Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English
Persian
fitchet
گربه قطبی
foumart
گربه قطبی
Search result with all words
fisch
پوست راسو یا گربه قطبی
fitchew
پوست راسو یا گربه قطبی
Other Matches
genet
جانور پستاندارکوچک گوشت خواری شبیه گربه زباد یا گربه معمولی
feline
وابسته به تیره گربه گربه صفت
polar regions
مناطق قطبی زمین سرزمینهای قطبی
polar plot
روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
dipole dipole bond
پیوند دو قطبی- دو قطبی
orientation forces
نیروهای دو قطبی- دو قطبی
circumpolar constellation
صورتهای فلکی دور قطبی صورتهای فلکی پیرا قطبی
polar stereographic
سیستم تهیه نقشه قطبی سیستم نقشه برداری قطبی
the cat has nine lives
گربه
cats
گربه
cat
گربه
tomcat
گربه نر
tomcats
گربه نر
ventus's shell
کس گربه
neko
گربه
felid
گربه
malkin
گربه
gib cat
گربه نر
puss
گربه
air drain
گربه رو
grimalkin
گربه
flues
گربه رو
flue
گربه رو
tom cat
گربه نر
moggy
گربه
tom
جنس نر گربه نر
abyssinian
نژادی از گربه
toms
جنس نر گربه نر
cattier
شبیه گربه
foumart
گربه شمالی
pussy
گربه وار
cat's paw
پنجه گربه
cattier
گربه صفت
pussies
گربه وار
cattiest
شبیه گربه
cat's paws
پنجه گربه
gib
گوه گربه نر
kitty
بچه گربه
kitties
بچه گربه
wildcats
گربه وحشی
gib cat
گربه اخته
wildcat
گربه وحشی
cattiest
گربه صفت
catfish
گربه ماهی
felidae
تیره گربه
cathead
کله گربه
cattish
گربه وار
catling
بچه گربه
cats eye
چشم گربه
caracal
گربه صحرایی
cattily
گربه وار
cattiness
گربه صفتی
felinity
گربه صفتی
civet
گربه زباد
cri du chat
گربه اوایی
meaow
صدای گربه
gatophobia
گربه هراسی
galeophobia
گربه هراسی
ailurophobia
گربه هراسی
felid
گربه مانند
catlike
گربه وار
grimalkin
گربه ماده
tabby
گربه ماده
reflecting stud
چشم گربه
sheat fish
گربه ماهی
silure
گربه ماهی
tabby cat
گربه خط دار
tabbies
گربه ماده
mewing
صدای گربه
mewed
صدای گربه
mew
صدای گربه
tiger cat
گربه وحشی
to pull the strings
گربه رقصاندن
Persian cat
گربه ایرانی
meow
صدای گربه
kitten
بچه گربه
cowries
نوعی کس گربه
cowrie
نوعی کس گربه
kits
بچه گربه
kit
بچه گربه
kitling
بچه گربه
heating flue
تنوره گربه رو
kittens
بچه گربه
cowry
نوعی کس گربه
lead one a dance
گربه رقصاندن
to lead one a dance
گربه رقصاندن
lemon grass
گربه دشتی
catty
شبیه گربه
catty
گربه صفت
to pull the wires
گربه رقصانی کردن
viverrine
خانواده گربه زباد
viverrine
شبیه گربه زباد
cat gets one's tongue
<idiom>
گربه زبونش را خورده
They fight like cat and dog.
مانند سگ و گربه به هم می پرند.
tabby cat
گربه ببری یا پلنگی
gib
گربه صفت بودن
neko ashi dachi
ایستادن گربه سان
serval
گربه دشتی افریقایی
miaou
صدای گربه میومیو
caterwauls
صدای شیون گربه
caterwauled
صدای شیون گربه
caterwauling
صدای شیون گربه
leopard
پلنگ گربه وحشی
leopards
پلنگ گربه وحشی
miaow
صدای گربه میومیو
miaowed
صدای گربه میومیو
miaowing
صدای گربه میومیو
pussy
ریم الود گربه
miaows
صدای گربه میومیو
kittenish
مثل بچه گربه
pussies
ریم الود گربه
beom seogi
گربه سان ایستادن
catamountain
یکجور گربه دشتی
catamount
یکجور گربه دشتی
caterwaul
صدای شیون گربه
The cat dreams of mice.
