English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
shaft tunnel گذرگاه محور
Other Matches
sight alinement تنظیم محور زاویه یاب تنظیم محور دوربین و وسایل نشانه روی با محور لوله
underpasses گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
underpass گذرگاه تحتانی گذرگاه زیرین
overpass گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpasses گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
countershaft محور رابطه در یک رشته محور که بین محور ومتحرک قرار می گیرد تا نسبت سرعت زیادی را بوجود اوردو یا در محلی قرار گیرد که در ان اتصال مستقیم مشکل باشد
wheelbases فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
wheelbase فاصله بین محور جلوو محور عقب اتومبیل برحسب اینچ
rate integration gyro ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
axis of signal communication محور ارتباط و مخابرات محور ارتباطات
passage way گذرگاه
causeway گذرگاه
bypasses گذرگاه
causeways گذرگاه
defiles گذرگاه
paths گذرگاه
passed گذرگاه
passes گذرگاه
ferry گذرگاه
passageway گذرگاه
passageways گذرگاه
run way گذرگاه
ailure گذرگاه
alure گذرگاه
bypass گذرگاه
defile گذرگاه
trajectories گذرگاه
defiled گذرگاه
defiling گذرگاه
gang way گذرگاه
ferrying گذرگاه
ferries گذرگاه
ferried گذرگاه
roads گذرگاه
road گذرگاه
alura گذرگاه
pathways گذرگاه
pathway گذرگاه
crossing گذرگاه
bypassing گذرگاه
allure گذرگاه
bypassed گذرگاه
trajectory گذرگاه
path گذرگاه
passages گذرگاه
bussed گذرگاه
busses گذرگاه
gateways گذرگاه
busing گذرگاه
bussing گذرگاه
buses گذرگاه
gateway گذرگاه
passage گذرگاه
pass گذرگاه
bused گذرگاه
bus گذرگاه
bus system سیستم گذرگاه
partial two level forked junction گذرگاه زیر و رو
aisle گذرگاه طولی
data bus گذرگاه داده
level crossing گذرگاه همکف
bidirectional bus گذرگاه دوطرفه
pedestrian crossing گذرگاه پیاده
pedestrian crossings گذرگاه پیادگان
pedestrian crossings گذرگاه پیاده
archway گذرگاه طاقدار
archways گذرگاه طاقدار
pedestrian crossing گذرگاه پیادگان
narrows گذرگاه تنگ
internal bus گذرگاه داخلی
gangways راهرو گذرگاه
bus driver محرک گذرگاه
by pass گذرگاه فرعی
nerve path گذرگاه عصبی
exhaust passage گذرگاه خروجی
motor path گذرگاه حرکتی
channels گذرگاه ابی
channelled گذرگاه ابی
channeling گذرگاه ابی
channeled گذرگاه ابی
channel گذرگاه ابی
cart crossing گذرگاه ارابه
cattle crossing گذرگاه چارپایان
shaft tunnel گذرگاه شفت
gangway راهرو گذرگاه
storm lane گذرگاه طوفان
level crossings گذرگاه همکف
system bus گذرگاه سیستم
bidirectional bus گذرگاه دوسویه
control bus گذرگاه کنترل
traject عبور گذرگاه
fishway گذرگاه ماهی
beach exit گذرگاه ساحلی
association pathway گذرگاه ارتباطی
arcade گذرگاه طاقدار
bus بااتوبوس رفتن گذرگاه
bused بااتوبوس رفتن گذرگاه
buses بااتوبوس رفتن گذرگاه
external auditory meatus گذرگاه برونی گوش
busing بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussed بااتوبوس رفتن گذرگاه
busses بااتوبوس رفتن گذرگاه
bussing بااتوبوس رفتن گذرگاه
input output bus گذرگاه ورودی- خروجی
partial two level forked junction گذرگاه زیر و زبر
mid channel buoy بویه میان گذرگاه
way راه عبور گذرگاه
bypassed کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
gorging گذرگاه تنگ بین دو کوه
gorges گذرگاه تنگ بین دو کوه
gorged گذرگاه تنگ بین دو کوه
gorge گذرگاه تنگ بین دو کوه
address bus گذر آدرس گذرگاه نشانی
middle ground buoy بویه زمین میان گذرگاه
bypasses کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
pass گذرگاه کارت عبور گذراندن
bypassing کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
diasy chain انتشار سیگنالها در طول یک گذرگاه
passes گذرگاه کارت عبور گذراندن
passed گذرگاه کارت عبور گذراندن
bypass کنار گذاشتن گذرگاه فرعی
tubal وابسته به لوله رحمی یا گذرگاه تخم
absorption [گذرگاه بین جرز و سطح دیوار]
dromos [راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
ppd Device Protection Port دستگاه حفافت گذرگاه
daisy chain interrupt یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
stems محور
coaxal هم محور
x axis محور x
center line خط محور
stemming محور
dam axis محور سد
azimuth محور
axis محور
rachis محور
stemmed محور
trunnion سر محور
arbor محور
stem محور
axis خط محور
coaxial هم محور
pivots محور
axles محور
pivot محور
pintle محور
crank محور
cranked محور
cranking محور
cranks محور
pin محور
mandril محور
journal سر محور
pivoted محور
interaxial محور
interaxal محور
mandrel محور
axle محور
concentric هم محور
pinned محور
shafts محور
z axis محور z
z axis محور "زد"
pedestals محور
pedestal محور
shaft head محور
spindle محور
spindles محور
y axis محور y
pinning محور
shaft محور
rotary axis محور دوار
optical axis محور اپتیکی
major axis محور کانونی
coaxial cable کابل هم محور
coaxial line کابل هم محور
gavernor shaft محور رگولاتور
normal axis محور عمودی
normal axis محور قائم
shaft bracket نگهدارنده محور
cantilever extension محور سگدست
misalignment غیرهم محور
megneto crank محور اندوکتور
cartesial axis محور دکارتی
cartesian coordinates محور مختصات
megneto crank محور میگر
celestrial axis محور عالم
mass axis محور جرم
neutral axis محور خنثی
brake cross shaft محور ترمز
child centered کودک محور
shaft tube خروجی محور
shaft collar بست محور
principal axis محور اصلی
propeller shaft محور کاردان
propeller shaft محور مفصلی
plummer block کنده محور
pivot pin پین محور
pivot pin اشپیل محور
pivot bearing یاطاقان محور
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com