English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (8 milliseconds)
English Persian
cattiness گربه صفتی
felinity گربه صفتی
Other Matches
genet جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
feline وابسته به تیره گربه گربه صفت
womanishness زن صفتی
effeminacy زن صفتی
adjectival صفتی
epithetical صفتی
hokeypokey میمون صفتی
bestiality حیوان صفتی
mannishness مرد صفتی
old womanishness پیرزن صفتی
impishness شیطان صفتی
monkeyishness میمون صفتی
kingliness شاه صفتی
foxiness روبه صفتی
wolfishness گرگ صفتی
fiendishness شیطان صفتی
apishness میمون صفتی
guile روباه صفتی
devilishness شیطان صفتی
baboonery میمون صفتی
piggishness خوک صفتی ناپاکی
fiendishly ازروی دیوخویی یاشیطان صفتی
technician شخص متخصص در امور صفتی
infernality دیو خویی شیطان صفتی
technicians شخص متخصص در امور صفتی
apery میمون صفتی کارهای بوزینه وار
pronominal adjective صفتی که اگر موصوف آن را بیندازند ضمیر میشوند
animalist مصور حیوانات معتقد به حیوان صفتی انسان
soever واژهای که انراپس صفتی که what or how پیش ازان امده باشد میاورند
puss گربه
cat گربه
moggy گربه
tomcat گربه نر
tom cat گربه نر
flues گربه رو
tomcats گربه نر
grimalkin گربه
gib cat گربه نر
air drain گربه رو
flue گربه رو
cats گربه
felid گربه
the cat has nine lives گربه
ventus's shell کس گربه
malkin گربه
neko گربه
fitchet گربه قطبی
civet گربه زباد
cri du chat گربه اوایی
foumart گربه شمالی
Persian cat گربه ایرانی
abyssinian نژادی از گربه
tiger cat گربه وحشی
felid گربه مانند
felidae تیره گربه
foumart گربه قطبی
reflecting stud چشم گربه
silure گربه ماهی
tabby cat گربه خط دار
meow صدای گربه
to pull the strings گربه رقصاندن
lemon grass گربه دشتی
to lead one a dance گربه رقصاندن
lead one a dance گربه رقصاندن
kitling بچه گربه
meaow صدای گربه
heating flue تنوره گربه رو
grimalkin گربه ماده
gib cat گربه اخته
gib گوه گربه نر
tom جنس نر گربه نر
sheat fish گربه ماهی
cattily گربه وار
cattier شبیه گربه
kits بچه گربه
cowrie نوعی کس گربه
cowries نوعی کس گربه
cowry نوعی کس گربه
cat's paw پنجه گربه
cat's paws پنجه گربه
tabbies گربه ماده
wildcat گربه وحشی
wildcats گربه وحشی
kitties بچه گربه
kit بچه گربه
kittens بچه گربه
kitten بچه گربه
cattier گربه صفت
cattiest شبیه گربه
cattiest گربه صفت
catty شبیه گربه
catty گربه صفت
toms جنس نر گربه نر
mew صدای گربه
mewed صدای گربه
mewing صدای گربه
tabby گربه ماده
kitty بچه گربه
cats eye چشم گربه
galeophobia گربه هراسی
ailurophobia گربه هراسی
pussy گربه وار
caracal گربه صحرایی
gatophobia گربه هراسی
catfish گربه ماهی
cathead کله گربه
catlike گربه وار
cattish گربه وار
catling بچه گربه
pussies گربه وار
miaowed صدای گربه میومیو
They fight like cat and dog. مانند سگ و گربه به هم می پرند.
tabby cat گربه ببری یا پلنگی
beom seogi گربه سان ایستادن
to pull the wires گربه رقصانی کردن
catamount یکجور گربه دشتی
viverrine شبیه گربه زباد
viverrine خانواده گربه زباد
miaowing صدای گربه میومیو
cat gets one's tongue <idiom> گربه زبونش را خورده
miaow صدای گربه میومیو
catamountain یکجور گربه دشتی
serval گربه دشتی افریقایی
caterwauls صدای شیون گربه
pussy ریم الود گربه
leopard پلنگ گربه وحشی
leopards پلنگ گربه وحشی
caterwauling صدای شیون گربه
gib گربه صفت بودن
caterwauled صدای شیون گربه
caterwaul صدای شیون گربه
neko ashi dachi ایستادن گربه سان
miaows صدای گربه میومیو
miaou صدای گربه میومیو
pussies ریم الود گربه
kittenish مثل بچه گربه
uberrima fides صفتی است که در بعضی از قراردادها که باعث برقراری انواع خاصی از رابطه بین افراد میشود وجودش از شرایط صحت عقل است
A cat has nine lives . <proverb> گربه هفت جان دارد .
The cat dreams of mice. <proverb> گربه در خواب موش بیند.
Siamese cat گربه چشم ابی ولاغرسیامی
There is not room no swing a cat . <proverb> گربه را مجال گذز نیست .
fitchew پوست راسو یا گربه قطبی
margay گربه پلنگی امریکای جنوبی
play cat and mouse with someone <idiom> موش و گربه بازی کردن
hemp nettle گیاهان جنس کله گربه
linsang گربه زباد برمه وجاوه
fisch پوست راسو یا گربه قطبی
Siamese cats گربه چشم ابی ولاغرسیامی
cougars گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougar گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
wire pulling گربه رقصانی تحریک سیاست بازی
rumpy یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
fleas i. doges and cats کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
manx cat گربه اهلی موکوتاه ودم کوتاه
The cat ate the whole mouse. گربه تمام موش راخورد ( گوشت ،استخوان وغیره )
Two cas and a mouse , two wives in one house , two. <proverb> دو گربه و یک موش ,دو زن در یک خانه و دو سگ و یک استخوان هرگز سلوکشان نشود .
No matter which way you fling a cat, it will light. <proverb> گربه را هر طورى بیندازند روى چهار دست و پا پائین مى آید.
catgut روده گربه وغیره که برای بخیه زدن درجراحی بکارمیرود
return کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returned کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returns کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
returning کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com