English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
expertise گزارش اهل فن
Search result with all words
write خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
writes خطای گزارش شده هنگام تلاش برای ذخیره کردن داده روی رسانه مغناطیسی
negative گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negatives گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
flag جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
flag 1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
flags جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
flags 1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
return گزارش دادن
return گزارش رسمی
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return گزارش نهایی هیات تحقیق
returned گزارش دادن
returned گزارش رسمی
returned گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returned گزارش نهایی هیات تحقیق
returning گزارش دادن
returning گزارش رسمی
returning گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returning گزارش نهایی هیات تحقیق
returns گزارش دادن
returns گزارش رسمی
returns گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
returns گزارش نهایی هیات تحقیق
White Paper گزارش هیئت دولت نامه سفید
White Papers گزارش هیئت دولت نامه سفید
sentinel 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinels 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
reportage گزارش
inkling اطلاع مختصری که با ان به چیزی پی برند گزارش
observer گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
observers گواه تعیین شده از طرف کمیته برگزارکننده مسابقه گلف برای گزارش دادن نقض مقررات به داور
minute گزارش وقایع
account گزارش
account اهمیت گزارش
report گزارش دادن
report گزارش
report گزارش دادن به
report گزارش دیدبانی
report گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reported گزارش دادن
reported گزارش
reported گزارش دادن به
reported گزارش دیدبانی
reported گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
reports گزارش دادن
reports گزارش
reports گزارش دادن به
reports گزارش دیدبانی
reports گزارش تفصیلی وتاریخی جریان محاکمات که متضمن کلیه استدلالات وکلای طرفین و ادله ابرازیه است ودر CL از اهم منابع حقوق محسوب میشود
feasibility امتحان و گزارش درباره کارایی و هزینه محصول جدید که آماده فروش میشود
log گزارش سفرنامه کشتی
log گزارش سفرهواپیما
log گزارش روزانه عملیات هیئت یاعملیات موتوریاماشین وغیره کندن کنده درخت
logs گزارش سفرنامه کشتی
logs گزارش سفرهواپیما
logs گزارش روزانه عملیات هیئت یاعملیات موتوریاماشین وغیره کندن کنده درخت
action گزارش وضع
actions گزارش وضع
chart گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charted گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charting گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
charts گزارش کتبی مسابقه نقشه دریایی
inform اطلاع دادن گزارش دادن
informing اطلاع دادن گزارش دادن
informs اطلاع دادن گزارش دادن
relate گزارش دادن شرح دادن
relates گزارش دادن شرح دادن
story روایت گزارش
pagination روند شکستن یک گزارش چاپ شده به واحدهایی متنافر باصفحات
weather forecast پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecasts پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
bill گزارش جریان دعوی
bills گزارش جریان دعوی
journal گزارش روزانه
journal گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
journals گزارش روزانه
journals گزارش تمام ارتباط به یک ترمینال
hearing رسیدگی بمحاکمه گزارش
hearings رسیدگی بمحاکمه گزارش
commentaries گزارش رویداد
commentary گزارش رویداد
call up دستور ارسال گزارش
call-up دستور ارسال گزارش
call-ups دستور ارسال گزارش
accident reporting گزارش حادثه
action report گزارش عملیات جنگی گزارش درگیری با دشمن
aerographer شخصی که وضع هوا وامواج را به کشتی گزارش میدهد
air control and reporting center (c.r.c. مرکز کنترل و گزارش هوایی
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air raid reporting control ship گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
aircraft accident report گزارش سانحه هوایی
amplifying report گزارش تماس با دشمن گزارش تکمیلی اخذ تماس بادشمن
an incomprehensive report گزارش کوتاه
annual financial statement گزارش مالی سالانه
annual report گزارش سالانه
annual report گزارش سالیانه
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
blue bark گزارش حرکت
blue bell گزارش جنایت
Other Matches
departure report گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
spot report گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
