Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English
Persian
sensitivity training group
گروه حساسیت اموزی
t group
گروه حساسیت اموزی
Other Matches
sensitivity training
حساسیت اموزی
pack
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
packs
گروه تعقیب کننده پیشتاز گروه تازیها گروه مهاجمان در تجمع
underachievement
کم اموزی
place learning
مکان اموزی
assertive training
جرات اموزی
avoidancae training
اجتناب اموزی
probationership
کار اموزی
cue learning
نشانه اموزی
learning to learn
یادگیری اموزی
tameness
دست اموزی
overachievement
پیش اموزی
enculturation
فرهنگ اموزی
omission training
حذف اموزی
novitiate
کار اموزی
noviciate
کار اموزی
mastery learning
تسلط اموزی
relation learning
رابطه اموزی
skill learning
مهارت اموزی
sign learning
علامت اموزی
conceptual learning
مفهوم اموزی
concept learning
مفهوم اموزی
sex typing
نقش اموزی جنسیتی
probational
دوره ازمایش و کار اموزی
probation
دوره ازمایش وکار اموزی
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
commodity groups
گروه اقلام مشابه لجستیکی گروه کالاهای مصرفی
unschooled
تعلیم نگرفته کار اموزی نکرده
beach party
گروه ساحلی گروه شناسایی اسکله یا ساحل
civil reserve air fleet
گروه هواپیماهای احتیاط کشوری گروه هواپیماهای غیرنظامی که در موقع جنگ مورد استفاده قرار می گیرند
task component
بخشی از یک ناوگان یا گروه رزمی یا گروه ماموریت که برای یک ماموریت مخصوص تشکیل شده است
framing
یک فرایند ارتباطات که تعیین میکند کدام گروه از بیتهاتشکیل یک کاراکتر را میدهدو کدام گروه کاراکترها یک پیام را نمایش میدهد
clean up party
گروه مسئول نظافت محل اقامت افراد گروه مسئول رفت و روب
countervailing power
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
task forces
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
task force
گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
kaldor criterion
ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
amphibious task group
گروه ماموریت اب خاکی گروه رزمی موقت اب خاکی
paideutics
روش کار اموزی فن تعلیم علم تعلیم
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
hordes
گروه بیشمار گروه
horde
گروه بیشمار گروه
sensitivity
حساسیت
frictions
حساسیت
sensitiveness
حساسیت
allergies
حساسیت
friction
حساسیت
sinsitivity
حساسیت
liking
حساسیت
elasticity
حساسیت
impressibility
حساسیت
sensitivities
حساسیت
sensitometer
حساسیت
susceptivity
حساسیت
allergy
حساسیت
sensibilities
حساسیت
sensibility
حساسیت
dynamic sensitivity
حساسیت دینامیک
price elasticity
حساسیت قیمت
keenness
ذکاوت حساسیت
protopathic sensitivity
حساسیت ابتدایی
responsively
با تاثر یا حساسیت
coloring sensitive
حساسیت رنگ
hyperesthesia
فزونی حساسیت
light sensitive
با حساسیت نوری
allergic
دارای حساسیت به
differential sensitivity
حساسیت افتراقی
sensitivity ratio
نسبت حساسیت
terminal sensitivity
حد بیشینه حساسیت
desensitization
حساسیت زدایی
photosensitivity
حساسیت به نور
allergic
وابسته به حساسیت
luminous sensitivity
حساسیت نوری
measuring sensitivity
حساسیت سنجش
sensitive
دارای حساسیت
increase in sensitivity
افزایش حساسیت
static sensitivity
حساسیت استاتیک
inelasticity
عدم حساسیت
allergy
حساسیت
[پزشکی]
absolute sensitivity
حساسیت مطلق
hyperaesthesia
ازدیاد حساسیت
sensitivities
میزان حساسیت
sensitivity
میزان حساسیت
hyperesthesia
ازدیاد حساسیت
stress testing
تست حساسیت
coefficient of elasticity
ضریب حساسیت
sentience
حساسیت جسمانی
hypersensitivity
حساسیت شدید
hyposensitize
عدم حساسیت
impassibility
عدم حساسیت
sensibility to praise
حساسیت نسبت به ستایش
dynamic luminous sensitivity
حساسیت نوری دینامیک
mouses
مقابل حساسیت Mouse
thermotropism
حساسیت نسبت به گرما
spectral sensitivity characteristic
مشخصه حساسیت مرئی
systematic desensitization
حساسیت زدایی منظم
static luminous sensitivity
حساسیت نوری استاتیک
mouse
مقابل حساسیت Mouse
somesthesis
حساسیت به حسهای بدنی
current sensitivity of a crystal rectifi
حساسیت یکسوکننده بلورین
measuring sensitivity
حساسیت اندازه گیری
allergic rhinitis
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
pollenosis
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
pollinosis
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
exquisiteness
حساسیت نازکی طبع
hay fever
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
k tungsten sensitivity
حساسیت تنگستن در 4582کلوین
jumpiness
حالت بیقراری حساسیت
intermediate frequency sensitivity
حساسیت فرکانس میانی
allergy
حساسیت نسبت بچیزی
neurasthenia
سر درد و حساسیت بی مورد
hyperirritable
دارای حساسیت شدید
allergies
حساسیت نسبت بچیزی
hayfever
[med.]
