English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (6 milliseconds)
English Persian
moving screen گشتی ممانعتی
Other Matches
preemptive attack تک ممانعتی تک پیشگیری کننده از شروع تک دشمن تک ممانعتی
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
combat air patrol هواپیمای گشتی رزمی گشتی رزمی هوایی
spoiling attack تک ممانعتی
prohibitive tariff تعرفه ممانعتی
moving screen پوشش ممانعتی
denial operations عملیات ممانعتی
denial ممانعت ازدشمن عملیات ممانعتی
denials ممانعت ازدشمن عملیات ممانعتی
denial operations عملیات ممانعتی در مقابل نفوذدشمن
interdict ممانعت کردن اجرای عملیات ممانعتی
interdiction ممانعت کردن عملیات یا اتش ممانعتی
flad suppression تیر ممانعتی روی جنگ افزارهای پدافند هوایی
feedback گشتی
patrols گشتی
patrolman گشتی
patrolling گشتی
patrolled گشتی
patrol گشتی
out guard گشتی
patrolmen گشتی
confusion گم گشتی
combat patrol گشتی رزمی
end around دور گشتی
coastal patrol گشتی ساحلی
contact patrol گشتی اخذتماس
combat air patrol گشتی هوایی
fighting patrol گشتی رزمی
contact patrol گشتی تماس
fanal چراغ گشتی
inshorepatrol گشتی ساحلی
patrol cars اتومبیل گشتی
patrol قسمت گشتی
service craft قایق گشتی
roundsman افسرپلیس گشتی
reconnaissance patrol گشتی شناسایی
out guard گشتی صحرایی
patrol car اتومبیل گشتی
inshorepatrol گشتی مرزساحلی
standing patrol گشتی ثابت
runner گردنده گشتی
patrolling قسمت گشتی
patrolled قسمت گشتی
patrol boats ناوچه گشتی
patrol boat ناوچه گشتی
patrolmen پلیس گشتی
patrolman پلیس گشتی
vessels ناو گشتی
vessel ناو گشتی
runners گردنده گشتی
patrols قسمت گشتی
flatfoot پلیس گشتی
beach patrol گشتی ساحلی
air guard گشتی هوایی
barrier patrol گشتی مامور موانع
black Maria اتومبیل گشتی پلیس
barrier patrol ناو گشتی سد کننده
black Marias اتومبیل گشتی پلیس
screwdriver پیچ گشتی [ابزار]
barrier combat air patrol گشتی مرزی هوایی
turnscrew پیچ گشتی [ابزار]
fire patrol گشتی اتش نشان
air interdiction عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
scout helicopter هلی کوپتر شناسایی یا گشتی
end around carry رقم نقلی دور گشتی
night cap گشتی رزمی هوایی شبانه
end around borrow رقم قرضی دور گشتی
barrier combat air patrol گشتی هوایی سد کننده راه دشمن
radar picket cap هواپیمای گشتی هوایی حامل رادار
lightening bug ship هلی کوپتر روشن کننده گشتی
milk walk گشتی که شیر فروش میزند گشت
zippers گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
zipper گشتی رزمی هوایی 42 ساعته در منطقه هدف
locap گشتی رزمی هوایی مخصوص ارتفاع پست
air raid reporting control ship گشتی کنترل کننده گزارش حملات هوایی
target cap گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
igo علامت من پست گشتی خود راترک می کنم در درگیری هوایی
closure minefield میدان مین سد کننده حرکت میدان مین ممانعتی دریایی
resumes در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resuming در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resumed در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
resume در رهگیری هوایی به معنی اینکه اخرین ماموریت گشتی خود را مجددا اجرا کنید
picket ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
picketed ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
pickets ناو گشتی نرده کشیدن دستک یا نرده
shore patrol انتظامات ساحلی یا گشتی ساحلی
air picket هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com