English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English Persian
tusker گراز دارای دندان گراز
Search result with all words
snaggletoothed دارای دندان گراز یا بد شکل
Other Matches
pigsticking شکار گراز وحشی با نیزه گراز کشی
tusks دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
tusk دندان عاج فیل دندان گراز حیوانات
bucktooth دندان گراز یا پیش امده
gam دندان گراز یا دندان کج دهان
pigsticker گراز کش
pigs گراز
hog گراز
pig گراز
hogged گراز
hogs گراز
pork گراز
dolphins گراز دریایی
warthogs گراز زگیلدار
peccary گراز امریکایی
porpoise گراز دریایی
dolphin گراز دریایی
porpoises گراز دریایی
warthog گراز زگیلدار
sea ox گراز ماهی
pigskin پوست گراز
hogfish گراز دریایی
morse گراز ماهی
swines گراز ادم پرخور یا حریص
swine گراز ادم پرخور یا حریص
sea horse موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
tooth دارای دندان کردن
toothier دارای دندان مضرس
toothy دارای دندان مضرس
toothiest دارای دندان مضرس
tartarous دارای باره دندان
gap-toothed دارای فاصله بین دو دندان
full mouthed دارای شماره کامل دندان
lagomorph پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
lagomorpha پستانداران جونده دارای دوردیف دندان
crenulated دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
crenulate دندان موشی دارای کنگرههای ریز مضرس
pleurodont دارای دندان محکم شده ازداخل ارواره
zinjanthropus شبه انسان دارای ابروی کوتاه و دندان اسیاب بزرگ دوره پلیستوسن سفلی
tooth enamel مینای دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
dental enamel مینای دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
dental pulp پالپ دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
tooth bleaching سفید کردن دندان [دندان پزشکی]
tooth whitening سفید کردن دندان [دندان پزشکی]
dental pulp مغز دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
pulpa مغز دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
enamel مینای دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
dentin عاج دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
dentine عاج دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
pulpa پالپ دندان [دندان پزشکی] [کالبدشناسی]
toothache {sg} دندان درد [دندان پزشکی]
pain in tooth دندان درد [دندان پزشکی]
dental filling پرکردن دندان [دندان پزشکی]
toothaches دندان درد ها [دندان پزشکی]
tooth pain دندان درد [دندان پزشکی]
odontogenic pain دندان درد [دندان پزشکی]
dental pain دندان درد [دندان پزشکی]
caries پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
odontology دندان شناسی دندان پزشکی
dental filling ترمیم دندان [دندان پزشکی]
dental restoration ترمیم دندان [دندان پزشکی]
toothache دندان درد [دندان پزشکی]
odontalgia دندان درد [دندان پزشکی]
dentalgia دندان درد [دندان پزشکی]
dental caries پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
odontodynia دندان درد [دندان پزشکی]
dental restoration پرکردن دندان [دندان پزشکی]
tooth pick خلال دندان دندان کاو
dental decay [Caries dentium] پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
tooth decay پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
cavities پوسیدگی دندان [دندان پزشکی]
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
desserts دندان مز
toothless بی دندان
dessert دندان مز
fangless بی دندان
edentulous بی دندان
tooth دندان
curvidentate کج دندان
gam دندان
toothsome دندان مز
To have a tooth fI'lled. دندان پرکردن
eyetooth دندان ناب
picker خلال دندان
crenated دندان موشی
snaggletooth دندان بی قاعده
snaggletooth دندان بد شکل
crenate دندان موشی
To pull out ( extract ) atooth . دندان کشیدن
To have a tooth fI'lled. دندان پر کردن
toothpaste خمیر دندان
toothache درد دندان
toothache دندان درد
incisive tooth دندان پیشین
toothpastes خمیر دندان
toothbrush مسواک دندان
sharp fanged تیز دندان
toothbrushes مسواک دندان
sharp toothed تیز دندان
pickers خلال دندان
tooth paste خمیر دندان
fanged دندان دار
wisdom teeth دندان عقل
practitioner دندان پزشک
peck دندان زدن
pecked دندان زدن
pecking دندان زدن
pecks دندان زدن
dental caries پوسیدگی دندان
teethe دندان در اوردن
teethed دندان در اوردن
teethes دندان در اوردن
teething دندان دراوردن
dentulous دندان دار
practitioners دندان پزشک
tooth powder گرد دندان
fullmouthed تمام دندان
wisdom tooth دندان عقل
toothpick خلال دندان
full mouthed تمام دندان
toothpick دندان کاو
toothpicks خلال دندان
toothpicks دندان کاو
picks خلال دندان
pick خلال دندان
cutter دندان پیش
cutters دندان پیش
the crown of the teeth دندان بیرونی
dentition دندان بندی
cuspid دندان نیش
molar دندان اسیاب
greedy دندان گرد
greediest دندان گرد
greedier دندان گرد
toothpowder گرد دندان
toothpowder پودر دندان
toothpowders گرد دندان
toothpowders پودر دندان
fangs دندان انیاب
fangs دندان ناب
fang دندان انیاب
cuspid دندان انیاب
gumboil پیله دندان
dentition دندان در اوردن
dentition دندان دراوری
dentiparous دندان اور
dentine عاج دندان
dentin عاج دندان
edentate جانور بی دندان
dentifrice خمیر دندان
teeth of armature دندان ارمیچر
teeth grinding دندان قرچه
dentifrice گرد دندان
denticle دندان کوچک
dental clinic دندان پزشکی
fang دندان ناب
permanent tooth دندان دائمی
grinders دندان اسیاب
odontoma ورم دندان
odontology مبحث دندان
odontologist دندان شناس
odontoid مانند دندان
odontography شرح دندان
odontogeny پیدایش دندان
prothesis دندان یا عضومصنوعی
crowns تاج دندان
crown تاج دندان
odontocete دندان دار
odontitis اماس دندان
gums لثه دندان
gumming لثه دندان
pyorrhea چرک دندان
gummed لثه دندان
pyorrhoea چرک دندان
grin دندان نمایی
grinder دندان اسیاب
tartars باره دندان
tartar باره دندان
bridgework پل دندان مصنوعی
milk tooth دندان شیری
milk teeth دندان شیری
eruption of the teeth درامدن دندان
peg tooth دندان ناب
pontic دندان مصنوعی
pulls کشیدن دندان
pull کشیدن دندان
molar tooth دندان اسیاب
jaw tooth دندان اسیاب
grinned دندان نمایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com