English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (8 milliseconds)
English Persian
orbed گرد کروی
Search result with all words
globe کروی کردن
globes کروی کردن
global کروی
globally کروی
orb جسم کروی
orb کروی شدن
orbs جسم کروی
orbs کروی شدن
globule جسم کوچک کروی
globules جسم کوچک کروی
spherical کروی
globular کروی
sphere جسم کروی
spheres جسم کروی
acinarious پوشیده شده از حفرههای کروی
aspheric غیر کروی
ball peen hammer چکشی که یک طرف ان کروی است
cirro cumulus لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
concave spherical mirror اینه کروی کاو
concave spherical mirror اینه کروی مقعر
ensphere بصورت کروی در اوردن
globate کروی
globe like کروی
globy کروی
globe valve سوپاپ کروی
globoid کروی
globular cluster خوشه کروی
globular cluster خوشه ستارهای کروی
globular protein پروتئین کروی
globulous کروی
hemispherical engine موتور نیم کروی
huygen's principle قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
kitchen rudder سکان کروی
mean spherical candlepower شمع کروی متوسط
nodular کروی
orbicular کروی
orbicularly بطور گرد یا کروی
orbiculate کروی
perispheric کروی
quadrant ربع جسم کروی
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
roudelay کروی شکل
roundel صفحه کوچک و کروی شکل
roundle صفحه کوچک و کروی شکل
sector of a sphere اکلیل کروی
spheral کروی
sphere gap دهانه جرقه کروی
spheric کروی
spherical aberration خطای کروی
spherical candlepower شمع کروی
spherical coordinates مختصات کروی
spherical coordinates دستگاه مختصات کروی
spherical geometry هندسه کروی
spherical lens عدسی کروی
spherical mirror اینه کروی
spherical polygon کثیر الاضلاع کروی
spherical sector قطاع کروی
spherical top فرفره کروی
spherical triagle مثلث کروی
spherical triangle مثلث کروی
spherical trigonometry مثلثات کروی
spherical wedge قاچ کروی
sphericity حالت کروی
spherics هندسه کروی
spherization جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
spheroid کروی
spherule جسم کروی کوچک
sphery کروی مستدیر
star globe ستاره یاب کروی
yurt خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurta خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
spherical coordinates مختصات کروی [ریاضی]
spherical coordinate system دستگاه مختصات کروی [ریاضی]
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com