English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (5 milliseconds)
English Persian
low tide or water گاه فروکش اب
Search result with all words
low water فروکش اب رودخانه
quenching فروکش
deflation فروکش
subside فروکش کردن
subsided فروکش کردن
subsides فروکش کردن
subsiding فروکش کردن
abate فروکش کردن
abated فروکش کردن
abates فروکش کردن
abating فروکش کردن
ebb فروکش
ebb فروکش کردن افول کردن
ebbed فروکش
ebbed فروکش کردن افول کردن
ebbing فروکش
ebbing فروکش کردن افول کردن
ebbs فروکش
ebbs فروکش کردن افول کردن
let up فروکش
let-up فروکش
let-ups فروکش
lower فروکش کردن
lowered فروکش کردن
lowering فروکش کردن
lowers فروکش کردن
appeasement فروکش
subsidence فروکش
abatement فروکش جلوگیری
catabatic فروکش کننده
drawdown فروکش سطح اب
ebb current فروکش کردن اب
lysis فروکش
reflow فروکش کردن جریان مجدد
refluence فروکش
refluent فروکش کننده
sudden drawdown فروکش انی
to be fever began to a bate تب شروع کردبه فروکش کردن یا فرونشستن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com