English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English Persian
solar eclipse گرفت خورشید
Other Matches
heliocentric دارای مرکز در خورشید دوار بدور خورشید
eclipse گرفت
eclipsed گرفت
eclipses گرفت
eclipsing گرفت
eclipe of the moon ماه گرفت
the wind rises بادوزیدن گرفت
dynamic dump رو گرفت پویا
tethanus گرفت عضلانی
lunar eclipse گرفت ماه
he went his way راه خودراپیش گرفت
The police stopped me. پلیس جلویم را گرفت
original که از آن می توان کپی گرفت
since the outbreak of the war از روزی که جنگ در گرفت
the doctor bled me دکتراز من خون گرفت
originals که از آن می توان کپی گرفت
irretraceable که نتوان ردانرا گرفت
he prospered in his business کارش بالا گرفت
He was run over by a car. اتوموبیل اورازیر گرفت
dump رو گرفت روبرداری کردن
It caught her eye . She took to it at once . She took a fancy to it . نظرش را گرفت ( جلب کرد )
It was engraved on my mind . درزهنم نقش گرفت ( بست )
he talked himself hoarse انقدرحرف زدکه صدایش گرفت
He went home on leave . مرخصی گرفت رفت منزل
She had a heart attack . قلبش گرفت ( حمله قلبی )
Accidents wI'll happen . جلوی اتفاق رانتوان گرفت
A surge of anger rushed over me . سرا پایم را فرا گرفت
He got the money from me by a trick. با حقه وکلک پول را از من گرفت
Where can I contact Mr …. ? کجا می شود با آقای ….تماس گرفت ؟
She mistook me for somebody else . مرا با یکی دیگر عوضی گرفت
She was transported with joy . شادی تمام وجودش را فرا گرفت
He was granted a grade promotion. یک پایه ترفیع ( ارتقاء درجه ) گرفت
A wave of anger swept over the entire world . موجی از خشم دنیا را فرا گرفت
There is no fault to find with my work. بهانه ای نمی توان بکار من گرفت
This idea took root in my mind. این نظریه درفکرم ریشه گرفت
integrand جملهای که باید تابع اولیه ان را گرفت
His wish was fulfI'lled. آرزویش عملی شد (جامه عمل گرفت )
sol خورشید
the greater lumen خورشید
phoebus خورشید
day star خورشید
daystar خورشید
suns خورشید
sunning خورشید
sunned خورشید
sun خورشید
commensurably چنانکه بتوان بایک پیمانه اندازه گرفت
he prospered in his business در کار خود کامیاب شد کارش رونق گرفت
I have no fault to find with his work . از کارش هیچ عیبی نمی توان گرفت
melchizedek > ملکی صدق < کاهنی که ازابراهیم عشر گرفت
if [when] it comes to the crunch <idiom> وقتی که اجبارا باید تصمیم گرفت [اصطلاح]
corona خرمن خورشید
sun's disk قرص خورشید
sol الهه خورشید
parhelion عکس خورشید
mock sun عکس خورشید
perihelion حضیض خورشید
titan خدای خورشید
macule لکه خورشید
samson اهل خورشید
parhelion خورشید کاذب
actinometer پرتوسنج خورشید
heliometer خورشید سنج
actinometre پرتوسنج خورشید
d. of the sun انحراف خورشید
titans خدای خورشید
declination میل خورشید
air thread لعاب خورشید
eclipse of the sun خورشید گرفتگی
sunlight نور خورشید
coronas خرمن خورشید
helium گاز خورشید
Accidents wI'll happen. چلوی تصادف ( قضا وقدر ) رانمی توان گرفت
As the debate unfolds citizens will make up their own minds. در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
tantalus تانتالوس که مورد شکنجه شدید زاوش قرار گرفت
She resolved to give him a wide berth in future. [She decided to steer clear of him in future.] او [زن] تصمیم گرفت در آینده ازاو [مرد] دوری کند.
