Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 44 (5 milliseconds)
English
Persian
to raise a dust
گردوخاک بلندکردن
Other Matches
swabs
سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
swab
سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
extolled
بلندکردن
extolling
بلندکردن
extols
بلندکردن
rear
بلندکردن
reared
بلندکردن
rearing
بلندکردن
rears
بلندکردن
heft
بلندکردن
pickup
بلندکردن
extol
بلندکردن
removing
بلندکردن
removes
بلندکردن
lofts
بلندکردن
loft
بلندکردن
remove
بلندکردن
enhancing
زیادکردن بلندکردن
louden
صدا را بلندکردن
enhances
زیادکردن بلندکردن
enhance
زیادکردن بلندکردن
enhanced
زیادکردن بلندکردن
shoot up
<idiom>
ناگهانی بلندکردن
to kick up dust
خاک بلندکردن
ennobles
شرافت دادن بلندکردن
he wants stirring up
برای بلندکردن بایدسیخش زد
lifted
یک وهله بلندکردن بار
lifts
یک وهله بلندکردن بار
lifting
یک وهله بلندکردن بار
to get up
بلندکردن ترتیب دادن
ennobled
شرافت دادن بلندکردن
lift
یک وهله بلندکردن بار
ennobling
شرافت دادن بلندکردن
ennoble
شرافت دادن بلندکردن
pile driver
ماشین یا دستگاه بلندکردن الوار
enthrone
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroning
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthrones
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
enthroned
برتخت سلطنت نشاندن بلندکردن
luff
قلاب مخصوص بلندکردن چیزهای سنگین
hay fork
چنگال مخصوص بلندکردن بسته علف ویونجه
sticks
خطای بلندکردن چوب بیش ازحد نشانه
statue of liberty play
بازی تهاجمی از بازیگر گوش که با بلندکردن دست خودحریف را گول می زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com