report generator گزارش ساز ایجادکننده گزارش
report generator گزارش زایی گزارش گیری
mortar report گزارش تیراندازی خمپاره انداز دشمن گزارش تیرخمپاره انداز
visualreport گزارش دیدبانی بصری گزارش مشاهدات بصری در حین پرواز
shelling report گزارش تیراندازی دشمن گزارش تیراندازی توپخانه دشمن
cargo outturn report گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
recitetion گزارش شز
report generator گزارش زا
status report گزارش وضعیت
report writer گزارش نویسی
subemit a report گزارش دادن
submit a report گزارش دادن
situation report گزارش وضعیت
school report گزارش اموزشگاه
rpg مولدبرنامه گزارش
report writer نویسنده گزارش
reportable گزارش دادنی
command report گزارش فرماندهی
report file فایل گزارش
quarterly report گزارش سه ماهه
detailed report گزارش مشروح
periodic report گزارش دورهای
edit line خط گزارش وضعیت
error report گزارش خطا
final report گزارش نهایی
management report گزارش مدیریت
flash report گزارش انی
internal report گزارش داخلی
report generation تولید گزارش
report generator مولد گزارش
report program برنامه گزارش
report progarm generator تولیدبرنامه گزارش
report progarm generator مولدبرنامه گزارش
blue bell گزارش بدرفتاری
bruit گزارش سروصدا
hot report گزارش مهم
survey report گزارش بازرسی
press report گزارش خبری
wrap up گزارش خلاصه
viva voting گزارش شفاهی
viva report گزارش شفاهی
visualreport گزارش بصری
to give forth گزارش دادن
technical report گزارش فنی
turn in <idiom> گزارش دادن
periodic intelligence report گزارش نوبهای اطلاعاتی
logbook گزارش روزانه سفرکشتی
journal book دفتر گزارش روزانه
interim report گزارش پیشرفت کار
misreport اشتباه گزارش دادن
progress reporting گزارش پیشرفت کار
progress report گزارش پیشرفت کار
schedule report گزارش زمانبندی شده
reportable items اقلام قابل گزارش
reportedly طبق گزارش یا شایعه
According to the riport . بقرار این گزارش
super visum corporis گزارش معاینه جسد
to report [to a body] گزارش دادن [به اداره ای]
to give an account of گزارش و توضیح دادن
report of survey گزارش تحقیقات یا بررسیها
project technical report گزارش فنی پروژه
project technical report گزارش فنی طرح
weekly progress report گزارش هفتگی کار
exception reporting گزارش گیری مخصوص
docking report گزارش تعمیر ناو
contact report گزارش اخذ تماس
snap report گزارش فوری یا انی
draft report گزارش نیمه نهایی
evaluation report گزارش ارزیابی وضعیت
flash report گزارش برق اسا
request mast گزارش از طریق سلسله مراتب
system log گزارش روزانه عملیات سیستم
this report is incredible این گزارش را نمیتوان باورکرد
docking report گزارش عملیات تعمیراتی در حوضچه
he gave an a of the battle گزارش ان جنگ راشرح داد
fitness report گزارش ارزیابی از نحوه خدمتی
neither report was correct هیچیک از ان دو گزارش درست نبود
daily progress report گزارش روزانه پیشرفت کار
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
contact report گزارش تماس با هواپیمای دشمن
report generator برای تامین گزارش کامل
city article گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
i saw the report in the rough من پیش نویس این گزارش رادیدم
[results were] satisfactory رضایت بخش [در یادداشت گزارش کنترل]
rpg Program Report تولیدکننده برنامه گزارش
nudets سیستم کشف و گزارش انفجارات اتمی
The details of the report were verified by the police. جزییات گزارش توسط پلیس تصدیق وتأیید شد
collision detection تشخیص و گزارش داده برخورد دو عمل یا رویداد
cirvis دستورات مخابراتی که برای گزارش مشاهدات اطلاعاتی تهیه می شوند
print chart فرمی که برای شرح قالب گزارش خروجی از یک چاپگربکار می رود
This compares to a total of 36 cases reported in 2009. همانند آن بطور کلی ۳۶ موارد در سال ۲۰۰۹ گزارش شده بود.
processor کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
whats' up در رهگیری هوایی یعنی علت حادثه را گزارش کنید یا وضع چطور است
Anyone found trespassing is liable to be reported to the police. هر کسی که غیر مجاز وارد شود به پلیس گزارش داده می شود.
cargo outturn message پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
forward tell انتقال دادن اطلاعات به ردههای بالاتر گزارش به مقام بالاتر
control and reporting center تیم کنترل و ارزیابی نتایج خسارات وارده به منطقه مرکز کنترل و گزارش هوایی
stet processus گزارش اصلاحی تنظیم کردن ترک دعوی کردن
development support library امکانات خودکار که با ان یک منشی برنامه نویسی فایلهای توسعه برنامه را که شامل نسخههای اصلی مجموعههای تست داده واسناد گزارش میباشدنگهداری میکند
financial statement صورت مالی گزارش مالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com