Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (4 milliseconds)
English
Persian
hawser bend
گره طنابی که دوسرطناب رابهم فروکند
Other Matches
it turned my stomach
دلم رابهم زد
hamshackle
رابهم بستن
to bang the door
در رابهم زدن
to knit up
سرش رابهم اوردن
poke the fire
اتش رابهم بزنید
to set two men at variance
میانه دو کس رابهم زدن
to strike tens
اردو رابهم زدن
to baffle one's plots
برنامههای کسی رابهم زدن
To move heaven and earth.
زمین وزمان رابهم دوختن
intertie
تیرافقی که تیرهای عمودی رابهم نگاه میدارد
stringed
طنابی
restiform
طنابی
interspinalis
ماهیچه کوتاهی که برامدگی مهرههای پشت رابهم می پیوند د
to leave no stone unturned
زمین واسمان رابهم دوختن همه وسایل رابکاربردن
ropy
طنابی شکل
jacob's ladder
پله طنابی
ratlin
پله طنابی
marline tie
گره طنابی
rope ladders
نردبان طنابی
manrope
دستگیر طنابی
rope ladder
نردبان طنابی
cringle
حلقه طنابی
ratline
نردبان طنابی کشتی
the strain on a rope
فشاریاکششی که بر طنابی وارد اید
tightrope
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
headfast
طنابی که سرکشتی را با ان به گویه یا باراندازمهارمیکنند مهار
tightropes
طنابی که آکروباتها روی آن حرکت می کنند.
buntline
طنابی که بپای بادبان بسته میشود
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
buddy line
طنابی که در حدود 01 متر که 2 غواص را به هم وصل میکند
paracelling
کرباس قیراندود که مانند نوار به طنابی بپیچند
rue raddy
تسمه یا طنابی که از روی شانه گذرانیده چیزی را با ان می کشند
watch guard
زنجیر یا طنابی که برای نگهداشتن و پاییدن کسی بکارمیبرند
dragrope
طنابی که بوسیله ان چیزی رامیکشند یا اینکه روی زمین کشیده میشود
gantline
رجه یا طنابی که برای بارکشی و اویختن لباس مورداستفاده قرار میگیرد
to freshen rope
جای طنابی راکه بواسطه خوردن بچیزی ساییده میشودعوض کردن
to limber up a gun carriage
پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
to limber up
پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
ply yarn
نخ چندلا
[در اثر تاباندن دو یا تعداد بیشتر رشته نخ بدور یکدیگر بوجود آمده و بسته به نیاز می تواند دولا، چهارلا، شش لا، نه لا و یا طنابی باشد. نخ یک لا فقط از به هم پیچیدن الیاف بوجود می آید.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com