حساسیت فصلی
[پزشکی]
anti-histamine
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
anti-histamines
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
antihistamines
داروی ضد حساسیت یا آلرژی
gravimeter
حساسیت سنج وزن
coarse mine
نوعی مین دریایی با حساسیت کم
acroesthesia
افزایش حساسیت اعضای انتهایی
looked
زمان حساسیت مدار مین
meteoropathy
حساسیت به تغییرات هوا
[پزشکی]
atmosphere related syndrome
[ARS]
حساسیت به تغییرات هوا
[پزشکی]
actinautographic
دارای حساسیت در مقابل نور
allergy
حساسیت نسبت به چیزی
[پزشکی]
hyperesthesia
حساسیت شدید در یک ناحیه بدن
sensitometry
اندازه گیری حساسیت چشم
allergen
مادهای که باعث حساسیت میشود
photosensitize
نسبت بنور حساسیت پیداکردن
diathesis
تمایل یا حساسیت نسبت به چیزی
look
زمان حساسیت مدار مین
notche sensitivity index
ضریب حساسیت در مقابل شیار
photosensitive
دارای حساسیت نسبت به نور
esthesia
فرفیت احساس و ادراک حساسیت
looks
زمان حساسیت مدار مین
color blind
فاقد حساسیت نسبت برنگ
battery of tests
گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
tone-deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
hyperirritability
حساسیت واستعداد تحریک فوق العاده
photosensitize
بوسیله نور به چیزی حساسیت دادن
sensitivity analysis
تحلیل حساسیت در برنامه ریزی خطی
tone deaf
فاقد حساسیت نسبت به اهنگ موسیقی
tinged with cnvy
حساسیت امیز توام بارشک یاحسادت
stenotopic
دارای حساسیت اندک نسبت به تغییر محیط
hyposensitize
کم شدن حساسیت نسبت به بعضی مواد موجدحساسیت
mantoux test
ازمایش درجه حساسیت شخص نسبت به میکرب سل
hypersensitive
دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
class conscious
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-consciousness
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
class-conscious
دارای حساسیت وتعصب نسبت بطبقه اجتماعی خود
case sensitive search
جستجو برای حساسیت نسبت به بزرگ یا کوچک بودن حرف
looked
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
looks
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
look
زمانی که مدار مین نسبت به عامل انفجار حساسیت نشان میدهد
adaptation
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
adaptations
توانایی یک وسیله برای تنظیم کردن محدوده حساسیت خود در موقعیتهای مختلف
antihistamine
موادی که برای درمان حساسیت بکار رفته و باعث خنثی کردن اثر هیستامین دربافت ها می شوند
hyperalgesis
حساسیت زیاد نسبت به درد درد بسیار سخت
anti servo tab
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
congregation
گروه
squads
گروه
teams
گروه
swarm
گروه
swarmed
گروه
swarms
گروه
squad
گروه
bunching
گروه
group
گروه
assembly
گروه
cohorts
گروه
cohort
گروه
t group
گروه T
bunches
گروه
parcel
گروه
parcels
گروه
gang
گروه
gangs
گروه
ring
گروه
bunch
گروه
bunched
گروه
congregations
گروه
crowd
گروه
company
گروه
companies
گروه
g , series
گروه ژ
bevy
گروه
lot
گروه
attack group
گروه تک
covey
گروه
schools
گروه
school
گروه
herds
گروه
herding
گروه
many
گروه
concourse
گروه
concourses
گروه
setting up
گروه
sets
گروه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com