English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (5 milliseconds)
English Persian
orang utan opening گشایش لهستانی
sokolsky opening گشایش لهستانی
Other Matches
pole لهستانی
polishes :لهستانی
polish :لهستانی
polish opening لهستانی
polak لهستانی
polack لهستانی
poles لهستانی
polish defence دفاع لهستانی
polish gambit گامبی لهستانی
hetman فرمانده لهستانی
the polish refugees مهاجرین لهستانی
the polish refugees گریختگان یا فراریان لهستانی
polkas رقص لهستانی پولکا
Polonaise rugs فرش های لهستانی
polish notation نشان گذاری لهستانی
polka رقص لهستانی پولکا
reverse polish notation نشان گذاری لهستانی معکوس
copernician وابسته به کپرنیک ستاره شناس لهستانی
mazurka رقص نشاط انگیز سه ضربی لهستانی
polonaise نوعی رقص موزون لهستانی پولونز رقصیدن
posy [bouquet] یک دسته گل [مانند گل فرنگ و یا نقش های لهستانی]
Chelsea carpet فرش های با نقش لهستانی مربوط به قرن شانزدهم میلادی
evolvement گشایش
issuance credit گشایش
first night گشایش شب
first nights گشایش شب
polish opening گشایش
aperture گشایش
apertures گشایش
openings گشایش
inauguration گشایش
opening گشایش
volumes گشایش
volume گشایش
alapin's opening گشایش الاپین
anderssen opening گشایش اندرسن
saragossa opening گشایش ساراگوسا
scotch opening گشایش اسکاتلندی
ponziani's opening گشایش پونتسیانی
sokolsky opening گشایش سوکولسکی
to unveil a statue ایین گشایش
nimzovitch attack گشایش لارسن
openings افتتاح گشایش
opening افتتاح گشایش
english opening گشایش انگلیسی
joke opening گشایش مضحک
orang utan opening گشایش اورانگوتان
bird's opening گشایش برد
larsen's opening گشایش لارسن
foot in the door <idiom> گشایش یا فرصت
benko opening گشایش بنکو
inverted opening گشایش معکوس
orang utan opening گشایش سوکولسکی
pliantly polonica یکجور ناخوشی که ازان موی سر کرک شده بهم گره میخوردناخوشی لهستانی است
easy money policy سیاست گشایش پول
bishops opening گشایش فیل شطرنج
normal opening گشایش نرمال یا فرانسوی
credit application تقاضای گشایش اعتبار
arteriotomy برش یا گشایش شریان
paris opening گشایش پاریس شطرنج
queen's fianchetto defence گشایش لارسن شطرنج
ruy lopez opening گشایش روی لوپس
reti opening گشایش رتی شطرنج
gambits قربانی پیاده شطرنج در گشایش
barcza system سیستم بارکزا در گشایش رتی
queen's pawn opening گشایش پیاده وزیر شطرنج
from gambit وامبی فروم در گشایش برد
gambit قربانی پیاده شطرنج در گشایش
breman system سیستم برمن در گشایش انگلیسی
berlin defence دفاع برلین در گشایش فیل شطرنج
alfred wolf gambit گامبی الفرد وولف در گشایش رتی شطرنج
advising bank بانکی که گشایش اعتبار اسنادی رابه ذینفع
salvtatorian شاگردی که نطق گشایش یاتهنیت امیزرا اداکند
west coast computer faire یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
sicilian attack حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
reti gambit گامبی رتی در گشایش رتی شطرنج
expansion joint درز گسترش درز گشایش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com