English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
feeding group گروه تغذیه کننده
Other Matches
packs گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
pack گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
feedway تغذیه کننده
predators تغذیه کننده از شکار
hematophagous تغذیه کننده از خون
gallivorous تغذیه کننده از مازو
predatory تغذیه کننده از شکار
endophagous تغذیه کننده ازروی
ichthyophagous تغذیه کننده ازماهی
myrmecophagous تغذیه کننده ازمورچه
anthophagous تغذیه کننده از شهد گل
predator تغذیه کننده از شکار
predatorial تغذیه کننده از شکار
vermivorous تغذیه کننده از کرم
predacious شکاری تغذیه کننده از شکار
cut sheet feeder تغذیه کننده کاغذ مجزا
endophagous تغذیه کننده از موادفاسد زیرزمینی
predaceous شکاری تغذیه کننده از شکار
anthropophagous تغذیه کننده از گوشت انسان
sheet feeder تغذیه کننده ورق کاغذ
well field حوزه تغذیه کننده چاه
saprophagous تغذیه کننده از مواد پوسیده والی
oligophagous تغذیه کننده از گیاهان معدود وخاصی
apivorous زنبورخوار تغذیه کننده از زنبور عسل
stenophagous تغذیه کننده از جانور یانوع بخصوصی
polyphagous تغذیه کننده برگیاهان یا جانوران متعدد
holophytic تغذیه کننده از گیاهان سبز همجنس خوار
leaving group گروه ترک کننده
user group گروه استفاده کننده
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
nucleofuge گروه ترک کننده
computer users group گروه استفاده کننده کامپیوتر
activating effect of functional group گروه زیاد کننده فعالیت
fleets گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
fleet گروه قایقهای شرکت کننده درمسابقه
area coordination group گروه هماهنگ کننده عملیات منطقه
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
dystrohpy تغذیه معیوب یاناقص نقص تغذیه
rose chafer سوسک علفخوار سوسک تغذیه کننده از گل سرخ
choir-screen [دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
choire-enclosure [دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
friction feed تغذیه کاغذ توسط گیر دادن یک ورقه کاغذ میان دو غلطک تغذیه کاغذ تک
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
beach party گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
civil reserve air fleet گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
clean up party گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
countervailing power قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
task force گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
kaldor criterion ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
amphibious task group گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
stables گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
horde گروه بیشمار گروه
hordes گروه بیشمار گروه
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
nourish تغذیه
nourishes تغذیه
nourishment تغذیه
feeding تغذیه
alimentation تغذیه
recharge تغذیه
recharged تغذیه
recharges تغذیه
recharging تغذیه
nourished تغذیه
sustenance تغذیه
nutrition تغذیه
nurture تغذیه
feeders خط تغذیه
nurtured تغذیه
nurtures تغذیه
line feed تغذیه خط
nurturing تغذیه
feeder خط تغذیه
nutriment تغذیه
feedings تغذیه
nutriments تغذیه
diet تغذیه
feeder panel تابلوی تغذیه
food program رژیم تغذیه
power transformer مبدل تغذیه
anode supply تغذیه صفحه
plate supply تغذیه صفحه
anthophagous تغذیه شده با گل
feed pipe لوله تغذیه
feed pump پمپ تغذیه
feeding problem مشکل تغذیه
feeding center مرکز تغذیه
feeder canal کانال تغذیه
pouring gate تغذیه قالب
form feed تغذیه کاغذ
bottle feeding تغذیه با بطری
feed تغذیه کردن
feed تغذیه گردن
feeds تغذیه کردن
feeds تغذیه گردن
recharge basin حوضچه تغذیه
pasturage تغذیه کردن
power pack جعبه تغذیه
power supplay منبع تغذیه
nutritionists ویژه گر تغذیه
feed mechanism مکانیزم تغذیه
nutritionist ویژه گر تغذیه
anti parallel feeding تغذیه مخالف
undernourished گرفتارسوء تغذیه
undernourished سوء تغذیه
power supply منبع تغذیه
malnutrition سوء تغذیه
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
main supply line خط تغذیه اصلی
mulnutrition سوء تغذیه
downfeed تغذیه رو به پایین
aliment تغذیه کردن
undernourishment سوء تغذیه
bacteriophagy تغذیه ازباکتری
cross feed تغذیه عرضی
natural recharge تغذیه طبیعی
pasture تغذیه کردن
ad lib feeding تغذیه ازاد
magazine feed تغذیه مخزن
main feed تغذیه اصلی
feeder سیم تغذیه
cutler feed تغذیه کاتلر
feeders سیم تغذیه
breast feeding تغذیه پستانی
ff تغذیه کاغذ
undernourishment گرفتارسوء تغذیه
unhealthy diet تغذیه ناسالم
serial feeding تغذیه نوبتی
dystrophic nutrition تغذیه دش بار
pastures تغذیه کردن
malnourished دچارسوء تغذیه
noise منبع تغذیه
noises منبع تغذیه
alimentiveness قوه تغذیه
bottle-feeding تغذیه با بطری
malnourished بد تغذیه شده
injection well چاه تغذیه
recharge well چاه تغذیه
paper feer تغذیه کاغذ
innutrition عدم تغذیه
artificial recharge تغذیه مصنوعی
fed تغذیه شده
nourish تغذیه کردن
supply cable کابل تغذیه
support [nourish, feed] تغذیه کردن
reverse bias تغذیه معکوس
dystrophy سوء تغذیه
breast-feeding تغذیه پستانی
internal power supply منبع تغذیه داخلی
power feed cable کابل تغذیه برق
feed خوراندن تغذیه کردن
input of current تغذیه و هدایت جریان
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
axial feed method روش تغذیه محوری
autotroph قابل تغذیه خودبخود
power supply switch کلید منبع تغذیه
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
switch قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
long distance supply تغذیه مسافت دور
positive feeder سیم تغذیه مثبت
dozzle مخزن کمکی تغذیه
energizing in field o phase rotation تغذیه میدان دوار
grazed تغذیه کردن از چریدن
turn-offs قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
power supply cable کابل منبع تغذیه
ration method روش تغذیه پرسنل
graze تغذیه کردن از چریدن
turn off قط ع منبع تغذیه یک ماشین
electronic power supply منبع تغذیه الکترونیکی
negative feeder سیم تغذیه منفی
gate راه تغذیه لشعلث
grazes تغذیه کردن از چریدن
feeds خوراندن تغذیه کردن
petrol feed pump پمپ تغذیه بنزین
switches قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
switched قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
to eat an unhealthy diet خوردن تغذیه ناسالم
form feed character کاراکتر تغذیه فرم
tractor feed تغذیه کاغذ پیوسته
tractor feed mechanism مکانیسم تغذیه تراکتوری
pin feed تغذیه ممتد کاغذ
gates راه تغذیه لشعلث
powering توقف منبع تغذیه الکتریکی
lf تعویض سطر تغذیه کاغذ
supplied تحویل دادن تغذیه کردن
supply تحویل دادن تغذیه کردن
ingot feeder head مخزن کمکی تغذیه شمش
sitology علم تغذیه ورژیم غذایی
mains supply unit واحد تغذیه جریان شبکه
mains power supply unit واحد منبع تغذیه شبکه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com