشمعی
gossamer
پارچه بسیارنازک
pole mast
دیرک یک پارچه
piled
پارچه خزنما
piled
خواب پارچه
en bloc
یک پارچه دربست
pile
پارچه خزنما
pile
خواب پارچه
piece part
قطعه یک پارچه
solidifying
یک پارچه شدن
solidify
یک پارچه شدن
organdy
پارچه ارگاندی
haircloth
پارچه مویی
piece
مهره پارچه
lambrequin
پارچه روبخاری
pieces
مهره پارچه
solidifies
یک پارچه شدن
impregnated cloth
پارچه اغشته
soliped
یک پارچه سم جانورتک سم
shirting
پارچه پیراهنی
canvas
پارچه برزنتی
tuft
ریشه پارچه
huckabach
پارچه حوله
scarlet
پارچه مخمل
macintosh
پارچه بارانی
organdie
پارچه ارگاندی
skirter
پارچه دامنی
garnish
پارچه سفید
garnished
پارچه سفید
silk cloth
پارچه ابریشمی
flax
پارچه کتان
varnished cambric
پارچه اغشته
terry
پارچه حولهای
haircloth
پارچه خیمهای
tatter
تکه پارچه
lustring
پارچه براق
huck aback
پارچه حوله ای
solidified
یک پارچه شدن
swathing clothes
پارچه قنداقی
lutestring
پارچه براق
indiscretely
بطور یک پارچه
varnished cloth
پارچه اغشته
tufts
ریشه پارچه
mercer
پارچه فروش
swaddling clothes
پارچه قنداقی
garnishes
پارچه سفید
empire cloth
پارچه روغنی
delaine
پارچه پشم
textiles
پارچه بافته
textile
پارچه بافته
consolidant
یک پارچه کننده
rag doll
عروسک پارچه یی
rag dolls
عروسک پارچه یی
suiting
پارچه لباسی
linen
پارچه کتانی
double cloth
پارچه دولا
jute fabric
پارچه چتایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com