Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (12 milliseconds)
English
Persian
stride
گشادگشاد راه رفتن قدم زدن
strides
گشادگشاد راه رفتن قدم زدن
striding
گشادگشاد راه رفتن قدم زدن
Other Matches
sparsely
گشادگشاد
astraddle
گشادگشاد
sparse
گشادگشاد
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
short-change
کش رفتن
short-changed
کش رفتن
short-changes
کش رفتن
short-changing
کش رفتن
retires
پس رفتن
shrink
اب رفتن
to take to ones heels
در رفتن
to whisk away or off
رفتن
puttering
ور رفتن
crawls
رفتن
puttered
ور رفتن
putter
ور رفتن
shrinks
اب رفتن
shrinking
اب رفتن
putters
ور رفتن
to skirt along the coast
رفتن
retire
پس رفتن
snipping
کش رفتن
snipped
کش رفتن
snip
کش رفتن
departures
رفتن
departure
رفتن
going
رفتن
pilfering
کش رفتن
hedges
در رفتن
hedged
در رفتن
receding
پس رفتن
recedes
پس رفتن
pilfered
کش رفتن
snitches
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
snitch
کش رفتن
snitched
کش رفتن
abstracts
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstract
کش رفتن
snitching
کش رفتن
recede
پس رفتن
receded
پس رفتن
hedge
در رفتن
pullback
پس رفتن
hang around
ور رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
to do a guy
در رفتن
to do out of
کش رفتن
go over
به ان سو رفتن
to fall away
رفتن
to fall away
پس رفتن
to fall short
کم رفتن
sinks
ته رفتن
sink
ته رفتن
to boil over
سر رفتن
jauk
ور رفتن
snook
کش رفتن
nim
کش رفتن
goes
رفتن
mog
رفتن
go
رفتن
swiping
کش رفتن
swiped
کش رفتن
swipe
کش رفتن
make off
در رفتن
glom on to
کش رفتن
to flow over
سر رفتن
to fly off
در رفتن
to make ones getaway
در رفتن
to break loose
در رفتن
break loose
در رفتن
to pair off
رفتن
bleneh
پس رفتن
betake
رفتن
go off
در رفتن
to run off
در رفتن
to sleep fast
رفتن
crawl
رفتن
to hang back
پس رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
to go to mess
رفتن
to foot it
رفتن
to get away
رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
to get over
رفتن از
fribble
ور رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
to go back ward
پس رفتن
to go backward
پس رفتن
to go bang
در رفتن
retrograde
پس رفتن
crawled
رفتن
regressed
پس رفتن
retracts
تو رفتن
twiddling
ور رفتن
retracting
تو رفتن
regresses
پس رفتن
twiddles
ور رفتن
retracted
تو رفتن
retract
تو رفتن
to peter out
پس رفتن
regress
پس رفتن
admit
رفتن
admits
رفتن
admitting
رفتن
gang
رفتن
meddled
ور رفتن
pilfer
کش رفتن
twiddled
ور رفتن
twiddle
ور رفتن
filch
کش رفتن
filched
کش رفتن
filches
کش رفتن
filching
کش رفتن
meddles
ور رفتن
meddle
ور رفتن
To go
رفتن
niggle
ور رفتن
gangs
رفتن
regressing
پس رفتن
niggled
ور رفتن
niggles
ور رفتن
Mts
بالا رفتن
come along
جلو رفتن
carriage return
سر سطر رفتن
get about
این سو و آن سو رفتن
get ahead
پیش رفتن
get the push
بیرون رفتن
Mt
بالا رفتن
get out
بیرون رفتن
get by
پیش رفتن
get off to sleep
خواب رفتن
get about
این سو و ان سو رفتن
deambulation
راه رفتن
die down
تحلیل رفتن
dogtrot
یورتمه رفتن
consumes
تحلیل رفتن
cr
سر سطر رفتن
to ease nature
سر قدم رفتن
emaciate
تحلیل رفتن
consume
تحلیل رفتن
file past
رژه رفتن
consumed
تحلیل رفتن
drop off
بخواب رفتن
retrogress
پس رفتن برگشت
outraging
ازجا در رفتن
precess
پیش رفتن
march past
رژه رفتن
to march forth
پیش رفتن
to make he
پیش رفتن
make way
پیش رفتن
light out
ناگهان رفتن
kirk
به کلیسا رفتن
jink
طفره رفتن
aspire
بالا رفتن
inposition
به موضع رفتن
retrogressing
پس رفتن برگشت
retrogressing
بقهقرا رفتن
peregrinate
بزیارت رفتن
pass on
پیش رفتن
pass off
بیرون رفتن
pass in review
رژه رفتن
retrogress
بقهقرا رفتن
on the point of going
در شرف رفتن
retrogressed
بقهقرا رفتن
retrogressed
پس رفتن برگشت
retrogresses
بقهقرا رفتن
retrogresses
پس رفتن برگشت
immerge
فرو رفتن
hie
بشتاب رفتن
go off
بیرون رفتن
to pound a long
کوبیدن و رفتن
traipses
راه رفتن
traipsing
راه رفتن
to go for a walk
گردش رفتن
outrage
ازجا در رفتن
outraged
ازجا در رفتن
go for a walk
گردش رفتن
go down
پایین رفتن
go along
همراه رفتن
go out
بیرون رفتن
traipsed
راه رفتن
he was not inclined to go
سر رفتن نداشت
he was made to go
وادار به رفتن شد
he hasno notion of going
سر رفتن ندارد
aspired
بالا رفتن
aspires
بالا رفتن
aspiring
بالا رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com