English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
burst گروهی از خطاهای پیاپی .
bursts گروهی از خطاهای پیاپی .
Other Matches
batches 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batch 1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
slips in youth خطاهای جوانی
tean foul خطاهای فنی
technical infringement خطاهای فنی
incidental errors خطاهای اتفاقی
personal error خطاهای شخص
personal error خطاهای انفرادی افراد
compensating errors خطاهای خنثی کننده
rounding errors خطاهای ناشی از سرراست کردن
monitors سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
minimax روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
monitored سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
monitor سیستمی که خطاهای مدار را بررسی میکند
corruption خطاهای داده ناشی از اختلال یاوسایل خراب
abuse [خطاهای داده شده در شکل های معماری کلاسیک]
diagnostic نرم افزاری که کمک به یافتن خطاهای سیستم کامپیوتری میکند
serial پیاپی
serials پیاپی
successive پیاپی
consecutive پیاپی
succession پیاپی
successions پیاپی
continuous reinforcement تقویت پیاپی
consecutive پیاپی متوالی
biotic succession پیاپی زیستی
serial number شماره پیاپی
serial numbers شماره پیاپی
serializer پیاپی ساز
successively پیاپی پشت سر هم
vomiturition استفراغ پیاپی
serial feeding خورش پیاپی
serial correlation همبستگی پیاپی
serial access دستیابی پیاپی
consecutive number of the chart شماره پیاپی نقشه
accumulative sampling نمونه گیری پیاپی
serial access memory حافظه با دستیابی پیاپی
troubleshoot 1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
serializing نوبتی کردن پیاپی ساختن
continual آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
serialising نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialised نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialises نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialize نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized نوبتی کردن پیاپی ساختن
peppering فلفلی باضربات پیاپی زدن
serializes نوبتی کردن پیاپی ساختن
pepper فلفلی باضربات پیاپی زدن
meteoric shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
meteor shower سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
quick firer تفنگی که پیاپی میتواندتیراندازی کند
peppers فلفلی باضربات پیاپی زدن
continuous سیگنال آنالوگ که پیاپی تغییر میکند
Seven solid years. هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
sample size مدت زمان بین دوالگوی پیاپی
ripple through effect نتایج یا تغییرات یا خطاهای صفحه گسترده که به عنوان نتیجه یک مقدار تغییر یافته در یک خانه فاهر میشود
preventative بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
preventive بررسیهای مرتب قطعه برای تصحیح و تعمیر کردن هر خطای کوچک پیش از رویدادن خطاهای بزرگتر
alliteration اغاز چند کلمه پیاپی با یک حرف متشابه الصورت
splices ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
splicing ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
spliced ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
splice ترکیب در نوار مغناطیسی برای تشکیل یک طول پیاپی .
sprocket wheel چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
sprocket چرخ دندانه دار که سوراخ شده یا پیاپی قرار می گیرد
cats استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
debugger نرم افزاری که به برنامه نویس کمک میکند خطاهای برنامه را پیدا کند
cat استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
diagnostics تعوابع یا آزمایشاتی که به کاربر کمک میکند خطاهای سخت افزاری یا نرم افزاری را پیداکند
defragmentation سازماندهی مجدد فایل ها روی شیاری دیسک سخت به صورت پیاپی
fault یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faulted یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faults یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
jabbering سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbers سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabber سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
jabbered سیگنال ارسالی پیاپی و تصادفی توسط کارت آداپتور خراب یا گرهای در شبکه
byte ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
bytes ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
carriers حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
carrier حالت موج پیاپی و با فرکانس بالا که توسط یک سیگنال قابل تقسیم است
safety nets وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
safety net وسیله سخت افزاری یا نرم افزاری که فایل ها وسیستم را از خطاهای موجود در صورت خرابی سیستم محافظت میکند
optical شیشه یا پلاستیک محافظت شده با مواد محافظ برای ارسال پیاپی سیگنالهای نوری
