Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (7 milliseconds)
English
Persian
fehrenheit thermometer
گرما سنج فارنهایت
Other Matches
thermostats
:الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostat
:الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
Fahrenheit
فارنهایت
fahrenheit scale
مقیاس فارنهایت
f.thermometer
گرماسنج فارنهایت
Fahrenheit
درجه فارنهایت
Fahrenheit
درجه حرارت فارنهایت
heats
گرما
isotherm
خط هم گرما
cauma
گرما
radiation of heat
گرما
heat
گرما
convection
انتقال گرما
heat flux
شار گرما
thermal flux
شار گرما
heat loss
تلف گرما
heat radiation
تابش گرما
adiabatic
عایق گرما
heat exchange
تبادل گرما
heat absorbing
جذب گرما
btu
واحدبریتانیایی گرما
calorification
پیدایش گرما
heat flow
جریان گرما
cold is merely privative
گرما نیست
hot cabinet
قفسه گرما
heat transfer
انتقال گرما
thermochemistry
گرما شیمی
thermoelasticity
گرما کشسانی
thermoelectric
گرما برقی
thermal effect
اثر گرما
thermal reservoir
منبع گرما
thermal unit
واحدسنجش گرما
thermomagnetic
گرما مغناطیس
thermosphere
گرما سپهر
I am absolutely baked.
از گرما پختم
pyromagnetic
گرما- مغناطیس
heat transmission
انتقال گرما
incalescence
گرما جویی
incalescent
گرما گرای
intensity of heat
شدت گرما
non conducting
عایق گرما
pyro electricity
گرما برق
thermal agitation voltage
اثر گرما
thermo electricity
گرما برق
thermosphere
گرما کره
thermometers
گرما سنج
radiators
گرما تاب
radiator
گرما افکن
temperatures
درجه گرما
radiator
گرما تاب
radiators
گرما افکن
heat
گرما حرارت
thermal
مربوط به گرما
temperature
درجه گرما
heats
گرما حرارت
melted
از گرما سوختن
thermometer
گرما سنج
mechanical equivalent of heat
هم ارز مکانیکی گرما
warmth
تعادل گرما ملایمت
temperature independent paranagnetism
پارامغناطیس گرما مستقل
she cannot bear heat
طاقت گرما را ندارد
swelters
از گرما بیحال شدن
sweltered
از گرما بیحال شدن
she cannot bear heat
تاب گرما رانمیاورد
resistant to heat
مقاوم در برابر گرما
swelter
از گرما بیحال شدن
therms
حمام عمومی گرما
therms
واحد گرما حمام
thermoelectric effect
اثر گرما- برق
to resist heat
تاب گرما اوردن
to evolve heat
گرما بیرون دادن
thermotropism
حساسیت نسبت به گرما
thermotropic
علاقمند به گرما دماگرای
thermotaxis
تحرک در اثر گرما
therm
واحد گرما حمام
thermonuclear reaction
واکنش گرما- هستهای
therm
حمام عمومی گرما
thermolytic
وابسته به تحلیل گرما
thermoforming
شکل دادن با گرما
b.t.u.
واحد بریتانیایی گرما
radiators
بیرون دهنده گرما
calories
واحد سنجس گرما
chinical t.
گرما سنج طبی
calorie
واحد سنجس گرما
british thermal unit
واحد بریتانیایی گرما
diathermacy
خاصیت هدایت گرما
cooling water thermometer
گرما سنج اب سرد
heat stroke
گرماگرفتگی غش در اثر گرما
calory
واحد سنجس گرما
heat-stroke
گرماگرفتگی غش در اثر گرما
baking enamel
لعاب دادن با گرما
heat fast paint
رنگ مقاوم گرما
radiator
بیرون دهنده گرما
heat transfer coefficient
ضریب انتقال گرما
hot shorteness
شکنندگی حاصل از گرما
heat flux density
چگالی شار گرما
electricity
مین نور یا گرما یا نیرو
conductibility of heat
قابلیت هدایت گرما گرمارسانی
calories
واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
stew
خیس عرق شدن
[در گرما]
warm spot
اندامها و مراکزاحساس گرما در پوست
convectors
جسم انتقال دهنده گرما
heater
بخاری دستگاه تولید گرما
convector
جسم انتقال دهنده گرما
thermolytic
وابسته به تجزیه در اثر گرما
thermographic
وابسته به گرما سنجی یادمانگاری
heat radiates from the stove
گرما ازبخاری متشعشع میشود
calorie
واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
heaters
بخاری دستگاه تولید گرما
register
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registers
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
registering
ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
variations of temperature
اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
thermostats
تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
In the heat of the moment
<idiom>
[در گرما گرم کار]
[بحث ومجادله لفظی]
thermostat
تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
chromometer
ساعت دقیقی که گرما و سرمادر ان اثر نمیکند
epicritic
تمیز دهنده گرما وسرما حساس بسرماوگرما
thermostatics
اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
material theory of heat
پندار مادیت نسبت بگرما تصور اینکه گرما ماده است
advection
جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
glass wool
تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
stirling cycle
سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
cracking
وارد کردن گرما و معمولافشار برای شکستن هیدروکربنهای کمپلکس گاه درحضور کاتالیزور
thermodynamics
علم مربوط به تبادل کار وحرارت و جریان گرما وتغییر دما بویژه در سیالات متحرک
thermal
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
electrosensitive
کاغذ چاپ پوشیده شده از فلر که میتواند حروف را توسط گرما با نوک مخصوص چاپ -Ddot matrix نمایش میدهد
conductance
رسانایی الکتریکی گرما رسانایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com