parheliacal مانند عکس خورشید
helios دارگونه خورشید خورشیدخدا
coronel هاله خورشید وغیره
spectrohelioscope طیف بین خورشید
sunglow فلق و شفق خورشید
sunspot لکه روی خورشید
heliocentric system دستگاه خورشید مرکزی
the setting of the sun غروب کردن خورشید
anthelion هاله رو به روی خورشید
chromatosphere هاله سرخ خورشید
first light اولین طلیعه خورشید
coronal هاله خورشید وغیره
hour angle زاویه ساعتی خورشید
opposition jupiter to the sun تقابل بر جیس با خورشید
solar flare تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
The earth moves round the sun. زمین دوز خورشید می چرخد
heliometer الت پیمایش قطر خورشید
pyrheliometer گرماسنج ونیرو سنج خورشید
gossamery لعاب خورشید پارچه بسیارنازک
sunrises طلوع خورشید تیغ افتاب
sunrise طلوع خورشید تیغ افتاب
The earth moves round the sun . زمین بدور خورشید می گردد
perihelion نزدیکترین نقطه مدار به خورشید
photoheliograph دوربین مخصوص عکسبرداری از خورشید
I'll call him tomorrow - no, on second thoughts, I'll try now. من فردا با او [مرد] تماس خواهم گرفت - پس ازفکربیشتری، من همین حالا سعی میکنم.
air brush برس و مکنده هوایی جهت گرفت پرز اضافی و ذرات زائد فرش
sunlight تابش افتاب انعکاس نور خورشید
to screen one's eyes from the sun از چشمهای خود از خورشید محافظت کردن
aureole هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
aureola هاله نورانی اطراف خورشید و سایرستارگان
actinogram ثبت تغییرات نیروی اشعهء خورشید
Plants store up the sun's energy. گیاهان انرژی خورشید را ذخیره میکنند.
solunar حاصله در اثر خورشید و ماه باهم
spectroheliogram تصویر یک رنگ طیف نمای خورشید
spectroheliograph تصویریک رنگ طیف نمای خورشید
snowblink انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
midnight sun خورشید بالای افق در نیمه شب تابستان
shoot رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
parhelic وابسته به عکس خورشیدیاشمس کاذب مانندعکس خورشید
actinochemistry مبحث دانش شیمی راجع به نیروی خورشید
reversing layer لایه نازکی در قسمت پایینی اتمسفر خورشید
flocculus دسته کوچکی از الیاف پشمی کلف خورشید
shoots رصد کردن خورشید یاستارگان باارتفاع سنج
copyrights که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
copyright که یک نویسنده یا برنامه نویس درکار خود دارد و بدون پرداخت حقوق نمیتوان از کپی گرفت
autumnal equinox نقطه عبور خورشید ازاستوای نجومی در اول پاییز
camera lucida [ابزاری که نور خورشید را بوسیله منشور منعکس می کند.]
actinograph دستگاهی که تغییرات نیروی اشعهء خورشید را ثبت میکند
mithra نام دارگونه روشنایی یا خورشید در میان ایرانیان باستانی
heliometry پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
noises استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
noise استاتیک یا حرارت ایجاد شده است و نیز از ستاره ها یا خورشید
helical ستارهای که قبل از طلوع یا افول خورشید قابل رویت است شمسی
langley واحد تشعشع خورشید مساوی یک گرم کالری در هرسانتیمتر مربع از سطح غیرمتشعشع
supernovas ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovae ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernova ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
sailings سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailed سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sail سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
apolline [نوعی خطوط تزئینی مربوط به آپولو خدای خورشید در دوره باروک و رنسانس استفاده می شد.]
engels law ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
the lancet was infected نیشترالوده به میکرب شد نیشتر میکرب گرفت
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
heliograph گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
white out انحراف افق به علت انعکاس نور خورشید روی برف خطای تشخیص محل افق
purgation روش باستانی دادرسی در CL که به موجب ان متهم بایستی دوازده تن ازهمسایگان را به بیگناهی خود به شهادت می گرفت ویااز طریق رفتن در اب جوش یا اب یخ یا اتش بیگناهی خودرا ثابت می کرد
hill shading سایه زدن ارتفاعات و تپه هاروی نقشه رنگ کردن ارتفاعات در عکس جهت تابش نور خورشید
twelve tables الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
preemptive multitasking حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
gossamer لعاب خورشید لعاب عنکبوت
second best theory نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
vat dyeing رنگرزی خمی [روشی جهت رنگرزی رنگینه هایی که براحتی در آب حل نمی شوند. الیاف رنگ شده به این طریق دارای مقاومت بالایی در مقابل شستشو و نور خورشید هستند و بیشتری برای پنبه و الیاف های سلولزی است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com