English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (3 milliseconds)
English Persian
inherent viscosity گرانروی درونی
logarithmic viscosity number گرانروی درونی
Other Matches
internal furnace کوره درونی بوته درونی اشتعال درونی
dynamic نیروی فعاله درونی فعالیت درونی
dynamically نیروی فعاله درونی فعالیت درونی
internal friction گرانروی
viscosity گرانروی
flow resistance گرانروی
viscosity number عدد گرانروی
intrinsic velocity گرانروی ذاتی
viscosimeter گرانروی سنج
visbreaking گرانروی شکستی
limiting viscosity number گرانروی ذاتی
kinematic viscosity گرانروی سینماتیکی
shear viscosity گرانروی برشی
relative viscosity گرانروی نسبی
reduced velocity گرانروی کاهیده
viscosity ratio نسبت گرانروی
dynamic viscosity گرانروی مطلق
dynamic viscosity گرانروی مکانیکی
absolute viscosity گرانروی مکانیکی
viscosity breaking گرانروی شکستی
absolute viscosity گرانروی مطلق
specific viscosity گرانروی ویژه
ostwald viscosimeter گرانروی سنج استوالد
rotation viscosimeter گرانروی سنج چرخشی
viscosity stabilizer تثبیت کننده گرانروی
coefficient of kinematic viscosity ضریب گرانروی سینماتیکی
baume viscosimeter گرانروی سنج بومه
dropping ball viscosimeter گرانروی سنج با سقوط گلوله
interiors درونی
endogenous درونی
indoor درونی
intestines درونی
infelt درونی
intrinsic درونی
intestine درونی
subjective درونی
inmost درونی
innermost درونی
internal درونی
in- درونی
in- :درونی
in درونی
in :درونی
inside درونی
insides درونی
inner درونی
civil درونی
tumble home خم درونی
interior درونی
inward درونی
inner shell electron الکترون درونی
internal phase فاز درونی
internal consistency هماهنگی درونی
internal conversion تبدیل درونی
internal energy انرژی درونی
internal font فونت درونی
internal force نیروی درونی
internal command فرمان درونی
internal inhibition بازداری درونی
ingrowth رویش درونی
inner loop حلقه درونی
inner speech گفتار درونی
inmost thoughts اندیشههای درونی
aula حیاط درونی
intercorrelation وابستگی درونی
interflow جریان اب درونی
interior affairs کارهای درونی
interiority درونی بودن
archivolt قوس درونی
internal friction سایش درونی
springing of soffit پاطاق درونی
intrinsic approach رهیافت درونی
intrinsic motivation انگیزش درونی
the inner layer چینه درونی
the inner layer لایه درونی
subjectivity درونی بودن
spring of intrados پاطاق درونی
pore pressure فشار درونی
intrados springing line پاطاق درونی
internality درونی بودن
in-fighting کشمکش درونی
intrados قوس درونی
internal pressure فشار درونی
internal reflection انعکاس درونی
internal secretion ترشح درونی
internal temperature دمای درونی
internal vibrator لرزاننده درونی
internal work کار درونی
loggia ایوان درونی
inflow ریزش درونی
bal badak تیغ درونی پا
endogenous event رویداد درونی
endoderm پرده درونی
internalizing درونی کردن
interpolation براورد درونی
interpolations براورد درونی
innate درونی چسبنده
endocardium پرده درونی دل
internal friction اصطکاک درونی
interiors درونی درون
dynamic نیروی درونی
interior درونی درون
dynamically نیروی درونی
ductless gland غده درونی
pectoral صدری درونی
cooptation انتخاب درونی
pectorals صدری درونی
indoor درونی داخلی
internalizes درونی کردن
internalized درونی کردن
internalize درونی کردن
enteroceptor گیرنده درونی
entophyte انگل درونی
esoteric رمزی درونی
interoceptor گیرنده درونی
indravgnt جریان درونی
internalization درونی ساختن
internalised درونی کردن
internalises درونی کردن
endophasia تکلم درونی
internalising درونی کردن
inherent [in] <adj.> درونی [ماندگار] [ذاتی]
psychogenesis پیدایش نیروی درونی
dynamic pressure فشار محرکه درونی
scarp دیوار درونی خندق
Internal energy انرژی درونی [فیزیک]
inwarness بطون درونی بودن
sacrp دیوار درونی خندق
midland بین الارضین درونی
internalization درونی یا باطنی کردن
thermionic arc قوس گرمیونایی درونی
mesophyll بافت درونی برگ
autotelic دارای قصد درونی
inner work function انرژی خروج درونی
endocrane سطح درونی جمجمه
internal hard disk دیسک سخت درونی
endocarp حلقه درونی میوه
inside berm سکوی شیببر درونی
endometritis اماس درونی زهدان
endometrium پرده درونی زهدان
internal consistency coefficient ضریب همسانی درونی
endospore غشاء درونی تخم
endosporium غشاء درونی تخم
enostosis اماس درونی استخوان
endocarditis اماس غشاء درونی دل
internist متخصص داروهای درونی
internal torque گشتاور نیروی درونی
internal sort مرتب کردن درونی
internal evidence مدارک یاگواه درونی
endo arterities اماس درونی شریان
internal resisting moment لنگر مقاوم درونی
insides نزدیک به مرکز بخش درونی
endoskeleton استخوان بندی درونی حیوان
inside نزدیک به مرکز بخش درونی
interoceptive وابسته به انگیزش وتحریک درونی
escarp سرازیری درونی خندق یاخاکریز
endosarc قسمت درونی سفیده سلول
endocardial وابسته به پرده درونی دلhypoblast
internal friction مالش درونی سایش داخلی
extruded corner [پیش آمدگی گوشه درونی]
internal ophthalmia اماس درونی تخم چشم
internal modem تلفیق و تفکیک کننده درونی
entoptics شناسایی وفایف اجزای درونی چشم
field glass عدسی درونی دوربین یاذره بین
auscultator گوش کننده صداهای درونی بدن
integrated مودمی که بخش درونی سیستم باشد
intramural واقع در این سوی دیوارها درونی
to protect home industry صنایع درونی را حفظ وتشویق کردن
lock همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
locks همسان کردن ساعت درونی با سیگنال دریافتی
smoke consumer اسباب استفاده از دود برای مصرف درونی ماشین
gutter فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
intima درونی ترین غشاء پوششی رگها و سایررباطهای بدن
gutters فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
proprioceptive تحریک شده در اثر تحریکات درونی عضو موجود زنده
The way the robbery was committed speaks of inside knowledge. روشی که سرقت مرتکب شده بود منجر از آگاهی درونی می شود .
epicanthus لایه کوچکی از پوست که گاهی گوشه درونی چشم رامی پوشاند
psychogenesis ایجاددر اثر فعل وانفعالات درونی منشافعالیت ذهنی روان زایش
Marxists طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxist طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
metallography شرح فلزات بررسی در ساختمان درونی فلزات
cpu ساعت درونی پردازنده که سیگنال با قاعده را ایجاد میکند که برای کنترل عملیات و ارسال داده در پردازنده است
incretion ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
internal shield زره درونی زره داخلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com