English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
by pass گذرگاه فرعی مسیر فرعی
Other Matches
by pass گذرگاه فرعی
bypassing کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypassed کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypasses کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypass کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
bypassing مسیر فرعی
bypasses مسیر فرعی
bypassed مسیر فرعی
bypass مسیر فرعی
intermediate approach مسیر تقرب فرعی
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
ecotype بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
stbtitle عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
sublease اجاره فرعی دادن حق اجاره بمستاجر فرعی دادن
minor فرعی
min فرعی
ancillary فرعی
half deck پل فرعی
second class فرعی
succursal فرعی
spillover effect اثر فرعی
derivative فرعی
derivatives فرعی
by فرعی
accessorial فرعی
inferior فرعی
inferiors فرعی
accessory فرعی
adjunct فرعی
extrinsic فرعی
adjuncts فرعی
secondary فرعی
petty فرعی
lateral فرعی
incident فرعی
byeffect اثر فرعی
by-effect اثر فرعی
adverse reaction اثر فرعی
subalterns فرعی
subaltern فرعی
subsidiaries فرعی
subsidiary فرعی
branch lines خط فرعی
branch line خط فرعی
tributary فرعی
fall-out [side effect] اثر فرعی
secondary effect اثر فرعی
sub dam سد فرعی
incidents فرعی
tributaries فرعی
subsidiary occupations مشاغل فرعی
intercardinal headings جهات فرعی
side issues مسئله فرعی
side line occupations مشاغل فرعی
side issues موضوع فرعی
affluent رود فرعی
insets نقشه فرعی
episode داستان فرعی
episodes داستان فرعی
side dish غذاهای فرعی
side effects اثرات فرعی
lay shaft میله فرعی
side issue موضوع فرعی
link road راه فرعی
side issue مسئله فرعی
intercardinal points جهات فرعی
accessory دعوای فرعی
minor constituent عنصر فرعی
secondary stress خستگی فرعی
pseudocarp میوه فرعی
quadrantal points جهات فرعی
radicle فرعی نازک
retort tar قطران فرعی
rootlet ریشه فرعی
minor arts هنرهای فرعی
second fiddle شخص فرعی
wayside ایستگاه فرعی
appendages دستگاه فرعی
secondary markets بازارهای فرعی
secondary port بندر فرعی
probative حقایق فرعی
sidetracked جاده فرعی
sidetrack جاده فرعی
minor elements عناصر فرعی
appendage دستگاه فرعی
minor league لیگ فرعی
overtone صدای فرعی
overtones صدای فرعی
municipal road راه فرعی
subordinating فرعی پایین تر
subordinates فرعی پایین تر
subordinated فرعی پایین تر
subordinate فرعی پایین تر
sideshows نمایش فرعی
sideshow نمایش فرعی
secondary stairs پلکان فرعی
incidentals اقلام فرعی
spur track جاده فرعی
byroad جاده فرعی
bye election انتخابات فرعی
by election انتخابات فرعی
extension تلفن فرعی
colonnette ستون فرعی
extensions تلفن فرعی
consequent pole قطب فرعی
coproduct محصول فرعی
bracteole برگچه فرعی
borrowed light نورگیر فرعی
blessed folder مخزن فرعی
cotype نوعی فرعی
by path جاده فرعی
byname اسم فرعی
by work کار فرعی
by product فراورده فرعی
subcultures کشت فرعی
subcultures فرهنگ فرعی
subculture کشت فرعی
subculture فرهنگ فرعی
by product محصول فرعی
by product نتیجه فرعی
by product material فراورده فرعی
by way راه فرعی
by pass لوله فرعی
by lane کوچه فرعی
bayou نهرکوچک یا فرعی
daughter chain زنجیر فرعی
bypath جاده فرعی
alternative airfield فرودگاه فرعی
secondary position موضع فرعی
alternate position موضع فرعی
extension telephone تلفن فرعی
subcontract قرارداد فرعی
subcontracted قرارداد فرعی
subcontracting قرارداد فرعی
subcontracts قرارداد فرعی
floor jack اهرم فرعی
accessory substances مواد فرعی
nervus accessorius عصب فرعی
accessory nerve عصب فرعی
accessory لوازم فرعی
dog leg شاخه فرعی
dixings ارایشهای فرعی
derived unit واحد فرعی
backway جاده فرعی
secondary unit واحد فرعی
derived units واحدهای فرعی
derived units احاد فرعی
avocation کار فرعی
auxiliary switch کلید فرعی
auxiliary activity فعالیت فرعی
diverticulum جاده فرعی
extraneous تصادفی فرعی
articulated connecting rod شاتون فرعی
an off street کوچه فرعی
incidental effect اثر فرعی
side effect اثر فرعی
subspace فضای فرعی
annexe ساختمان فرعی
submenu منوی فرعی
lay-shaft میله فرعی
suborder راسته فرعی
subinterval فاصله فرعی
subharmonic هماهنگ فرعی
subsidiary company شرکت فرعی
side-effect اثر فرعی
subgenus جنس فرعی
side-effects اثر فرعی
subgenus تیره فرعی
by-products محصول فرعی
subordinate clauses جملهوارهی فرعی
substation ایستگاه فرعی
tine شاخ فرعی
DIVERSION راه فرعی
token money پول فرعی
walk-on بازیگر فرعی
adjunct صفت فرعی
subordinate clause جملهوارهی فرعی
byways راه فرعی
byway راه فرعی
corollaries نتیجه فرعی
corollary نتیجه فرعی
by-product محصول فرعی
substrate شکل فرعی
adjuncts صفت فرعی
sugroup دسته فرعی
subsections قسمت فرعی
subsection قسمت فرعی
underplot داستان فرعی
jamb-shaft ستون فرعی
side show نمایش فرعی
extension شماره فرعی
subagency نمایندگی فرعی
subcommittees کمیته فرعی
annexing شعبه فرعی
subdivisions بخش فرعی
sub station پست فرعی
subdivision بخش فرعی
annexes شعبه فرعی
sub sector بخش فرعی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com