English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
victorine گردن پوش بلند
Search result with all words
victorine خز گردن بلند زنانه
Other Matches
lei دستبند یا گردن بندی از گل وغیره که بر گردن میاویزند گردن بند گل
neck گردن سر و گردن اسب
necks گردن سر و گردن اسب
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
torticollis کجی مادرزادی گردن گردن کجی
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
restiff گردن کش
napes پس گردن
necks گردن
neck گردن
nape پس گردن
mooic گردن
stiff-necked گردن کش
crookneck گردن کج
paxwax پی گردن
insubordinate گردن کش
neck necessity گردن
necklines گردن لباس
decapitate گردن زدن
chasing گردن توپ
decapitated گردن زدن
chases گردن توپ
handkerchief دستمال گردن
chased گردن توپ
He came back downcast ( shamefacekly ) . با گردن کج بر گشت
chase گردن توپ
necklace گردن بند
decollate گردن زدن
cervical وابسته به گردن
handkerchiefs دستمال گردن
chokers شال گردن
deer neck گردن همایی
choker شال گردن
deer neck گردن کشیده
decollation گردن زنی
hoodman blind گردن کلفت
incrassate غلیظ گردن
neckline گردن لباس
stoutness گردن کلفتی
stiff necked گردن کلفت
stiff neck گردن خشک
stiff neck خشکی گردن
neckcloth دستمال گردن
necklet گردن پوش
necklet خز یا شال گردن
nip up اسکلبکا پس گردن
nucha پشت گردن
restiveness گردن کشی
restively گردن کشانه
refractorily گردن کشانه
neckerchiefs دستمال گردن
necker chief دستمال گردن
neck cloth دستمال گردن
beheads گردن زدن
beheading گردن زدن
beheaded گردن زدن
behead گردن زدن
long necked گردن دراز
roughneck گردن کلفت
shawls دستمال گردن
to shake off the dust گردگیری گردن
neckerchief دستمال گردن
tippet گردن پوش
the neck of a womb گردن زهدان
the neck of a bottle گردن بطری
narrow necked گردن باریک
pervicacious گردن کش سرسخت
decapitates گردن زدن
dumpy گردن کلفت
ruffians گردن کلفت
tie دستمال گردن
ties دستمال گردن
ruffian گردن کلفت
feed تغذیه گردن
feeds تغذیه گردن
collars گردن بند
cervices پشت گردن
cervix پشت گردن
collar گردن بند
cervixes پشت گردن
nape پشت گردن
napes پشت گردن
shawl دستمال گردن
muffler شال گردن
arrogant گردن فراز
arrogantly گردن فراز
noddles پشت گردن
ascot دستمال گردن
noddle پشت گردن
ascot شال گردن
anadem گردن بند
decapitating گردن زدن
stodgy گردن کلفت
mufflers شال گردن
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
lay to a person's door به گردن کسی گذاشتن
his blood beon us خونش به گردن ماست
long necked flask بالن گردن دراز
to stick up گردن فرازی کردن
shawl شال گردن بستن
shawls شال گردن بستن
lay at a person's door به گردن کسی گذاشتن
thug قاتل گردن کلفت
thugs قاتل گردن کلفت
tippet خز دور گردن وسردست
ruffianly گردن کلفت وحشی
challenge طلب حق گردن کشی
challenged طلب حق گردن کشی
challenges طلب حق گردن کشی
riviere گردن بند جواهر
restiff گردن کشانه بیقرار
nuchal وابسته به پشت گردن
nuchalgia درد پشت گردن
obstreperoussness پر هیاهویی گردن کشی
potiche گلدان گردن باریک
scalene وابسته بعضلات گردن
scrofula سل غدد لنفاوی گردن
the dog wasled سگ بند در گردن داشت
tepefy نیم گردن کردن
cervix [of uterus] گردن رحم [کالبدشناسی]
neck of (the) uterus [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
