Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
acid group
گروه اسیدی
acidic group
گروه اسیدی
Other Matches
acid radical
ریشه با بنیان اسیدی رادیکال اسیدی
pack
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
acid reduction
کاهش در محیط اسیدی کاهش اسیدی
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
clean up party
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
acidic
اسیدی
monoacid
یک اسیدی
monacid
یک اسیدی
acidulous
اسیدی
acid rain
باران اسیدی
acid decomposition
تجزیه اسیدی
acidulate
اسیدی کردن
acid dye
رنگینه اسیدی
acid extraction
استخراج اسیدی
acid cooler
مبرد اسیدی
acid clay
خاک رس اسیدی
acidulating agent
اسیدی کننده
acidion
یون اسیدی
acidify
اسیدی کردن
acidulation
اسیدی کردن
acidifiable
اسیدی شدنی
acidulant
اسیدی کننده
acid blue
ابی اسیدی
acid catalyst
کاتالیزور اسیدی
acidifier
اسیدی کننده
acid forming element
عنصر اسیدی
acidification
اسیدی کردن
acidity
قدرت اسیدی
acid number
عدد اسیدی
acid value
عدد اسیدی
acidic value
عدد اسیدی
acid oxide
اکسید اسیدی
acid solvent
حلال اسیدی
acid phosphatase
فسفاتاز اسیدی
acid process
فرایند اسیدی
acid proof
ثبات اسیدی
acid soil
خاک اسیدی
acid reaction
واکنش اسیدی
bog
مانداب اسیدی
acid ketone
کتون اسیدی
acid fume
دود اسیدی
acid function
عامل اسیدی
acid gases
گازهای اسیدی
acidified
اسیدی شده
bogs
مانداب اسیدی
acid hydrogen
هیدروژن اسیدی
acid lining
لایه اسیدی
acid hydrolysis
آبکافت اسیدی
acid ionization
یونش اسیدی
acidic oxide
اکسیژن اسیدی
acid salt
نمک اسیدی
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
task forces
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task force
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
acidifier
ماده اسیدی کننده
acidulating agent
ماده اسیدی کننده
polyacidic base
باز چند اسیدی
edulcoration
دفع موادنمکی یا اسیدی
acidic
اسید دار اسیدی
polyacid base
باز چند اسیدی
brown air city
شهر با مه دود اسیدی
acid base behavior
خاصیت اسیدی- بازی
acid cure
پخت در محیط اسیدی
acid precipitation
تسریع بارش اسیدی
acid alizarin black
سیاه الیزارین اسیدی
acid depolarization
قطبش زدایی اسیدی
acidic resins
رزین های اسیدی
acid base catalysis
خاصیت اسیدی- بازی
acid base balance
توان اسیدی- بازی
acicity of wastewater
درجه اسیدی فاضلاب
acidity of wastewater
درجه اسیدی فاضلاب
acidity coefficient
ضریب قدرت اسیدی
acetify
اسیدی شدن
[شیمی]
oxygen ration
ضریب قدرت اسیدی
acid catalysis
کاتالیزور در محیط اسیدی
kaldor criterion
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
to acidify something
چیزی را اسیدی کردن
[شیمی]
acid alizarian blue black
ابی سیر الیزارین اسیدی
persalt
نمک دارای خاصیت اسیدی
aceko black
نوعی رنگ سیاه اسیدی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
prussic acid
اسیدی که ازنیل فرنگی گرفته میشود
nitrous acid
اسیدی که کمتراز تیزاب اکسیژن دارد
acid alkylation
الکیل دار کردن در محیط اسیدی
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
horde
گروه بیشمار گروه
hordes
گروه بیشمار گروه
stop bath
ابگونه اسیدی که برای تثبیت عکس وفیلم بکار میرود
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
palmitic
اسیدی که در روغن خرماوبرخی روغنهای دیگریافت میشود درشمع سازی بکارمیرود
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
platoons
گروه
flock
گروه
team
گروه
host
گروه
flocked
گروه
flocks
گروه
throng
گروه
thronged
گروه
thronging
گروه
teams
گروه
platoon
گروه
cluster bombs
گروه
herding
گروه
clusters
گروه
hosted
گروه
hosting
گروه
hosts
گروه
cluster bomb
گروه
cluster
گروه
throngs
گروه
fries
گروه
fry
گروه
squad
گروه
squads
گروه
congregation
گروه
congregations
گروه
many
گروه
attack group
گروه تک
concourse
گروه
multitude
گروه
multitudes
گروه
lot
گروه
herd
گروه
herds
گروه
swarms
گروه
swarmed
گروه
swarm
گروه
frying
گروه
g , series
گروه ژ
assembly
گروه
parcel
گروه
parcels
گروه
gang
گروه
gangs
گروه
covey
گروه
bunching
گروه
bunch
گروه
bunched
گروه
bunches
گروه
concourses
گروه
herded
گروه
ring
گروه
corps
گروه
crowds
گروه
crowd
گروه
company
گروه
companies
گروه
troop
گروه
trooped
گروه
bevy
گروه
trooping
گروه
special interest group
گروه
cohort
گروه
cohorts
گروه
t group
گروه T
group
گروه
setting up
گروه
sets
گروه
set
گروه
groups
گروه
batch
گروه
batches
گروه
shoal
گروه
cliques
گروه
clique
گروه
ensigns
گروه
ensign
گروه
mass
گروه
folks
گروه
folk
گروه
shoals
گروه
flocking
گروه
party
گروه
masses
گروه
school
گروه
schools
گروه
massing
گروه
supply party
گروه تدارکات
battery of wells
گروه چاهها
trigon
گروه سه صورتی
thiocarbonyl group
گروه تیوکربونیل
storm trooper
گروه توفان
battle group
گروه نبرد
user group
گروه کاربران
special party
گروه ویژه
workgroup
گروه کاری
standardization group
گروه معیاریابی
anchor men
رئیس گروه
billeting party
گروه یورتچی
advance party
گروه پیشرو
basic unit assembly group
گروه ساختمانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com