English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 126 (6 milliseconds)
English Persian
bidirectional bus گذرگاه دوسویه
Other Matches
bidirectional دوسویه
bilabiate دوسویه
bilinear دوسویه
bidirectional flow روند دوسویه
underpass گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
overpasses گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpass گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
underpasses گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
defiling گذرگاه
defiles گذرگاه
defiled گذرگاه
defile گذرگاه
roads گذرگاه
road گذرگاه
gang way گذرگاه
causeways گذرگاه
causeway گذرگاه
passageways گذرگاه
trajectories گذرگاه
trajectory گذرگاه
pathways گذرگاه
pathway گذرگاه
crossing گذرگاه
bypassing گذرگاه
bypasses گذرگاه
bypassed گذرگاه
bypass گذرگاه
ferrying گذرگاه
ferry گذرگاه
ferries گذرگاه
ferried گذرگاه
passageway گذرگاه
buses گذرگاه
gateways گذرگاه
gateway گذرگاه
bussing گذرگاه
busses گذرگاه
allure گذرگاه
bus گذرگاه
bussed گذرگاه
bused گذرگاه
alura گذرگاه
busing گذرگاه
ailure گذرگاه
alure گذرگاه
path گذرگاه
paths گذرگاه
passage way گذرگاه
passage گذرگاه
passes گذرگاه
passages گذرگاه
passed گذرگاه
pass گذرگاه
run way گذرگاه
beach exit گذرگاه ساحلی
by pass گذرگاه فرعی
bus system سیستم گذرگاه
bidirectional bus گذرگاه دوطرفه
data bus گذرگاه داده
bus driver محرک گذرگاه
motor path گذرگاه حرکتی
shaft tunnel گذرگاه محور
internal bus گذرگاه داخلی
shaft tunnel گذرگاه شفت
partial two level forked junction گذرگاه زیر و رو
storm lane گذرگاه طوفان
system bus گذرگاه سیستم
traject عبور گذرگاه
aisle گذرگاه طولی
fishway گذرگاه ماهی
exhaust passage گذرگاه خروجی
control bus گذرگاه کنترل
cattle crossing گذرگاه چارپایان
cart crossing گذرگاه ارابه
nerve path گذرگاه عصبی
pedestrian crossings گذرگاه پیادگان
gangways راهرو گذرگاه
arcade گذرگاه طاقدار
channel گذرگاه ابی
gangway راهرو گذرگاه
level crossings گذرگاه همکف
channels گذرگاه ابی
channelled گذرگاه ابی
association pathway گذرگاه ارتباطی
channeling گذرگاه ابی
level crossing گذرگاه همکف
narrows گذرگاه تنگ
archways گذرگاه طاقدار
archway گذرگاه طاقدار
pedestrian crossings گذرگاه پیاده
channeled گذرگاه ابی
pedestrian crossing گذرگاه پیاده
pedestrian crossing گذرگاه پیادگان
mid channel buoy بویه میان گذرگاه
input output bus گذرگاه ورودی- خروجی
bussing بااتوبوس رفتن گذرگاه
partial two level forked junction گذرگاه زیر و زبر
external auditory meatus گذرگاه برونی گوش
bus بااتوبوس رفتن گذرگاه
buses بااتوبوس رفتن گذرگاه
way راه عبور گذرگاه
bused بااتوبوس رفتن گذرگاه
busing بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussed بااتوبوس رفتن گذرگاه
busses بااتوبوس رفتن گذرگاه
bypasses کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
pass گذرگاه کارت عبور گذراندن
passed گذرگاه کارت عبور گذراندن
passes گذرگاه کارت عبور گذراندن
gorging گذرگاه تنگ بین دو کوه
bypassed کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorges گذرگاه تنگ بین دو کوه
diasy chain انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
bypassing کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorged گذرگاه تنگ بین دو کوه
gorge گذرگاه تنگ بین دو کوه
middle ground buoy بویه زمین میان گذرگاه
address bus گذر آدرس گذرگاه نشانی
bypass کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
dromos [راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
tubal وابسته به لوله رحمی یا گذرگاه تخم
absorption [گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
ppd Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
daisy chain interrupt یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com