English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (3 milliseconds)
English Persian
rotor گردونه
rotors گردونه
carrousel گردونه
Other Matches
porte cochere در گردونه ور
pass گردونه گدوک
drummed گردونه دوار
locomobile گردونه خودرو
gipsy گردونه هرزگرد
trailer یدک گردونه
trailers یدک گردونه
activity wheel گردونه فعالیت
gipsy گردونه دوار
elevator gear گردونه در ارتفاع
drum گردونه دوار
memory drum گردونه یاد
knob پیچ گردونه
knobs پیچ گردونه
turntable صفحه گردونه
turntables صفحه گردونه
training gear گردونه در سمت
passed گردونه گدوک
passes گردونه گدوک
motor car گردونه خودرو
motor cars گردونه خودرو
smoked drum گردونه ثبت کننده
pill box قوطی گردونه کوچک
color wheel گردونه رنگ امیزی
wagonette گردونه چهار چرخه یک یا چنداسبه
flier درحال پرواز گردونه تیزرو
slugs جانور تنبل گردونه کندرو
slug جانور تنبل گردونه کندرو
slugged جانور تنبل گردونه کندرو
fliers درحال پرواز گردونه تیزرو
flyer درحال پرواز گردونه تیزرو
flyers درحال پرواز گردونه تیزرو
landaulet n گردونه کوچکی که پوششی دارد
to p a vehicle or horse جلو گردونه یا اسبی را نگاه داشتن
traction engines لوکوموتیوی که گردونه هارادرجادههای بی ریل می کشد
ralliear یکجور گردونه سبک دوچرخه وچهارنفری
traction engine لوکوموتیوی که گردونه هارادرجادههای بی ریل می کشد
porte cochere در بزرگ برای دخول گردونه هابحیاط خانه
flying ambulance گردونه تندروبرای بردن زخم خوردگان جنگ
four in hand گردونه چهار اسبه که یک راننده داشته باشد
landdau یکجور گردونه چهارچرخه که پوشش ان دارای دو قسمت است
kittereen یکجور گردونه تک اسبه که درwest indies بکار میبرند
waggonette گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
ferris wheel گردونه صندلی دار مخصوص تفریح وچرخ زدن اطفال وغیره
capstan میله گردان گردونه دوار لنگر قرقره دوار لنگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com