English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (6 milliseconds)
English Persian
onerous گران
costlier گران
costliest گران
costly گران
heavier گران
heavies گران
heaviest گران
heavy گران
dearly گران
dear گران
dearer گران
dearest گران
dears گران
expensive گران
sumptuous گران
at a great penny worth گران
pricey گران
overpriced گران
Other Matches
dear bought جنس گران خریداری شده خریداری به قیمت گران
high value گران قیمت
dearer گران کردن
dearest گران کردن
dear bought گران خرید
deluxe مجلل گران
dears گران کردن
high interest بهره گران
high money پول گران
high priced گران بها
natatores شنا گران
to sell dearly گران فروختن
big ticket گران قیمت
dear گران کردن
stingy گران کیسه
highs سخت گران
overpriced <adj.> بسیار گران
too expensive <adj.> بسیار گران
highest سخت گران
be too dear گران بودن
high سخت گران
valuable گران بها
massive گران کوه
endear گران کردن
endeared گران کردن
endears گران کردن
massively گران کوه
expensively گران بها
priceless بسیار گران
viscosity قوام گران روی
prohibitory گران جلوگیری کننده
overburden گران بار شدن
worth a kings ransom بسیار گران بها
It is too expensive. خیلی گران است.
not too expensive خیلی گران نباشد.
You have paid too much for your car . اتوموبیلت را گران خریدی
The price of butter has gone up . butter has become expensive . کره گران شده
This is really expensive ! این چه گران است !
white elephants گران و پر خرج و کم فایده
white elephant گران و پر خرج و کم فایده
prohibitive گران جلوگیری کننده
highest وافر گران گزاف
exclusive منحصر بفرد گران
highs وافر گران گزاف
dear bought گران تمام شده
i paid dear for it برای من گران تمام شد
high وافر گران گزاف
high وسیله گران یا با کارایی بالا
assays عیارگیری فلزات گران قیمت
assay عیارگیری فلزات گران قیمت
highs وسیله گران یا با کارایی بالا
He overcharged us. پایمان گران حساب کرد
pyrrhic victory پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
costs an arm and a leg <idiom> [فوق العاده پرخرج یا گران]
highest وسیله گران یا با کارایی بالا
beyoned price بی قیمت بسیار گران بها
i paid dearly for it بسیار گران برایم تمام شد
The hotel has overcharged me . هتل گران پایم حساب کرده
She took umbrage at your remark . سخن شما برایش گران آمد
I paid dearly for this mistake . این اشتباه برایم گران تمام شد
a white elephant شیئی کم مصرف و جا تنگ کن اما گران قیمت
gem سنگ گران بها جواهر نشان کردن
gems سنگ گران بها جواهر نشان کردن
thunderscan یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
glyptics کنده کاری در روی سنگهای گران بها
manganic دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
pallets ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
pallet ماله مخصوص کوزه گران مالهء صافکاری
A thing you dont want is dear at any price. <proverb> چیزى را که نخواهى ,با هر قسمتى برایت گران است.
We do not usually go places that cost a lot of money. ما معمولا به جاهای گران قیمت گردش نمی کنیم.
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
manganesian مغنیسایی دارای مغنیساوابسته بسنگ سیاه شیشه گران
white elephant هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
white elephants هر چیز گران که بیخ ریش صاحبش گیر کرده باشد
It is too expensive for me to buy ( purchase ). برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
Smoking makes you ill and it is also expensive. سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
He bought them expensive presents, out of guilt. او [مرد] بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
bull گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
bulls گران کردن قیمت سهام به وسیله پیش خرید کردن انها
court rug فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com