<proverb>
گربه در خواب موش بیند.
play cat and mouse with someone
<idiom>
موش و گربه بازی کردن
linsang
گربه زباد برمه وجاوه
margay
گربه پلنگی امریکای جنوبی
Siamese cats
گربه چشم ابی ولاغرسیامی
hemp nettle
گیاهان جنس کله گربه
Siamese cat
گربه چشم ابی ولاغرسیامی
There is not room no swing a cat .
<proverb>
گربه را مجال گذز نیست .
A cat has nine lives .
<proverb>
گربه هفت جان دارد .
diode
دو قطبی
unipolar
تک قطبی
homopolar
هم قطبی
polar
قطبی
arctic
قطبی
unipolar
یک قطبی
bipolar
دو قطبی
dipole
دو قطبی
double pole
دو قطبی
fleas i. doges and cats
کیک هاسگ و گربه را اذیت می کنند
cougar
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
cougars
گربه وحشی پشمالو یوزپلنگ امریکایی
wire pulling
گربه رقصانی تحریک سیاست بازی
rumpy
یکجور گربه بی دم در جزیره man of isle
manx cat
گربه اهلی موکوتاه ودم کوتاه
polaris
ستاره قطبی
polarised
قطبی کردن
polar transmission
مخابره قطبی
polarity
تمایل قطبی
polar variable
متغیر قطبی
polar vector
بردار قطبی
polar vortex
ورتکس قطبی
polar winds
بادهای قطبی
polar solvent
حلال قطبی
polar bond
پیوند قطبی
polarized relay
رله قطبی
polar coordinates
مختصات قطبی
polar compound
ترکیب قطبی
polar diagram
نقشه قطبی
polar distance
فاصله قطبی
polar molecule
مولکول قطبی
polarises
قطبی کردن
polar relay
رله قطبی
polar coordinate
مختصات قطبی
triode
لامپ سه قطبی
polarity
ویژگی قطبی
polarized
قطبی شده
two electrode valve
لامپ دو قطبی
polarization
قطبی شدگی
terminal voltage
ولتاژ قطبی
polarization current
جریان قطبی
polarizing filter
صافی قطبی
pole armature
ارمیچر قطبی
polestar
ستاره قطبی
two terminal network
شبکه دو قطبی
polarities
ویژگی قطبی
unipolar armature
ارمیچر تک قطبی
single contact switch
کلید یک قطبی
unipolarity
حالت یک قطبی
polar angle
زاویه قطبی
Pole Star
ستاره قطبی
magnetic doublet
دو قطبی مغناطیسی
polarization
قطبی سازی
polarizes
قطبی کردن
dipole antenna
انتن دو قطبی
dipole moment
گشتاور دو قطبی
moment of a dipole
گشتاور دو قطبی
multi contact
چند قطبی
dipole interaction
بر هم کنش دو قطبی
electric dipole
دو قطبی الکتریسیته
electric doublet
دو قطبی الکتریسیته
lodestaror load
ستاره قطبی
hexod
لامپ شش قطبی
hexode
لامپ شش قطبی
four pole
چهار قطبی
polarizing
قطبی کردن
polarities
تمایل قطبی
arctic basin
حوضچه قطبی
loadstar
ستاره قطبی
lodestar
ستاره قطبی
multipolar
چند قطبی
dipolar ion
یون دو قطبی
arctic regions
مناطق قطبی
one pole switch
کلید یک قطبی
diode
لامپ دو قطبی
crystal rectifier
دو قطبی بلورین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com