neck of the womb [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
uterine cervix [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
uterine neck [Cervix uteri] گردن رحم [کالبدشناسی]
short necked flask بالن گردن کوتاه
pelerine خز پشت گردن بانوان
To act as a bully . گردن کلفتی کردن
bullies گردن کلفت گوشت
he put orlaid the blame me تقصیر را به گردن من گذاشت
bully گردن کلفت گوشت
hame چوب گردن گیر
bullying گردن کلفت گوشت
deep in debt تا گردن زیر بدهی
up to the eyes in debt تا گردن زیر بدهی
ewe neck گردن لاغرومعیوب و مقعر
gorget زره گردن طوقه
scruff پس گردن دون شمردن
bullied گردن کلفت گوشت
to bear the blame تقصیر را به گردن گرفتن
complexus عضله پهن گردن
submit گردن نهادن مطیع شدن
bring a charge home to a person اتهامی را گردن کسی انداختن
submitting گردن نهادن مطیع شدن
multi-chain necklaces گردن بند چند زنجیره
ivory neck گردن بلورین [رنگ عاج]
near leg pickup and turnover گرفتن یک پا وپس گردن و پیچاندن
cervical carcinoma [CC] سرطان گردن رحم [پزشکی]
submits گردن نهادن مطیع شدن
cancer of the cervix سرطان گردن رحم [پزشکی]
cervical cancer سرطان گردن رحم [پزشکی]
guillotining ماشین گردن زنی کاغذ بر
cervix cancer سرطان گردن رحم [پزشکی]
guillotines ماشین گردن زنی کاغذ بر
guillotined ماشین گردن زنی کاغذ بر
guillotine ماشین گردن زنی کاغذ بر
terret حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
dewlap چینهای زیر گردن گاو
hectors ادم گردن فراز خودنما
He is a bully . he is a rough guy . آدم گردن کلفتی است
dewlaps چینهای زیر گردن گاو
breasted transmitter میکروفونی که به گردن اویخته میشود
all the expenses fell on him تمام مخارج به گردن اوافتاد
martingale تسمه زیر گردن اسب
articulated machine lamp چراغ مطالعه با گردن تاشو
butch مرد یا پسر گردن کلفت
hector ادم گردن فراز خودنما
own up <idiom> گناه رابه گردن گرفتن
hectoring ادم گردن فراز خودنما
hectored ادم گردن فراز خودنما
submitted گردن نهادن مطیع شدن
territ حلقه اتصالی قلاده گردن سگ
the block مردن بوسیله گردن زنی
pendant necklace گردن بند با جواهر آویزه
neck warmer گرم کن گردن [نوعی لباس]
scarfs حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
To behead ( decapitate ) someone . کسی را گردن زدن (با شمشیر وغیره )
scarf شال گردن بستن درشال پیچیدن
wallaby کانگوروی متوسط القامه گردن قرمز
scarfs شال گردن بستن درشال پیچیدن
Why should I take the blame? چرا من باید تقصیر را به گردن بگیرم؟
wallabies کانگوروی متوسط القامه گردن قرمز
fichu لچک سه گوش برای گردن وشانه
meathead آدم گردن کلفت [اصطلاح روزمره]
muscleman آدم گردن کلفت [اصطلاح روزمره]
barbe شال گردن یا روسری دندانهای ریز
beefcake آدم گردن کلفت [اصطلاح روزمره]
scarf حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
to have plenty of brawn آدم گردن کلفتی [قلچماقی] بودن
to take care of number one در فکر خویش بودن از خودتوجه گردن
banderilla نیزه خاردار برای فروبردن به گردن گاو
neck wear کراوات و یقه و مانند انها گردن پوش
belcher دستمال گردن با زمینه ابی وخال سفید
chaplet حلقه گل که بگردن میاویزند تسبیح یا گردن بند
matrass شیشه گردن دراز که درازمونهای شیمیایی بکارمیبرند
balacava پوشش ضد اتش سر و گردن با شکافی جلو صورت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com