English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (8 milliseconds)
English Persian
charley horse [American] [colloquial] گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
charleyhorse [American] [colloquial] گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
cramp in the calf گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
cramp in the leg گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
systremma [leg cramps] گرفتگی عضلات پا [پزشکی]
Search result with all words
cramp گرفتگی عضلات انقباض ماهیچه در اثر کارزیاد
cramps گرفتگی عضلات انقباض ماهیچه در اثر کارزیاد
vaginism گرفتگی عضلات مهبل
vaginismus گرفتگی عضلات مهبل
Other Matches
antigravity muscles عضلات ضد گرانش
catalepsy جمود عضلات
flabby دارای عضلات شل
tetany کزاز عضلات
relaxation شل کردن عضلات
contralateral muscles عضلات مخالف
skeletal muscles عضلات مخطط
dystaxia رعشه عضلات
contralateral muscles عضلات مقابل
guiding عضلات کمکی مجاور
kymograph انقباض عضلات و غیره
ligamentary مربوط به رباط عضلات
Firm muscles ( flesh ) . عضلات (گوشت ) محکم
abasia عدم همکاری عضلات محرکه
hamstrings عضلات عقب ران زردپی
extrinsic eye muscles عضلات برون چرخشی چشم
pleurodynia درد پهلوو عضلات سینه
pleuralgia درد پهلوو عضلات سینه
catalepsy تصلب وسخت شدن عضلات
hamstring عضلات عقب ران زردپی
tic انقباض غیر عادی عضلات
tics انقباض غیر عادی عضلات
hamstringing عضلات عقب ران زردپی
hamstrung عضلات عقب ران زردپی
sweeney ازکار افتادگی یا فلج عضلات کتف
sweeny از کار افتادگی یا فلج عضلات کتف
neuromuscular وابسته باعصاب و عضلات عصبی و عضلانی
knee flexion and extension machine دستگاه بدن سازی برای تقویت عضلات ساق پا
muscle bound دارای عضلات سفت وسخت غیر قابل ارتجاع
parkinsonism اختلال مزمن عصبی که با سختی عضلات بدن ولرزش مشخص میشود
bronchial asthma تنگی نفس که بعلت انقباض عضلات جدارقصبه الریه ایجاد میشود
stasis گرفتگی
sultriness گرفتگی
spasm گرفتگی
eclipsing گرفتگی
haziness مه گرفتگی
mugginess گرفتگی
mistiness مه گرفتگی
melancholia گرفتگی
eclipse گرفتگی
mud silting گل گرفتگی
inurement خو گرفتگی
eclipsed گرفتگی
eclipses گرفتگی
mud filling گل گرفتگی
addict خو گرفتگی
addicts : خو گرفتگی
fouling گرفتگی
crick گرفتگی
congestion گرفتگی
unstuck بی گرفتگی
decongestants گرفتگی بر
blocking up گرفتگی
decongestant گرفتگی بر
spasms گرفتگی
achalasia عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
sand filling ماسه گرفتگی
myoclonus گرفتگی عضلانی
sea sickness دریا گرفتگی
roup گرفتگی صدا
silting up لای گرفتگی
mountain sickness کوه گرفتگی
eclipse of sun افتاب گرفتگی
dust laden خاک گرفتگی
coprostasis شکم گرفتگی
cramps گرفتگی عضلانی
birth mark ماه گرفتگی
cramp گرفتگی عضله
aggradation شن گرفتگی برنهاد
cramp گرفتگی عضلانی
writer's cramp دست گرفتگی
eclipse of the sun خورشید گرفتگی
inundation سیل اب گرفتگی
cramps گرفتگی عضله
lunar eclipse ماه گرفتگی
incurrence تعلق گرفتگی
mant زبان گرفتگی
morphiomania خو گرفتگی به مرفین
grubbiness گرم گرفتگی
graphospasm گرفتگی دست
fouling لای گرفتگی
fouling جرم گرفتگی
contretemps بدشانسی گرفتگی حالت
obstruction جلو گیری گرفتگی
hoarseness گرفتگی صدا یا سینه
charley horse [American] [colloquial] گرفتگی ساق پا [پزشکی]
obstructions جلو گیری گرفتگی
systremma [leg cramps] گرفتگی ساق پا [پزشکی]
eclipse of the moon ماه گرفتگی انخساف
cramp in the leg گرفتگی ساق پا [پزشکی]
cramp in the calf گرفتگی ساق پا [پزشکی]
charleyhorse [American] [colloquial] گرفتگی ساق پا [پزشکی]
archer's paralysis گرفتگی عضله کمانگیر
aggradation فراسازی ماسه گرفتگی
opiumism خو گرفتگی بکشیدن افیون
birthmark علامت ماه گرفتگی بر بدن
birthmarks علامت ماه گرفتگی بر بدن
iodism خو گرفتگی زیاد در بکار بردن ید
clogging گرفتگی [سوراخ یا لوله و غیره ]
charleyhorse [American] [colloquial] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
cramp in the calf گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
cramp in the leg گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
systremma [leg cramps] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
charley horse کشیدگی یا گرفتگی عضلانی ران سوارکار
scaliness پوشیدگی از پولک یا فلس جرم گرفتگی
charley horse [American] [colloquial] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
adenoid عظم لوزهء حلقی گرفتگی بینی
foghorns شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
foghorn شیپور اعلام خطرمه گرفتگی اژیر مه
charly horse کشیدگی یا گرفتگی عضله ران کشتی گیر
fog dog روشنایی کم که درهنگام مه گرفتگی نزدیک افق دیده میشود
blocking گرفتگی مسیر جریان در تونل باد ناشی از موجهای ضربهای
In the long run fatty food makes your arteries clog up. در دراز مدت مواد غذایی پر چربی باعث گرفتگی رگها می شوند .
cataleptic مبتلا به بیماری جمود عضلات مبتلا به جمود فکری
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com