Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
holding
گرفتن بازیگر ماندن غیرمجاز توپ والیبال در دست صیقلی بودن مسیرگوی بولینگ
Other Matches
back line player
بازیگر خط عقب والیبال
forwards
سه بازیگر جلوی تور والیبال
paces
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
paced
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
pace
شریک نوبتی بازیگر بودن بدون گرفتن امتیاز و تنها برای استراحت دادن به او
center forward
نوک حمله بازیگر میانی جلو تور والیبال
bowling bag
ساک بازیگر بولینگ
dutchman
بازیگر بولینگ هلندی
composite average
معدل امتیاز بازیگر بولینگ
pocket split
باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
crown green bowls
بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
bucket
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
buckets
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
holds
گرفتن غیرمجاز توپ
hold
گرفتن غیرمجاز توپ
face hold
گرفتن غیرمجاز دهان و چشم و بینی
mat
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
mats
زیرپایی یا تشک مخصوصی که بازیگر باگذاشتن پای خودروی ان بازی بولینگ روی چمن را اغاز میکند
netball
بازی شبیه به والیبال با گرفتن و انداختن توپ بجای ضربه زدن
double wood
ماندن یک میله بولینگ پشت میله دیگر
hold
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
holds
گرفتن غیرمجاز حریف ضربه به گوی اصلی بیلیاردکه مسیر معمولی را طی نکند
inning
گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
foulest
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouled
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouls
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
foul
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
fouler
فول مانند چنگ زدن هل دادن دویدن یا پریدن غیرمجاز لغزیدن و زدن بازیگر مقابل و مجازات این خطاها اخطار و اخراج موقت یا دیسکالیفه و اکسکلود است نقض مقررات
hold one's tongue
<idiom>
جلوی زبان خود را گرفتن،ساکت ماندن
adheres
وفادار ماندن هواخواه بودن
lie over
متمایل بودن منتظر ماندن
adhering
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhere
وفادار ماندن هواخواه بودن
adequateness
وفادار ماندن هواخواه بودن
adhered
وفادار ماندن هواخواه بودن
quarterback sneak
حمله بازیگر بالا با دویدن بجلو پس از گرفتن توپ
contained
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contain
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains
در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
loose impediment
هر نوع مانع طبیعی در مسیرگوی گلف
Being an actor has a certain amount of kudos attached to it.
بازیگر بودن خودش تا اندازه ای جلال دربردارد .
pinches
محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
pinch
محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
pockets
کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pocket
کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
send in
وارد کردن بازیگر به زمین فرستادن بازیگر به میدان
stacked
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stacks
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
stack
قرار دادن یک بازیگر یا بیشترپشت بازیگر دیگر برای پنهان کردن طرح مانور از حریف
prim
رسمی وخشک بودن خود را گرفتن
double footed
بازیگر چپ پا- راست پا بازیگر با هردو پا
volleyball
والیبال
volley ball
والیبال
power volleyball
والیبال قدرتی
widest
خط کناری والیبال
volleyball court
زمین والیبال
volleyball net
تور والیبال
volleyball
بازی والیبال
wider
خط کناری والیبال
wide
خط کناری والیبال
sleeker
صیقلی
sleek
صیقلی
glossy
صیقلی
sleekest
صیقلی
smoothed
صیقلی
shiny
صیقلی
smooths
صیقلی
smoothest
صیقلی
slights
صیقلی
smooth
صیقلی
slighting
صیقلی
slightest
صیقلی
levigate
صیقلی
slight
صیقلی
slighted
صیقلی
slighter
صیقلی
refereed
داور بالای والیبال
rolls
چرخش توپ والیبال
hook service
سرویس برگردان والیبال
referees
داور بالای والیبال
rolled
چرخش توپ والیبال
refereeing
داور بالای والیبال
referee
داور بالای والیبال
baselines
خط انتهای زمین والیبال
roll
چرخش توپ والیبال
height of the volleyball net
بلندای تور والیبال
baseline
خط انتهای زمین والیبال
change of service
تعویض سرویس والیبال
sleek
صیقلی کردن
sleekest
صیقلی کردن
sleeker
صیقلی کردن
scoured
صیقلی کردن
varnish
صیقلی کردن
varnished
صیقلی کردن
scours
صیقلی کردن
varnishes
صیقلی کردن
varnishing
صیقلی کردن
smoothing
صیقلی کردن
glass
صیقلی کردن
scour
صیقلی کردن
contact with the net
خطای تماس با تور والیبال
boundry lines
خطوط اطراف زمین والیبال
attack block
دفاع روی تور والیبال
back zone
منطقه عقب زمین والیبال
blocker
مدافع روی تور والیبال
upper edge of the net
نوار بالای تور والیبال
slick
سطح صیقلی لیز
slickest
سطح صیقلی لیز
slickenside
سطح صیقلی صخره
drop shot
ضربه اهسته روی تور والیبال
net cord
کابل یا سیم بالای تور والیبال
He plays a beautiful game of volleyball.
