Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English
Persian
captivity
گرفتاری
hitch
گرفتاری
hitched
گرفتاری
hitches
گرفتاری
hitching
گرفتاری
entanglement
گرفتاری
entanglements
گرفتاری
assurance
گرفتاری
assurances
گرفتاری
scrape
گرفتاری
scraped
گرفتاری
scrapes
گرفتاری
scraping
گرفتاری
involvement
گرفتاری
captive state
گرفتاری
enthralment
گرفتاری
nodus
گرفتاری
tanglement
گرفتاری
hassle
گرفتاری
hassled
گرفتاری
hassles
گرفتاری
hassling
گرفتاری
hot potato
گرفتاری
hot potatoes
گرفتاری
Other Matches
mire
لجن گرفتاری
snarls
گرفتاری گوریدگی
snarling
گرفتاری گوریدگی
snarled
گرفتاری گوریدگی
jeopardy
گرفتاری حقوقی
snarl
گرفتاری گوریدگی
addle
سختی گرفتاری
constraint
قید گرفتاری
to be off the hook
<idiom>
از گرفتاری فارغ شدن
to be over the worst
<idiom>
از گرفتاری فارغ شدن
to be over the hump
[American]
<idiom>
از گرفتاری فارغ شدن
plight
تعهد دادن گرفتاری
to come out of the woods
<idiom>
از گرفتاری فارغ شدن
disembarrass
از گرفتاری خلاص کردن
encumbrance
اسباب زحمت گرفتاری
encumbrances
اسباب زحمت گرفتاری
ado
پرمشغله بودن گرفتاری
tangly
پر گرفتاری درهم وبرهم
to be out of the woods
<idiom>
از گرفتاری فارغ شدن
locomotory
دارای گرفتاری دراعضای حرکتی
locomotor
دارای گرفتاری در اعضای حرکتی
grunter
خوک یکجورماهی که هنگام گرفتاری خرخرمیکند
I didn't intend to involve you in this mess.
من نمی خواستم تو را با این گرفتاری
[دردسر]
درگیر کنم.
If this is your problem , it is no problem , it is no problem .
اگر گرفتاریت فقط اینست که اصلا" گرفتاری نیست
to leave someone in the lurch
کسیرا در گرفتاری گذاشتن کسیرا کاشتن یا جا گذاشتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com