Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
dry point
گراور سازی با سیاه قلم
Other Matches
stylography
گراور سازی
steel engraving
گراور سازی با فولاد
stylet
قلم گراور سازی وحکاکی
photoengraving
گراور سازی بوسیله عکاسی
photogravure
گراور سازی از روی شیشه عکاسی
line engraving
گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
tusche
جوهر چاپ مخصوص طراحی و گراور سازی
wood engraving
گراور سازی روی چوب باسمه کاری با چوب
zincography
گراور سازی روی فلز روی قلمزنی روی
engravings
گراور
engraving
گراور
gravure
گراور
line engraving
گراور مخطط
rotogravure
تهیه گراور غلتکی
basalt
نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
superscribe
روی صفحهای گراور کردن
melanin
رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
engrave
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
engraves
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
engraved
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
mekeready
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
sable
رنگ سیاه لباس سیاه
ethiops
سیاب سیاه جیوه سیاه
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
bold face
طرح سیاه حرف سیاه
sables
رنگ سیاه لباس سیاه
black holes
حفره سیاه چاله سیاه
black hole
حفره سیاه چاله سیاه
rectification
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
calculating
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
paper white monitor
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
insculp
حکاکی کردن گراور کردن
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
jagger
الت کنگره سازی یادندانه سازی
pre-treatment
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
irritancy
پوچ سازی باطل سازی
imagery
مجسمه سازی شبیه سازی
formularization
کوتاه سازی ضابطه سازی
subjugation
مقهور سازی مطیع سازی
frustrations
خنثی سازی محروم سازی
frustration
خنثی سازی محروم سازی
ouster
بی بهره سازی محروم سازی
erasable
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
saves
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
symmetrical compression
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
sorts
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
electronic
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
dump
1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
Indeo
فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
external
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
Negro
سیاه
pitchy
سیاه
sad coloured
سیاه
Negroes
سیاه
grimy
سیاه
pitch dark
سیاه
jetty
سیاه
ebon
سیاه
jetties
سیاه
jet-black
سیاه سیاه
night black
سیاه
dogwood
سیاه ال
blacker
سیاه
swamping
سیاه اب
swamps
سیاه اب
mossy
سیاه اب
blacks
سیاه
bog
سیاه اب
blackest
سیاه
blacked
سیاه
quagmire
سیاه اب
quagmires
سیاه اب
glaucoma
اب سیاه
swamp
سیاه اب
swamped
سیاه اب
bogs
سیاه اب
marshes
سیاه اب
sooty
سیاه
black
سیاه
marsh
سیاه اب
negrillo
کوتوله سیاه
denigration
سیاه ساختن
mammy
دده سیاه
dungeons
سیاه چال
nigrify
سیاه کردن
black and blue
کبود و سیاه
black boxes
جعبه سیاه
the black race
نژاد سیاه
the black sea
دریای سیاه
Negro
سیاه پوست
to wear willow
سیاه پوشیدن
to black out
سیاه کردن
jetty
:سیاه رنگ
substantia nigra
جسم سیاه
dungeon
سیاه چال
jetties
:سیاه رنگ
negrophilism
سیاه دوستی
negrophil
سیاه دوست
zonked
سیاه مست
melanite
لعل سیاه
crapped
گندم سیاه
melanotic
سیاه پوست
smudging
سیاه شدن
smudges
سیاه شدن
blackheads
جوش سر سیاه
blacking
رنگ سیاه
basalt
سیاه سنگ
smudged
سیاه شدن
smudge
سیاه شدن
melanuria
پیشاب سیاه
crapping
گندم سیاه
tamarack
سیاه کاج
tar
ورنی سیاه
negro slave
غلام سیاه
crap
گندم سیاه
sozzled
سیاه مست
stoned
سیاه مست
blackhead
جوش سر سیاه
sycamine
توت سیاه
black box
جعبه سیاه
buckwheat
گندم سیاه
blacking
واکس سیاه
marsh
سیاه اب باطلاق
blackened
سیاه کردن
blacken
سیاه کردن
gins
عرق جو سیاه
gin
عرق جو سیاه
niellist
سیاه قلم
lynx
سیاه گوش
lynxes
سیاه گوش
etched
سیاه قلم
niello
سیاه قلم
iron mould
سیاه کردن
niello
مینای سیاه
nigella seed
سیاه دانه
blackening
سیاه کردن
blackens
سیاه کردن
denigrate
سیاه کردن
in mourning
کثیف سیاه
in mourning
سیاه پوش
viper's grass
سفورجنه سیاه
humus
سیاه خاک
swarthy
سیاه چره
etch
سیاه قلم
denigrating
سیاه کردن
wash drawing
ابرنگ سیاه
water proofed mortar
اهک سیاه
denigrates
سیاه کردن
heathbird
باقرقره سیاه
denigrated
سیاه کردن
negress
زن سیاه پوست
rooks
کلاغ سیاه
nigella seed
زیر سیاه
jet-black
سیاه شبقی
kibitka
سیاه چادرنمدی
black market
بازار سیاه
lampblack
سیاه یکدست
pissed
سیاه مست
nigrescent
سیاه شونده
black markets
بازار سیاه
sandstone
سنگ سیاه
niggers
سیاه پوست
nigger
سیاه پوست
etches
سیاه قلم
nigrescence
سیاه شدگی
melanic
سیاه پوست
fuel oil
نفت سیاه
graphite
سرب سیاه
anthrax
سیاه زخم
blackberry
توت سیاه
blackberries
توت سیاه
black and white
سیاه و سفید
black eye
چشم سیاه
black eyes
چشم سیاه
marshes
سیاه اب باطلاق
Negroes
سیاه پوست
black finish
پوشش سیاه
jets
کهربای سیاه
jet
سیاه کهربائی
jet
مهر سیاه
jet
کهربای سیاه
quercitron
بلوط سیاه
black powder
باروت سیاه
black propaganda
تبلیغات سیاه
plumbaginous
مانندسرب سیاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com