English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (8 milliseconds)
English Persian
double knot گره دوبل
Search result with all words
credit ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credited ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
crediting ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
credits ستون اعتبار در حسابداری دوبل به حساب بستانکاری کسی گذاشتن
double check کیش دوبل
double-check کیش دوبل
double-checked کیش دوبل
double-checking کیش دوبل
double-checks کیش دوبل
alley حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleys حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
alleyways حاشیه اضافی زمین تنیس دربازی دوبل مسیر معمولی گوی بولینگ
doubles بازی دوبل
double بازی دوبل
doubled بازی دوبل
doubled up بازی دوبل
fours مسابقه دوبل
adjustable double endwrench آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
bight حلقه طناب مضاعف قایق حلقه طناب دوبل
double accentric press پرس خارج از مرکز بایاطاقان دوبل
double accumulator switch کلید انباره دوبل
double acting fuse فیوز دوبل
double amplitude دامنه دوبل
double angle milling cutter دستگاه فرز زاویه دوبل
double bank radial engine موتور ستارهای دوبل
double base diode دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
double belt تسمه دوبل
double bottoms ناو کف دوبل
double delta connection اتصال مثلث دوبل
double diode دیود دوبل
double dribble خطای دوبل در بسکتبال
double earth fault اتصال زمین دوبل
double entry سیستم دفترداری دوبل
double entry bookkeeping حسابداری دوبل
double flanged butt joint اتصال لب به لب- لبه دوبل
double flanged seam درز- لبه دوبل
double four spindle machine دستگاه چهار هرزگردی دوبل
double frame hobbing machine دستگاه فرز غلطکی با قاب دوبل
double frequency فرکانس دوبل
double helical gear چرخ دندانه مارپیچی دوبل
double i butt weld جوش درزی ای دوبل
double integral انتگرال دوبل
double integration method روش انتگرال دوبل
double keyway broach مته دستی با جا خار دوبل
double knee لوله زانویی دوبل
double multiple disc clutch کلاج چند صفحه- دوبل
double refraction شکست دوبل
double refraction انکسار دوبل
double rotor motor موتور با رتور دوبل
double seam درز دوبل
double squirrel cage موتور با رتور قفس سنجابی دوبل
double squirrel cage motor موتور قفس سنجابی دوبل موتور با شیار دوبل
double tandem engine موتور سری دوبل
double three spindle machine دستگاه سه هرزگردی دوبل
double thrust ball bearing بلبرینگ با فشار محوری دوبل
double thrust bearing یاطاقان با فشار محوری دوبل
double track railway bridge پل راه اهن باسکوی دوبل
double two high rolling mill دستگاه نورد مضاعف دوبل
double u butt joint اتصال لب به لب یو دوبل
double u butt weld جوش لب به لب یو دوبل
double vee guide راهنمای وی دوبل
dual capacitor خازن دوبل
duodide دیود مضاعف دیود دوبل
dual crank میل لنگ دوبل
dual tire لاستیک دوبل
duple دوبل
duplex fixed bed miller دستگاه فرز دوبل
duplex operation کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
indenture دوبل کردن قرارداد
polyphase earth اتصال زمین دوبل
push and pull lever اهرم دوبل
service line خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
twin conductor هادی دوبل
twin lever اهرم دوبل
two cell accumulator اکومولاتور دو سلولی اکومولاتور دوبل
up and back بازیگران عقب و جلو در بازی تنیس دوبل
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com