مثل ماه والیبال بازی می کند
wildcat
غیرمجاز
unallowable
غیرمجاز
unlicensed
غیرمجاز
illicit
غیرمجاز
unauthorized
غیرمجاز
wildcats
غیرمجاز
reflectional
صیقلی وابسته بطرز تفکر
reflective
صیقلی وابسته بطرز تفکر
waterworn
شسته شده و صیقلی در اثراب
obstructions
سد کردن غیرمجاز
obstruction
سد کردن غیرمجاز
double hit
دو ضربه غیرمجاز پی در پی
contraband
کالای غیرمجاز
interfere
سد کردن غیرمجاز
interfered
سد کردن غیرمجاز
illegal
حرام غیرمجاز
interference
ممانعت غیرمجاز
gavels
بهره غیرمجاز
gavel
بهره غیرمجاز
interferes
سد کردن غیرمجاز
bright work
سطوح فلزی صیقلی و بدون رنگ
net antena
انتن روی تور والیبال به بلندی 76 تا 101 سانتیمتر
toss a coin for choice of service of cou
شیریاخط اول بازی جهت تعیین سرویس والیبال
carrying
حمل غیرمجاز توپ
elbowing
ضربه غیرمجاز با ارنج
carried
حمل غیرمجاز توپ
carries
حمل غیرمجاز توپ
carry
حمل غیرمجاز توپ
blocked
سدکردن غیرمجاز حریف
crackback
نوعی سد کردن غیرمجاز
block
سدکردن غیرمجاز حریف
blocks
سدکردن غیرمجاز حریف
fly
فرستادن توپ والیبال به ارتفاع زیاد پارچه سقف چادر
scrimmage
بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
scrimmages
بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
exclusion area
منطقه غیرمجاز از نظر دسترسی
interference
سد کردن غیرمجاز راه حریف
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
hooking
سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
finger hold
خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
throw forward
بردن غیرمجاز توپ به جلو
rotation
چرخش بازیگران والیبال به شکل عقربه ساعت از محل سرو زدن
ooch
حرکت غیرمجاز قایق بدون باد
wash
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washed
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washes
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
floater
هواپیمای بدون موتور سرویس ارام والیبال توپ باحرکت کند در هوا
false start
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
false starts
حرکت غیرمجاز مهاجم پیش از رد کردن توپ
vital point
حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
encroaching
قرار دادن غیرمجاز بدن جلوتراز خط تجمع
damask
سیاهی و یارنگی که براثر خوردگی روی فولاد صیقلی فاهر میشود
jab checking
فروبردن غیرمجاز مستقیم چوب لاکراس به بدن حریف
fast pill
ماده محرک غیرمجاز برای افزایش سرعت اسب
leg before wicket
حرکت غیرمجاز توپزن در سدکردن راه توپ با پا یا بدن
jerks
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
burn
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
burns
کسب امتیاز برداشتن غیرمجاز سنگ یا مانع دیگر از مسیر
jerked
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerking
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
jerk
پرتاب غیرمجاز توپ کریکت بالازدن وزنه از روی سینه
bowling alleys
تالار بولینگ
bowling
بازی بولینگ
bowling alley
تالار بولینگ
maples
میلههای بولینگ
bocci
بولینگ ایتالیایی
curl
بولینگ روی یخ
curled
بولینگ روی یخ
bowls
بازی بولینگ
curls
بولینگ روی یخ
bowl
بازی بولینگ
mothers-in-law
میله شماره 7 بولینگ
mother-in-law
میله شماره 7 بولینگ
candlepin
میله باریک بولینگ
kingpin
میله بازی بولینگ
kingpin
میله شماره 5 بولینگ
headpin
میله شماره 1 بولینگ
dead
گوی بولینگ ضعیف
ball return
بازگشت گوی بولینگ
director
سرپرست تیم بولینگ
carries
انداختن یک یا دو میله بولینگ
directors
سرپرست تیم بولینگ
carried
انداختن یک یا دو میله بولینگ
nine pins
نوعی بولینگ قدیمی
carrying
انداختن یک یا دو میله بولینگ
tenpin
بازی بولینگ ده میلهای
skittle
میله چوبی بولینگ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com