Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English
Persian
cadge
گدایی دوره گردی
cadged
گدایی دوره گردی
cadges
گدایی دوره گردی
cadging
گدایی دوره گردی
Other Matches
colportage
دوره گردی
pedlary
دوره گردی
peddle
دوره گردی کردن
peddles
دوره گردی کردن
peddled
دوره گردی کردن
hawk
دوره گردی کردن
hawked
دوره گردی کردن
hawks
دوره گردی کردن
hobo
دوره گردی کردن
hoboes
دوره گردی کردن
packman
دوره گردی کردن
hobos
دوره گردی کردن
rhapsode
دوره گردی که اشعار رزمی
door to door selling
فروش کالا بصورت دوره گردی
cadges
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadge
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadging
اخاذی کردن دوره گردی کردن
cadged
اخاذی کردن دوره گردی کردن
beggary
گدایی
pauperism
گدایی
pauperdom
گدایی
one day a beggar
روز گدایی
mump
گدایی کردن
mendiant
گدایی کننده
mendicant
گدایی کننده
cursed with porerty
نفرین کرده به گدایی
begs
خواستن گدایی کردن
begged
خواستن گدایی کردن
beg
خواستن گدایی کردن
To hold out ones begging bowl . To send ( pass ) round the hat .
کاسه گدایی دست گرفتن
To go round hat in hand .
کاسه گدایی بدست گرفتن
To go cap in hand to someone.
دست گدایی بسوی کسی دراز کردن
cooling off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off period
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
cooling-off periods
دوره رسیدگی دوره ارامش موقت برای حل مسالمت امیز اختلاف نظرات
holocene
وابسته به دوره زمین شناسی حاضر که ازپایان دوره پلیستوسن شروع میگردد
interregnums
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregnum
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
interregna
فاصله میان دوره یک سلطنت با دوره دیگر
farinose
گردی
roundness
گردی
cylinderisity
گردی
heroism
گردی
rondure
گردی
knobbiness
گردی
rotundily
گردی
round
گردی
levorotation
چپ گردی
globularity
گردی
roundest
گردی
somnambulation
خواب گردی
pub crawls
میخانه گردی
pub crawl
میخانه گردی
somnambulism
خواب گردی
sleep walking
خوابیده گردی
top radius
گردی سر دنده
to poke a bout
ول گردی کردن
roundness
نسبت گردی
hole circle
گردی سوراخ
powder metallurgy
متالورژی گردی
powderiness
خاصیت گردی
cylinderisity
دقت گردی
What are you looking for ?
دنبال چی؟ می گردی ؟
cavetto
ربع گردی
gas lubrication
روغنکاری گردی
mountaineering
کوه گردی
coal dust firing
اشتعال گردی
pub crawl
میخانه گردی کردن
traipses
هرزه گردی کردن
traipsing
هرزه گردی کردن
peregrination
جهان گردی دربدری
pulverulent
ازهم پاشنده گردی
traipsed
هرزه گردی کردن
to i. aroom with a powder
گردی درخانه پاشیدن
peregrinations
جهان گردی دربدری
traipse
هرزه گردی کردن
pub crawls
میخانه گردی کردن
dry galvanizing
اب روی دادن گردی
bezant
پولک گردی که معمولا از طلااست
shops
مغازه گردی کردن دکه
shopped
مغازه گردی کردن دکه
shop
مغازه گردی کردن دکه
walkabout
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabouts
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
colporteur
کتاب فروش دوره گرد فروشنده دوره گرد
console
کنسول
[نوعی ستون نگهدارنده تزئینی یا پیش گردی]
light period
دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
hock spanner
اچار نیم گردی در یک دسته درانتها و یک قلاب با چنگک درسر دیگر
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
to send round the hat
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
frostwork
نقشی که به تقلید ان درست کنند طراحی شبیه شبنم یخ زده طراحی گردی
gad
با میخ محکم کردن هرزه گردی کردن
semifinal
مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
phases
دوره
edge
دوره
phased
دوره
terming
دوره
edges
دوره
era
دوره
eras
دوره
phase
دوره
felloe
دوره
felly
دوره
peripheries
دوره
cycled
دوره
instar
دوره
outline
دوره
compass
دوره
one's d.
دوره
periodicity
دوره
he has run his race
دوره
Ice Age
دوره یخ
contemporaries
هم دوره
contemporary
هم دوره
rimless
بی دوره
periphery
دوره
cycles
دوره
cycle
دوره
set
دوره
careers
دوره
rhythms
دوره
careering
دوره
careered
دوره
rims
دوره
epoch
دوره
epochs
دوره
circuits
دوره
circuit
دوره
career
دوره
rhythm
دوره
stadia
دوره
period
دوره
sessions
دوره
session
دوره
outlining
دوره
outlines
دوره
perimeters
دوره
periods
دوره
perimeter
دوره
stadiums
دوره
stadium
دوره
outlined
دوره
bordering
دوره
pooled
دوره
pool
دوره
reviewal
دوره
pools
دوره
term
دوره
course
: دوره
coursed
: دوره
courses
: دوره
to have ones fling
دوره
bordered
دوره
setting up
دوره
rim
دوره
sets
دوره
termed
دوره
border
دوره
estrous cycle
دوره فحلی
electoral legislative term
دوره انتخابیه
elimination heat
دوره مقدماتی
duty cycle
دوره کار
hucksterer
دوره گرد
caird
دوره گرد
guarantee period
دوره ضمانت
budget period
دوره بودجه
adolescence
دوره جوانی
perlim
دوره مقدماتی
grace period
دوره مهلت
process
دوره عمل
processes
دوره عمل
cycle time
زمان دوره
basic course
دوره مقدماتی
game cycle
دوره بازی
magnetic cycle
دوره مغناطیسی
biennium
دوره دوساله
blocking period
دوره وقفه
foreperiod
پیش دوره
contract period
دوره قرارداد
continous cycle
دوره بی وقفه
cheap jack
دوره گرد
advanced course
دوره عالی
crier
دوره گرد
germinal period
دوره نوجنینی
critical period
دوره شاخص
fellyfelloe
دوره درندگی
duty factor
دوره کار
financial period
دوره مالی
flux linking a turn
شاره دوره
critical period
دوره بحرانی
action period
دوره کنش
advance course
دوره عالی
conducting period
دوره رسانایی
senescence
دوره سالخوردگی
tip circle
دوره نوک
to run over
دوره کردن
to serve apprenticeship
دوره شاگردی
transition period
دوره گذار
transition period
دوره انتقال
triennium
دوره سه ساله
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com