perforations خط سوراخهای کوچک در یک ورقه کاغذ یا کاغذهای پیاپی برای کمک به پاره کردن آنها
detects سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detect سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detected سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
detecting سیستم کد گذاری که اجازه میدهد خطاهای حین ارسال تشخیص داده شوند ولی آن قدر پیچیده نیستند تا تصحیح شوند
trimerous سه گروهی
group atmosphere جو گروهی
communal گروهی
communally گروهی
tripled سه گروهی
triple سه گروهی
congregational گروهی
triples سه گروهی
tripling سه گروهی
gregarious گروهی
soaks اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
soak اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
group theory نظریه گروهی
corporations گروهی از مردم
group velocity سرعت گروهی
groupware ابزار گروهی
batch quantity کمیت گروهی
mameluke عضو گروهی
bulk properties خواص گروهی
gang punch منگنه گروهی
intergroup میان گروهی
clustered devices دستگاههای گروهی
group selector سلکتور گروهی
collective protection حفافت گروهی
group test ازمون گروهی
corporation گروهی از مردم
group pressure فشار گروهی
group norms هنجارهای گروهی
group membership عضویت گروهی
group interview مصاحبه گروهی
group frequency بسامد گروهی
group factors عاملهای گروهی
group dynamics پویش گروهی
group drive محرکه گروهی
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
group acceptance پذیرش گروهی
group structure ساخت گروهی
espirit de corps روحیه گروهی
media رسانههای گروهی
deck switch کلید گروهی
group printing چاپ گروهی
team game بازی گروهی
one shot lubrication روغنکاری گروهی
Republican جمهوری گروهی
proximate analysis تجزیه گروهی
gang switch کلید گروهی
quadrilles رقص گروهی
sociogram نگاره گروهی
quadrille رقص گروهی
syntality شخصیت گروهی
mass media رسانههای گروهی
team teaching تدریس گروهی
Republicans جمهوری گروهی
esprit de corps روح گروهی
group discussion بحث گروهی
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
group casting ریخته گری گروهی
cluster controller کنترل کننده گروهی
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
between group variance پراکنش میان گروهی
marathon جلسه گروهی طولانی
group identification همانند سازی گروهی
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
marathons جلسه گروهی طولانی
within group variance پراکنش درون گروهی
broadside messing ناهار خوری گروهی
synecology بوم شناسی گروهی
particular baptists گروهی از تعمید کنندگان
ring [algebraic structure] حلقه گروهی [ریاضی]
group teaming ریخته گری گروهی
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
gang milling cutter دستگاه فرز گروهی
synecologic وابسته به بوم شناسی گروهی
ochlocracy حکومت عامه یا گروهی ازمردم
gulps گروهی از کلمات معمولا دو بایت
band گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
tetraspore گروهی متشکل ازچهار هاگ
to be the odd one out <idiom> نامشابه [دیگران در گروهی] بودن
group teaming plate صفحه ریخته گری گروهی
bytes گروهی از بیتها یا ارقام باینری
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
bands گروهی از شیارهای دیسک مغناطیسی
gulp گروهی از کلمات معمولا دو بایت
byte گروهی از بیتها یا ارقام باینری
cursor گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
gulping گروهی از کلمات معمولا دو بایت
cursors گروهی از کلیدهای کنترل نمایشگر
gulped گروهی از کلمات معمولا دو بایت
retreat انزوا [گروهی برای مدتی]
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
sequential حالتی که هر دستور برنامه در برنامه در محلهای پیاپی ذخیره شده اند
to wriggle one's way بزحمت ازمیان گروهی بیرون امدن
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
terman group test of mental ability آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
packaged گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
be a fifth wheel <idiom> آدم اضافی یا زاید [در گروهی از آدمها]
eminence پر مقام [بالا رتبه] در گروهی یا پیشه ای
packages گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
lashkar گروهی از قبایل هندی که مسلح باشند
package گروهی از موضوعات مختلف که با هم ترکیب می شوند
lockouts مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
lockout مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
do one's bit (part) <idiom> کار گروهی بنا به مقدار وقت واستعداد
media circus تبلیغات اغراق آمیز رسانه های گروهی
batches گروهی از موضوعات که در یک زمان ایجاد شده اند
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
fox-hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
odd man out <idiom> آدم [چیز] اضافه یا زاید [در گروهی از آدمها]
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
octet گروهی از هشت بیت که به صورت یک واحد باشند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com