English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (7 milliseconds)
English Persian
coast guard گارد کرانه
Search result with all words
coast guard officer افسر گارد کرانه
Other Matches
horse guards گارد مخصوص سواره نظام گارد سوار نگهبان سوار
praetorial متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
strands کرانه
shores کرانه
martello دژ کرانه
shore کرانه
littoral کرانه
near shore کرانه
limicoline کرانه زی
strand کرانه
strandline خط کرانه
coasts کرانه
coast کرانه
mete کرانه
rivage کرانه
kamae گارد
life guard گارد
lifeguards گارد
backcourtman گارد
gamae گارد
mounting گارد
lifeguard گارد
guard گارد
guards گارد
guarding گارد
shore patrol کرانه پاسدار
the means and the extremes دو میان و دو کرانه
to push off از کرانه دریادورشدن
sea coast کرانه دریا
beached پلاژ کرانه
beaches کرانه شنی
beached کرانه شنی
beaches پلاژ کرانه
sea shore کرانه دریا
on shore سوی کرانه
in shore در اب نزدیک کرانه
medoterranean دور از کرانه
bounds register ثبات کرانه ها
backshore beach کرانه جزر و مد
backshore کرانه جزر و مد
back beach کرانه جزر و مد
groin کرانه دار
off shore دور از کرانه
beach کرانه شنی
beach پلاژ کرانه
groins کرانه دار
sand شن کرانه دریا
banks کرانه دیواری
bank کرانه دیواری
seaboard کرانه دریا
shore کرانه ساحل
shores کرانه ساحل
sands شن کرانه دریا
seaboards کرانه دریا
groin کرانه دار
strands کرانه بندرگاه
strand کرانه بندرگاه
sandbanks کرانه ماسه
sandbank کرانه ماسه
boundaries کرانه کرانی
boundary کرانه کرانی
guards محافظ گارد
en garde گارد گرفتن
itc avant garde اوانت گارد ای تی سی
guard of honor گارد احترام
guard محافظ گارد
seaman guard گارد دریایی
praetorian guard گارد ویژه
on guard گارد گرفتن
on guard بحالت گارد
open guard گارد باز
point guard موقعیت گارد
national guard گارد ملی
waki kamae گارد مبارز
flag guard گارد پرچم
fencing position گارد شمشیرباز
guarding محافظ گارد
armed guard گارد مسلح
coastguard گارد ساحلی
coastguards گارد ساحلی
color guard گارد پرچم
escort guard گارد محافظ
escort of the standard گارد پرچم
escort of the color گارد پرچم
redshank مرغ پا قرمز کرانه زی
off shore fisheries شیلات دوراز کرانه
landding کرانه رسمی فرودگاه
limicoline وابسته به مرغان کرانه زی
escort of the color گارد محافظ پرچم
pipe the side تجمع گارد احترام
officer of the guard افسر گارد احترام
lifeguard گارد نجات دریایی
escort of the standard گارد محافظ پرچم
lifeguards گارد نجات دریایی
to set in سوی کرانه روان شدن
upper limit [of the integral] کرانه بالا [انتگرال] [ریاضی]
lower limit [of the integral] کرانه پائین [انتگرال] [ریاضی]
land swell خیزاب یا غلت اب نزدیک کرانه
pipe the side فرمان تجمع گارد احترام
side boy گارد احترام میز پاس
storm trooper گارد حمله المان نازی
the nile overflows its banks نیل طغیان کرده کرانه خودرافرامیگیرد
lagune جای کم گود در دریا نزدیک به کرانه
army national guard گارد ملی وابسته به نیروی زمینی
swings ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
swing ضربه محکم با راکت یا چوب هم گارد
yeoman of the guard گارد سلطنتی محافظ جان پادشاه انگلیس
rear takedown with outside leg tackle گارد مخفی که حریف با میانکوب ضربه میشود
ionian وابسته به مستعمره یونانی در کرانه باختر اسیای صغیر
preatorian وابسته به متعلق گارد ویژه سربازی که جزگاردویژه است
long shoreman گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
foils مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
escort محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
air sentinel گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
escorted محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorts محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
escorting محافظ گارد محافظ نیروی تامینی بدرقه کردن
interior دور از مرز دور از کرانه
inshore نزدیک کرانه نزدیک ساحل
riverain کرانه نشین ساحل نشین
interiors دور از مرز دور از کرانه
short quard سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com