English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
Other Matches
molar heat of fusion گرمای مولی ذوب
molar heat of solution گرمای مولی انحلال
molar specific heat گرمای ویژه مولی
molar heat of formation گرمای مولی تشکیل
molecular specific heat گرمای ویژه مولی
molar heat of sublimation گرمای مولی تصعید
molar heat of crystallization گرمای مولی تبلور
molar heat of condensation گرمای مولی میعان
molar heat of vaporization گرمای مولی تبخیر
molar enthalpy of combusion انتالپی مولی احتراق
heat value گرمای احتراق
heat of combustion گرمای احتراق
heating value گرمای احتراق
diesel ramjet موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
crossfiring اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
pupils مولی علیه
molar entropy انتروپی مولی
molar mass جرم مولی
molar concentration غلطت مولی
mole ratio نسبت مولی
ward مولی علیه
wards مولی علیه
mole volume حجم مولی
person placed under guardianship مولی علیه
pupil مولی علیه
molal volume حجم مولی
molar volume حجم مولی
molar entropy of fusion انتروپی مولی ذوب
molar enthalpy of formation انتالپی مولی تشکیل
molar cxtinction coefficient ضریب جذب مولی
molar entropy of vaporization انتروپی مولی تبخیر
molar absorptivity ضریب جذب مولی
partial molar properties خواص جزیی مولی
partial molar volume حجم جزیی مولی
heating value گرمای سوختن
latent heat of sublimation گرمای تصعید
cinder heat گرمای شلاکه
heat of reaction گرمای واکنش
heat of solution گرمای انحلال
heat of solidification گرمای انجماد
expansion heat گرمای واتنش
high or low temperature گرمای زیادیاکم
heat value گرمای سوختن
equiviscous temperature گرمای لزوجت
integral heat of solution گرمای کل انحلال
total heat of solution گرمای کل انحلال
latent heat گرمای نهان
heat of transformation گرمای تحول
heat of transformation گرمای تبدیل
heat of evaporation گرمای تبخیر
heat of sunlimation گرمای تصعید
heat of ionization گرمای یونش
maturing heat گرمای گیرش
thermonuclear گرمای هستهای
heat of vaporization گرمای تبخیر
wash heat گرمای جوش
heat of activation گرمای فعالسازی
heat of combustion گرمای سوختن
heat of condensation گرمای میعان
specific heat گرمای ویژه
sensible heat گرمای محسوسه
heat of formation گرمای تشکیل
heat of hydration گرمای ابش
boiling heat گرمای جوشش
genial heat گرمای ملایم
latent heat of fusion گرمای ذوب
paradoxical warmth گرمای تناقضی
phlogosis گرمای سوزنده
heat of fusion گرمای ذوب
radiant heat گرمای تابنده
heat of fusion گرمای نهان ذوب
generated heat گرمای تولید شده
latent heat of fusion گرمای نهان ذوب
heat of sunlimation گرمای نهان تصعید
differential heat of solution گرمای انحلال تفاضلی
waste heat گرمای تلف شده
phosphoresce بدون گرمای محسوس
standard heat of formation گرمای تشکیل استاندارد
latent heat of varporization گرمای نهان تبخیر
latent heat of sublimation گرمای نهان تصعید
pyrometer الت سنجش گرمای زیاد
incandesce از گرمای زیاد سفید شدن
law of additivity of reaction heat قانون جمع پذیری گرمای واکنش
sweating heat گرمای لحیم کاری غیر مستقیم
to take one's temperature درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
thermoelectrometer الت سنجش جریان یزق ازروی گرمای ان
seeting on fire احتراق
oxidization احتراق
deflagration احتراق
burning احتراق
explosions احتراق
firing احتراق
arson احتراق
explosion احتراق
inflammation احتراق
lighting احتراق
combustion احتراق
ignition احتراق
isocheim خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسطانهادرزمستان ...داده میشود
isothermal line خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
base ignition احتراق تحتانی
advanced ignition اوانس احتراق
burning brand نوع احتراق
magneto ignition احتراق با مگنت
combustion efficiency بازده احتراق
inexplosive غیرقابل احتراق
combustion efficiency راندمان احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
internal combustion احتراق داخلی
combustion area محفظه احتراق
ignition voltage ولتاژ احتراق
combustiblity قابلیت احتراق
combustibility قابلت احتراق
combustible قابل احتراق
combustible احتراق پذیر
sulphur اصل احتراق
firing accessories لوازم احتراق
ignition اشتعال احتراق
triple ignition احتراق سه برقی
surface burning احتراق سطحی
sulfur اصل احتراق
timing زمان احتراق
single ignition احتراق تک برقی
misfiring احتراق ناقص
premature ignition احتراق زودرس
pre ignition زود احتراق
two spark ignition احتراق دو جرقهای
combustion اشتعال احتراق
combustor محفظه احتراق
igniting spark جرقه احتراق
firing order ترتیب احتراق
ignitible قابل احتراق
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
ignition by incandescence احتراق التهابی
firing position موقعیت احتراق
ignition cable کابل احتراق
ignition by contact احتراق تماسی
igniting point نقطه احتراق
igniting agent عامل احتراق
ignitability قابلیت احتراق
dual ignition احتراق دو برقی
ignitable قابل احتراق
igniter switch سوئیچ احتراق
igniter switch کلید احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
duplex ignition احتراق دوگانه
external combustion احتراق خارجی
ignition charge خرج احتراق
ignition current جریان احتراق
ignition control کنترل احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
ignition pulse ضربه احتراق
ignition spark جرقه احتراق
ignition switch کلید احتراق
flash point نقطه احتراق
ignition circuit مدار احتراق
ignition device وسیله احتراق
ignition choke پیچک احتراق
ignition condition حالت احتراق
ignition pulse پالس احتراق
ignition lag تاخیر احتراق
flame out قطع احتراق
isotherm خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
explosively بطور قابل احتراق
incombustible غیر قابل احتراق
order of fire ترتیب احتراق موتور
incombustibility عدم امکان احتراق
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
preignition احتراق قبل از وقت
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
compression ingition احتراق توسط فشار
ignition temperature درجه حرارت احتراق
combustor سیستم احتراق توربین
delay zction firing عمل احتراق با تاخیر
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
burning brand علامت احتراق نیمسوزی
ignition system سیستم احتراق موتور
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
combustible جسم قابل احتراق
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
dielectric heating گرمای ایجاد شده در یک دی الکتریک که تحت تاثیر میدان فرکانسهای زیاد اچ اف قراردارد
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
timing تنظیم زمان احتراق موتور
afterburning عملیات بعد از احتراق سوخت
firedamp گاز قابل احتراق معدن
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
isotheral line خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسط انها 000 نشان داده میشود
burn out گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com